بهشت ایران
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی, به وبلاگ من خوش آمدی. به استحضارتان می رسانم که انتشار اخبار صحیح و مقابله با شایعات آرمان من است.از نظرات سازنده شما هم استقبال می کنم.
 
 
ساعت : ۸:۱۳ ‎ق.ظ
نویسنده : رضا
نظرات



يعني، سطح تقابل از محدوده رويارويي ايران و عراق فراتر رفت؟
پاسخ: بله، علاوه بر آن، يك بحث جدي و پايه اي هم در اين موضوع است. آنها به فكر افتادند كه راه شكست ما قطع منابع مالي است. ما هم از كس ديگري كمك نمي گرفتيم. پس ديگر نمي توانستيم بجنگيم و تنها منبعي كه مي توانستند قطع كنند، نفت ما بود. امكانات فراواني به عراق دادند تا صدور نفت ما را قطع كنند.
ما داشتيم خط لوله اي به سمت بندرعباس مي كشيديم كه از آنجا نفت را صادر كنيم. اما هنوز در راه بود و دو سه سال وقت لازم داشت تا به سرانجام برسد. ما براي انجام اين كار زمان در اختيار نداشتيم و غربي ها بر دامنه مسلح كردن عراق افزوده بودند. به عراق موشك هاي اگزوسه دادند. همچنين بمب هاي ليرزي دادند، فرانسوي ها هواپيماي سوپر اتاندارد دادند. هدف و سياست آنها اين بود كه منبع درآمد ما را بخشكانند.
سياست متقابل ما هم اين شد كه بايد همه از خليج فارس نفت صادر كنند. اگر ما نمي توانيم، ديگران هم نبايد بتوانند. اين سياست جنگي تازه ما شده بود. البته عراق با يك لوله كه از عربستان مي گذشت، از طريق درياي احمر نفت را صادر مي كرد، ولي آن لوله، حداكثر به يك ميليون بشكه نفت در روز براي صادرات جواب مي داد.
سياست مقابله به مثل را انتخاب كرديم، هرجا كه آنها يك كشتي مي زدند، يك كشتي آنها زده مي شد. اگر بندر ما را مي زدند، متقابلا ًبندر زده مي شد. آمريكا ديد كه با وجود اين همه امكانات و كمك همسايگان به عراق، ايران همچنان دست برتر را دارد. آمريكا خودش به صحنه آمد و اسكورت نفت كش ها را خود آمريكايي ها به عهده گرفتند. پرچم آمريكايي روي نفتكش بزرگ كويت بود كه همان كشتي به تير غيب گرفتار و غرق شد. در جلو و عقب اين كشتي ناو آمريكايي حركت مي كرد كه هدف قرار گرفت و يك صبح زود خبر دادند كشتي در حال غرق شدن است.
شما منتظر شنيدن اين خبر بوديد؟
پاسخ: بله (با لبخند) ، چون هميشه ادعا مي كرديم كه آنها با اين ترفندها نمي توانند صادرات نفت خود را ادامه دهند. در آن مقطع هر وقت تصميم مي گرفتيم ، مي توانستيم تنگه هرمز را ببنديم. اين كار براي ما سخت نبود. آمريكا هم وارد جنگ شد. سكوهاي نفتي ما را منهدم كرد. عراق توانايي اين كارها را نداشت. آمريكايي ها هليكوپترهاي ما را زدند، يكي از ناوچه هاي خوب ما و يك كشتي بزرگ قديمي را دو نيم كردند. ايرباس مسافري ما را در آن مقطع سرنگون كردند. درست كارهاي صدام را انجام مي دادند. پس در جنگ، با آمريكا مواجه شديم. سياست قطع منابع مالي را پيش مي بردند و ما هم مصمم بوديم جلوي آنها را بگيريم. روز به روز مسئله داغ تر مي شد. تا آن لحظه، امام، ما و رزمندگان، آماده پذيرش آتش بس نبوديم، تحولي پيش آمد كه همان سئوال شماست. قبل از آن امام (ره) اجازه صحبت درباره پذيرش آتش بس را نمي دادند. چون روحيه رزمندگان آسيب مي ديد. اما مسئله اي پيش آمد كه امام راضي شدند.
مي توانيد آن مسئله را توضيح دهيد؟
پاسخ: بله، مسئله اين است كه، اولاً دولت نامه اي به امام نوشت و وزراي اقتصاد و رئيس بانك مركزي گفتند ديگر از تأمين هزينه هاي جنگ ناتوانيم و حداكثر مي توانيم غذاي مردم را تهيه كنيم. اقتصاد كشور نمي تواند جنگ را تأمين كند. البته اگر بنا بود جنگ ادامه پيدا كند، امام مي توانستند با دعوت مردم به رياضت اين مسئله را حل كنند.
تحولات ميدان جنگ، از جمله بمباران شيميايي حلبچه منجر به اين شد كه نيروهاي نظامي ما بفهمند در اين مورد ديگر نمي توانند بجنگند. من به قرارگاه رفتم و آقاي محسن رضايي كه فرمانده سپاه بود، ليستي تهيه كرده بود و گفت: اگر بخواهيم جنگ را ادامه دهيم، باتوجه به ضعيف شدن تداركات بايد اقلام اين ليست را به ما بدهيد. آن ليست اكنون موجود است، خيلي مفصل بود، اعداد و ارقام آن دقيقاً يادم نيست، اما در آن گفته شده بود فلان مقدار تانك، هليكوپتر و هواپيما و فلان مقدار پول و مهمات لازم است. سه سال هم وقت براي بازسازي نيروها نياز است كه بتوان علاوه بر عمليات دفاعي، دست به عمليات تهاجمي زد. گفتند: مهم ترين شرط اين است كه شما بايد آمريكا را با حربه هاي سياسي از خليج فارس بيرون كنيد. وگرنه نمي توان جنگيد. پس از اينكه محسن رضايي اين مباحث را مطرح كرد، گفتم همه را به عنوان نياز جبهه بنويسيد. ما هم به امام مي دهيم تا راه حل آن را بدهند. نامه آقاي رضايي را به جلسه سران سه قوه بردم.
در جلسه سران اعلام شد كه اين مقادير را نمي توان تأمين كرد. ۵ نفري پيش امام رفتيم، بحث و گفت وگو كرديم كه اولاً آمريكا نمي گذارد ما بر عراق پيروز شويم. ثانياً اگر جنگ ادامه يابد، پيشرفتي نخواهيم داشت و فقط كشته هاي دو طرف افزايش مي يابد. ديگر نمي توانيم مثل گذشته به عمليات خود ادامه بدهيم. امام گفتند با اين مستندات و آثار، چاره اي جز پذيرش آتش بس نداريم.
جناب آقاي هاشمي، از سال ۶۳، اين تحليل ها وجود داشت. منتقدان جنگ مي گفتند ايران از نظر توان اقتصادي، قدرت تقابل با آمريكا را ندارد. يعني از سه يا چهار سال پيش و شايد بعد از فتح خرمشهر همه مي گفتند، اما هيچگاه توجه نشد و حتي بعضاً گفته شد، اينها مخالف مصالح ملي كشور و انقلاب هستند.
پاسخ: با اين تعابير كه شما اشاره كرديد ، نمي گفتند. حرف هايي مي گفتند كه مبناي خيلي ضعيفي داشت. بالاخره اين تحليل بود كه شرق و غرب نمي گذارند عراق را بگيريم. استدلال ما هم اين بود كه قصد نداريم عراق را بگيريم. به همان دليل كه به فاو رفتيم، اگر به ام القصر مي رفتيم، همه چيز تمام مي شد. به همان دليلي كه جزيره مجنون را گرفتيم، اگر جاده بصره - بغداد را هم مي گرفتيم، جنگ تمام مي شد. اين از قدرت ما خارج نبود. اما به هر حال جنگ بود و مسايل خاص خودش را داشت. ما توانسته بوديم چند عمليات كامل و موفقيت آميز انجام دهيم و منطقاً و عملاً نشان داده بوديم كه مي توانيم. هرچند هر بار مشكلي پيش مي آمد. وارد جزئيات آن موانع نمي شويم كه چه شد ما كه تا نزديك دجله رفتيم، بچه ها از آب دجله وضو گرفتند يا چه شد كه القرنه را كه محل تلاقي دجله و فرات در شمال بصره است، گرفتيم و ادامه نداديم. نصف درياچه سد دربندي خان را گرفتيم، اگر روي سد مي رفتيم، همه چيز عوض مي شد. ديگر عراق نمي توانست از حربه هاي غيرنظامي عليه ما استفاده كند.




سد حربه عظيمي بود. سه ميليارد مترمكعب آب در پشت سد بود. طرح هايي داشتيم كه هدف آن گرفتن مكان هايي براي فشار بر صدام و گرفتن حق خودمان بود. در آن مقطع هدف ما تصرف كل عراق يا ساقط كردن صدام نبود، هدف ما اين بود كه جايي را بگيريم و آن را وسيله احقاق حق قرار دهيم.
از توضيحات شما به اين پرسش تازه مي رسيم كه چرا در مدتي كه آمريكا تشخيص داد بايد قدرت عراق و شوروي سابق را مهار كند، شما بهترين استفاده را از موقعيت نكرديد؟ باتوجه به ماجراي مك فارلين كه شما بيشتر از همه از آن خبر داريد، چرا ايران از اين فرصت طلايي خوب استفاده نكرد؟
پاسخ: البته سندها بعداً به دست آمد و قابل اعتماد هم نبود.
در حدّ احتمال قابل بررسي بود. همكاري هاي آمريكا با ما در آن مقطع هم بسيار محدود بود. در حدي كه اگر ما در لبنان كمك مي كرديم و يك گروگان آزاد مي شد، آمريكا هم به ما تعدادي موشك تاو مي داد كه براي ما مفيد بود. چون ما در مقابل تانك هاي عراقي وسيله اي مثل تاو نداشتيم. اگر تاو در دست سربازان ما بود، تانك ها نمي توانستند از ۴ كيلومتري جلوتر بيايند. در فاو هم گرفتن تعدادي از اين موشك ها موثر بود. موشك هاي ضدهوايي هاگ بسيار مهم بودند. فضاي عمومي جبهه، جاهاي حساس، جزيره خارك و ديگر نقاط حساس را با اين موشك ها حفظ مي كرديم. يا لامپ رادارهاي ما سوخته و از كار افتاده بود كه به ما لامپ دادند. البته مشروط به شرايطي بود. صحبت از يك كشتي اسلحه هم بود.ضمناُ هميشه ناخالصي هايي در رفتار آمريكايي ها ديده مي شد و در همه معاملات حسن نيت آنها زير سئوال بود. امام و سران سه قوه هم در جريان بودند. اما همه شك داشتيم. تا اينكه در نشريه الشراع به اصطلاح افشاگري كردند. امام به اين نتيجه رسيدند كه ديگر با اينها نمي توانيم كار كنيم. دستور دادند به مردم همه چيز را بگوييد كه من گفتم.
يعني ترجيح مي داديد رابطه با آمريكا به صورت پنهاني ادامه پيدا كند و بعد كه علني شد، تصميم گرفتيد ارتباط را قطع كنيد؟
پاسخ: ما به اينها اعتماد نداشتيم. مثلا ًمك فارلين كه به ايران آمد، بنا بود مقدار قابل توجهي سلاح هم بياورد. اما چند كانتينر قطعات مورد نياز ما را با هواپيما آوردند. تعدادي موشك هاگ اسرائيلي هم آوردند كه مدتها در فرودگاه ماند و آنها مجبور شدند پس بگيرند. خيلي اعتماد نداشتيم. شروع يك حركت بود. ضمن اينكه تامين سلاح مهم بود. من اين مسايل را در يك مجموعه توضيح خواهم داد.
چگونه موضوع به الشراع درز كرد؟
پاسخ: اسناد آن هست. آقاي قرباني فر كه واسطه بود، با فروختن سلاح به اينجاها رسيد. آنها قطعات مورد نياز ما را گران حساب كردند. كتابچه هاي قيمت ها را كه ديديم، متوجه شديم گران حساب كرده اند. ۵ يا ۶ ميليون دلار اضافه مي خواستند. مثلاً از رقم ۲۱ ميليون دلاري، ما فقط ۱۴ ميليون دلار داديم و بعد متوجه شديم مي خواهند مبلغ اضافه را از ما بگيرند و به كنتراهاي نيكاراگوا بدهند كه ما نداديم. براي اين موضوع مدتي كشمكش بود. قرباني فر مدعي بود از حساب خودش پرداخته است. ماموران ما مي گفتند مبالغ اضافه را خودت پس بگير. گران داديد. اين آقاي قرباني فر نامه اي به آقاي منتظري نوشته و شكايت كرده بود.
قبلاً گفته شده است كه مهدي هاشمي به الشراع خبر داده است. اين خبر صحبت دارد؟
پاسخ: من نمي دانم، به هر حال در الشراع چاپ شد.

:: برچسب‌ها: