بهشت ایران
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی, به وبلاگ من خوش آمدی. به استحضارتان می رسانم که انتشار اخبار صحیح و مقابله با شایعات آرمان من است.از نظرات سازنده شما هم استقبال می کنم.
 
 
20 دروغ بزرگ درباره عراق
نوشته شده در ۱۳۸٢/٦/۱٧
ساعت : ٩:٠٤ ‎ق.ظ
نویسنده : رضا
نظرات
نگاهي دوباره به پرونده عراق پس از 150 روز


قسمت دوم


نويسندگان: توماس بلومار، پيتر فرانسن





11ـ عراق در پشت پرده با حملات يازدهم سپتامبر ارتباط داشت



ژنرال وسلي كلارك، فرمانده كل سابق نيروهاي ناتو گفت: «از روز اول تلاش شد كه به طريقي بين حمله تروريستي يازدهم سپتامبر سال 2001 و صدام حسين ارتباط برقرار شود». خبرنگار راسرت از ژنرال كلارك پرسيد: «چه كسي قصد داشت اين كار را بكند؟»



ژنرال كلارك گفت: «خوب اين مسأله مربوط به كاخ سفيد بود؛ يعني افراد داخل و خارج كاخ سفيد. من در روز يازدهم سپتامبر، مصاحبه‌اي با شبكه «سي.ان.ان» داشتم. درست پيش از اينكه تصوير من از تلويزيون پخش شود، از كاخ سفيد به من تلفن كردند. شخصي كه به من تلفن زده بود،‌ گفت: «شما بايد در مصاحبه‌تان بگوييد كه بين حادثه يازدهم سپتامبر و صدام حسين رابطه وجود دارد. شما بايد بگوييد كه اين حمله، ناشي از اقدام تروريسم دولتي است. شما بايد بين حملات و صدام حسين ارتباط برقرار كنيد». من پاسخ دادم: «من حاضرم اين كار را بكنم، اما آيا شما مدركي هم داريد؟» متأسفانه پاسخي به اين سؤال من داده نشد. حتي امروز يعني دو سال پس از آن ماجرا، هنوز هم هيچ مدركي در اين زمينه ارايه نشده است.



12ـ عراق از «القاعده» حمايت مي‌كند



كالين پاول در برابر شوراي امنيت سازمان ملل متحد گفت: «شاخه‌هاي شبكه «القاعده»، مستقر در بغداد، كار هماهنگي ميان «القاعده» و رژيم عراق و تأمين منابع مالي و تداركاتي آنها را انجام مي‌دهند». او قصد داشت، آنگونه القا كند كه «القاعده» نمايندگاني در عراق دارد و اين‌گونه نتيجه‌گيري كند كه عراق و «القاعده»‌ با يكديگر همكاري مي‌كنند. با وجود اين ، همه اذعان دارند كه عمليات تروريستي يازدهم سپتامبر به وسيله يك شاخه «القاعده» ‌در شهر هامبورگ طراحي شده بود. آيا كسي مدعي شد كه بين آلمان و «القاعده» ارتباط وجود دارد؟ به احتمال زياد، «القاعده»‌ در بيش از 40 كشور همكاراني دارد.



آيا مي‌توان همه اين كشورها را متهم به همكاري با «القاعده» كرد؟



13ـ بازسان تسليحاتي گفته‌هاي ما را تأييد مي‌كنند



در اوايل سال 2001، كالين پاول در نامه‌اي از نامزدي خوزه موريسيو بوستاني براي احراز مقام رياست سازمان منع سلاح‌هاي شيميايي در يك دوره 4 ساله حمايت كرد. اين در حالي است كه در فوريه سال 2002 بوستاني پس از به دست آودن اين مقام، از نامزدي عراق براي رياست اين سازمان حمايت كرد. درواقع عراق با اعلام نامزدي خود براي احراز اين پست، درها را به روي بازرسان سلاح‌هاي شيميايي گشود. پس اين سؤال مطرح مي‌شود كه اگر سازمان منع سلاح‌هاي شيميايي نيز به نوبه خود مثل هيأت بازرسان خلع سلاح سازمان ملل متحد و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، تأييد مي‌كرد كه اثري از سلاح‌هاي كشتارجمعي در عراق وجود ندارد، ‌وضعيت به چه شكلي درمي‌آمد؟ به هر حال بوستاني در آن مقطع زماني واقعا پا در كفش آمريكا كرد. دو ماه بعد، سازمان منع سلاح‌هاي شيميايي، بوستاني را به بهانه بي‌كفايتي و سوءمديريت از كار بركنار كرد. درواقع اين آمريكايي‌ها بودند كه با اعمال فشار بر ديگر كشورهاي عضو اين سازمان، زمينه بركناري او را فراهم آوردند. البته او تنها كسي نبود كه دچار چنين سرنوشتي شد. چند نفر از اعضاي هيأت بازرسي خلع سلاح سازمان ملل متحد نيز مورد غضب آمريكايي‌ها قرار گرفتند، زيرا آنها در اظهارنظرهايشان، دقيقا آنچه را كه مورد نظر آمريكا بود، بر زبان نمي‌آوردند. نفر آخر خود هانس بليكس، رييس هيأت بازرسان بود. آمريكا او را متهم به عدم بي‌طرفي كرد. منظور آنها اين بود كه هانس بليكس به اندازه كافي از فرضيه آمريكايي‌ها دفاع نمي‌كند.



14ـ دانشمندان عراقي جرأت سخن گفتن ندارند



ديويد آلبرايت دانشمند آمريكايي و بازرس سابق خلع سلاح سازمان ملل متحد گفت: دانشمند عراق، مهدي شكور عبيدي، پيش از جنگ مي‌گفت كه لوله‌هاي آلومينيومي قرار نيست براي ساخت دستگاه‌هاي سانتريفوژ جهت غني‌سازي اورانيوم مورد استفاده قرار بگيرند. پس از جنگ و با از بين رفتن ترس و وحشت از رژيم ديكتاتوري صدام، اين دانشمند عراقي باز هم، همان اظهارات سابقش را تكرار مي‌كند. مهدي شكور عبيدي، پيش از آغاز جنگ خليج فارس در سال 1991، مديريت يك واحد غني‌سازي اورانيوم را در عراق بر عهده داشت. پيش از جنگ اخير عليه عراق، آمريكايي‌ها ادعا مي‌كردند: «با رفتن صدام حسين، دانشمندان عراقي به حرف خواهند آمد». اما يك بار ديگر ادعاهاي آمريكا با واقعيت مطابقت نداشت. ديگر هيچ دليلي وجود ندارد كه دانشمندان عراقي سكوت كنند، مگر اينكه پيشتر حقيقت را گفته باشند.



15ـ جامعه بين‌المللي از موضع ما حمايت مي‌كند



پيام بوش و بلر در سخنراني‌هايشان اين بود: «جامعه جهاني نمي‌تواند با وجود تهديد دايمي از سوي عراق، به حيات خود ادامه دهد». آنها بر پايه اين دروغ، مدعي مي‌شدند كه با حمايت جامعه بين‌المللي، قصد دارند تا با اقتدار و چهره حق به جانب كسي به عراق حمله كنند كه راست مي‌گويد. اما درواقع بوش و بلر اين جنگ را بر خلاف اراده شوراي امنيت سازمان ملل متحد، اكثريت قاطع كشورهاي عضو اين سازمان و افكار عمومي جهاني آغاز كردند. در طول جنگ و پس از پايان آن، وجهه آمريكا به پايين‌ترين حد خود در تاريخ اين كشور كاهش پيدا كرد و نتايج نظرسنجي‌ها به خوبي مؤيد اين واقعيت بود. در حقيقت جامعه جهاني از بوش و بلر متنفر بود.



16ـ عراق در حمله تروريستي شهر اوكلاهما دست داشت



يكي از داستان‌هايي كه پل ولفوويتز سر هم كرد، اين بود: «من فكر مي‌كنم كه صدام در حمله تروريستي سال 1995 در شهر اوكلاهما دست داشت». اين اتهام بر پايه اين دستور به عراق وارد شد: «حالا كه عراق را هدف گرفته‌ايم، بهتر است تا مي‌توانيم، اين كشور را متهم كنيم». در حقيقت حمله تروريستي در شهر اوكلاهما كه 168 كشته بر جاي گذاشت، به وسيله تيموتي‌مك‌وي از فعالان جناح راست افراطي آمريكا صورت گرفته بود؛ يعني همان جناحي كه ولفوويتز، بوش، چني و رامسفلد، خود به آن تعلق دارند.



17ـ جسيكا لينچ يك قهرمان است



گروهي از نيروهاي ويژه ارتش آمريكا، درست مثل فيلم‌هاي رمبو به بيمارستان ناصريه حمله كردند. مأموريت آنها آزاد كردن سرباز زن آمريكايي، جسيكا لينچ از دست جلادان عراقي بود. بر پايه ادعاهاي آمريكايي‌ها، عراقي‌ها ناجوانمردانه براي جسيكا و همقطارانش به كمين نشسته‌ بودند و به روي آنها تيراندازي كردند. پس از آن جسيكا به بيمارستان منتقل شد. عراقي‌هاي وحشي او را مورد بدرفتاري قرار دادند. چرا؟ چون اين دختر شجاع آمريكايي توانسته بود به تنهايي و بدون سلاح، يك گردان از نظاميان جنايتكار عراقي را نابود كند.



عمليات آزادسازي جسيكا، به وسيله يك بالگرد ارتش آمريكا فيلمبرداري شد به اين ترتيب، داستان جسيكا، احساسات ميليون‌ها آمريكايي را برانگيخت.



حتي شبكه «بي.بي.سي» اعلام كرد كه جسيكا دچار ضربه مغزي شده است. يك بازو و يك پايش شكسته و قوزك پايش متورم شده است. اما حرفي از زخمي شدن در اثر برخورد گلوله در ميان نبود... حقيقت اين بود كه جسيكا در حال نبرد زخمي نشده بود. او در اثر واژگون شدن كاميون نظامي ارتش آمريكا زخمي شده بود. سربازان عراقي او را به بيمارستان منتقل كردند. او در بيمارستان از بهترين مراقبت‌ها و بهترين تغذيه برخوردار شد. پزشكان ناصريه به شدت متعجب بودند كه چرا آمريكايي‌ها اين نمايش رمبو را به راه انداختند؟ تنها كافي بود كه آنان در بزنند و از ما بخواهند كه جسيكا را به آنها تحويل دهيم. ما اين كار را با كمال ميل انجام مي‌داديم. در چند هفته، افكار عمومي آمريكا و رسانه‌ها فريب داستان جسيكا را خوردند.



«بي.بي.سي» اعلام كرد: وزير دفاع آمريكا در تمام اين مدت مي‌دانست كه حقيقت چيز ديگري است، اما سكوت كرد.



18ـ «دفتر طرح‌هاي ويژه» در پنتاگون، يك نهاد اطلاعاتي شفاف است



سازمان «سيا» ‌هميشه تمام دستورات وزير دفاع آمريكا، دونالد رامسفلد را به مورد اجرا نمي‌گذاشت. در سازمان «سيا» شماري معتقد بودند كه كار سرويس‌هاي اطلاعاتي عبارت است از جمع‌آوري اطلاعات درست و موثق. آنها حاضر نبودند به دستورات دولت كه از آنها مي‌خواست، اطلاعات خلاف واقع را ارايه دهد گردن نهند. رامسفلد از اين رفتار آنها ناراضي بود، زيرا او به مداركي كه تهديدات از سوي عراق را تأييد كنند، احتياج داشت. به همين دليل رامسفلد، سرويس اطلاعاتي ويژه خودش را با عنوان دفتر طرح‌هاي ويژه ايجاد كرد. پاتريك لانگ، مدير سابق سرويس اطلاعاتي وزارت دفاع آمريكا مي‌گويد: «دفتر طرح‌هاي ويژه به گزينش اطلاعاتي اقدام مي‌كرد كه مؤيد فرضيه‌هاي رامسفلد بودند. اين دفتر، خبرهاي گزينشي را به شكل مستند و مستدل تنظيم مي‌كرد و سپس آنها را در اختيار رييس‌جمهوري مي‌گذاشت». او ادامه مي‌دهد: «آنها واقعا كار اطلاعاتي نمي‌كردند، بلكه تبليغات سياسي انجام مي‌دادند».



19ـ ما دموكراسي و آزادي را به عراقي‌ها ارزاني مي‌كنيم



بوش پيش از جنگ مي‌گفت كه هدفش بردن دموكراسي و آزادي به عراق است، اما امروز عراق به يك مستعمره تبديل شده است. آمريكايي‌ها يك دولت دست‌نشانده را در اين كشور بر سر كار آورده‌اند كه اجازه ندارد بدون تأييد حاكم آمريكايي (پل برمر) هيچ تصميمي بگيرد. در اين دولت يك وزير انرژي حضور دارد كه هيچ مهارتي در مسايل مربوط به نفت ندارد! به جاي عراق بهتر بود كه آمريكايي‌ها به بهبود وضعيت كشور خودشان بپردازند، به عنوان مثال امروز كسي در كاخ سفيد حكومت مي‌كند كه منتخب مردم آمريكا نيست.



در آمريكا درصد واجدان شرايط كه در انتخابات شركت مي‌كنند، از هر كشور ديگري پايين‌تر است. در آمريكا آراي مردم به معني واقعي كلمه خريد و فروش مي‌شود. تاكنون بوش براي تأمين هزينه‌هاي انتخاباتي‌اش در سال آينده 35 ميليون دلار ـ كمك معادل 4/1 ميليارد فرانك بلژيك ـ‌از سوي ثروتمندترين افراد آمريكا دريافت كرده است. اين در حالي است كه در آمريكا دوميليون و يكصدهزار نفر زنداني هستند و اين آمار نسبت به همه كشورهاي دنيا بيشتر است.



ظرف 25 سال گذشته، 700 نفر اعدام شده‌اند كه شماري از آنها كودك و افراد معلول ذهني بوده‌اند. 35 ميليون نفر در آمريكا زير خط فقر زندگي مي‌كنند. سومالي و آمريكا تنها كشورهاي دنيا هستند كه كنوانسيون سازمان ملل متحد در مورد حقوق كودكان را امضا نكرده‌اند. پس كدام دموكراسي؟ كدام آزادي؟



20ـ خدا مرا مأمور كرد كه عراق را فتح كنم



بوش به نخست‌وزير فلسطين، محمود عباس كه هاج‌وواج به سخنان او گوش مي‌كرد، گفت: «خدا به من دستور داد كه «القاعده» را شكست بدهم و من نيز آنها را شكست دادم. بعد خدا به من دستور داد كه به صدام حمله كنم و من هم اين كار را كردم و اينك خدا به من مأموريت داده است كه مشكل مناقشه خاورميانه را حل كنم». حتي اگر بوش در چهل سالگي نيز اين الهامات الهي را دريافت كرده، اكنون دچار اشتباه شده است، زيرا خداوند رسما انكار مي‌كند كه چنين مأموريت‌هايي به او داده باشد.

:: برچسب‌ها: