بهشت ایران
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی, به وبلاگ من خوش آمدی. به استحضارتان می رسانم که انتشار اخبار صحیح و مقابله با شایعات آرمان من است.از نظرات سازنده شما هم استقبال می کنم.
 
 
ساعت : ۸:۱٤ ‎ق.ظ
نویسنده : رضا
نظرات


هرچه از جنگ مي گوييد و جلوتر مي رويم، بحث جذابتر مي شود، اما ما نگران وقت شما و فضاي روزنامه هستيم، اگر اجازه بدهيد سراغ برخي مسائل ديگر برويم.
آخرين و تازه ترين تحول كه در مسائل ايران رخ داد، ماجراي رأي شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره ايران است. قبل از اين رأي، شنيده شده بود كه حضرتعالي به وزارت خارجه توصيه كرده ايد اين مشكل را حل كند. با وضعيت جديدي كه پيش آمده است، اولاً آيابه نظر پيشين خود هستيد؟ ثانياً فكر مي كنيد ايران در شرايط جديد بايد چه برخوردي با آژانس داشته باشد؟
اين كه من تنهايي گفته باشم، درست نيست. همه مسئولان سطح بالاي كشور، نظر داشتند كه ما بايد مذاكره كنيم. منتهي من كمي از بقيه جدي تر بودم و مي گفتم، چرا دير حركت مي كنيد؟ وقتي سياست اين است، رسماً اعلام كنيد كه ما علاقمند مذاكره هستيم. زيرا در مقدمه معاهده منع گسترش سلاح هاي هسته اي نوشته شد كه اگر دولتي تصميم گرفت به پروتكل الحاقي معاهده بپيوندد، بايد مذاكره كند و پاسخ سوالهاي خود را بگيرد. ما خواستيم به اين مقدمه عمل كنيم، قرار بود نتيجه مذاكره گزارش شود تا درباره آن تصميم بگيريم. يعني جدي بوديم كه مذاكره بشود تا اگر ايرادي وجود نداشته باشد، به پروتكل بپيونديم. ولي، قبل از اينكه مذاكرات به جايي برسد، اينها به شوراي حكام رسيدند و اين بي ادبي را كردند.
مذاكرات دير شروع شد. دو سه روز مانده به صدور آن رأي، رسما اعلام شد كه نماينده ايران در حال مذاكره است. چرا ايران مذاكره را دير شروع كرد؟ اصلاً اين معاهده براي ايران چه ابهامي دارد كه در پي رفع آن است؟ اين معاهده يك متن روشن، دقيق و حقوقي است. ايران مدام از يك ابهام سخن مي گويد كه خيلي روشن نيست.
پاسخ: فقط ابهام نيست، خيلي چيزهاي ديگر است، اولا ً تصميم متعلق به دو سه ماه پيش و مربوط به شوراي قبلي است. در اين فاصله مشكلاتي با شورا داشته اند كه نمي توانسته اندبراي بازديد بيايند. آخر هم براي بازرسي و نمونه برداري آمدند و عملاً آنچه را كه مي خواستند با پروتكل بدست آورند، بدون پروتكل انجام دادند.
اگر اشتباه نكنم، شما گفتيد اگر مي خواهيد، علاوه بر سايت نطنز، اراك را هم ببينيد.
پاسخ: در آنجا چيزي نداريم. يك كارخانه توليد آب سنگين است كه در اصفهان مصرف مي كنيم. اين كار مثل غني كردن اورانيوم براي بوشهر است. در اين جريان مأمورين ما حق داشتند. به هر حال چيزي براي پنهان كردن ندارد. اين گونه نبود كه آنها يكباره متوجه چيزي شده باشند.
اعلان رسمي آن كمي دير شد. اگرچه خبر در دست آنها بود و كارشناسان هم بيش از حد توقعشان، اجازه داشتند كه ببينند، اما ابهام آن خيلي زياد است. اولين حرف ما اين است كه شما به تعهدات خود عمل نمي كنيد. مي گوئيم وقتي يك قدم به جلو مي آئيد، بگوييد در اين مذاكره چگونه به تعهدات خود براي قدمهاي بعدي عمل مي كنيد. ابهاماتي هم وجود دارد. مثلا ًبا امضاي پروتكل الحاقي، آنها تا كجا براي بازرسي مي توانند بيايند؟ آيا آنها حق دارند در جايي كه هيچ ارتباطي با سيستم هسته اي ندارد، وارد شوند؟ مثلاً بگويند، مي خواهند دفتر رياست جمهوري و حتّي جاهاي حساس تر را ببينند؟ اين همان كاري است كه در عراق هم مي كردند. بايد در پروتكل، حدود مكانهاي بازديد روشن شود. پروتكل الفاظ كشداري دارد كه معلوم نيست مراد آن چيست.
هم چنين كيفيت تعهد آنها مشخص نيست. انتظاراتي كه اينها دارند و چيزهايي كه مي خواهند، مهم است. در دنيا اين موضوع بكر است، تاكنون تنها ۳۳ كشور به پروتكل الحاقي پيوسته اند كه بسياري از اين كشورها بازرسي هم نشده اند، منتظر بازرس هم نبودند، متن كمي بكر است و حرف دارد. خودشان هم قبول دارند. خود محمد البرادعي در مذاكره با من گفت: اگر شما تصميم بگيريد امضا كنيد، حداقل چهار سال طول مي كشد تا نهايي شود، يك مقدار در مذاكره، يك مقدار در امضا و يك مقدار در مجلس وقت مي برد. الحاق بعضي از كشورها تا هفت سال وقت گرفته است. بحث هايي دارد كه كارشناسان مي نشينند و كار مي كنند. حقيقتاً جاي مذاكره دارد و خودشان هم مي دانند. اگر چنين نبود، مي گفتند بدون مذاكره امضا كنيد.
من فكر مي كنم ايران هيچ كوتاهي نكرد. آمريكا پشت قضيه بود و نمي خواست كار ما با شورا به خوبي حل شود. با همين بهانه جويي ها و ترفندها قطعنامه را عليه ما تهيه كردند.
قطعنامه نكته اي دارد كه به نظر مي رسد قاعده حقوقي بديعي است. اين قطعنامه از ايران مي خواهد كه با «اثبات عدم» ثابت كند درصدد دستيابي به سلاح هسته اي نيست. از طرفي شوراي حكام گفت: اگر تا ۴۰ روز ديگر از ايران پاسخ قانع كننده اي دريافت نكند، موضوع به شوراي امنيت احاله مي شود. ايران در فرصت كوتاه مي خواهد چه كند؟
پاسخ: طبيعي است كه ما زور را تحمل نمي كنيم، اين را تا بحال هم ثابت كرده ايم، طبعاً مذاكرات مثل سابق و حتي ضعيف تر ادامه پيدا
مي كند. چون اعتماد قبلي ما به شوراي حكام كم شده است. آنها با صدور آن قطعنامه به ايران اهانت و بي ادبي كردند. آنها بايد اين اهانت را جبران كنند. بعد، مي تواند ادامه پيدا كند تا مسائل روشن شود. اينكه ضرب الاجل تعيين كنند، كار درست نمي شود. آيا مي توان در يك كار اختياري ضرب الاجل تعيين كرد؟ ما اگر همين امروز هم بخواهيم از معاهده اصلي بيرون بيائيم، مي توانيم. همين الان مي توانيم بگوييم اساساً كل معاهده را قبول نداريم، چه برسد به پروتكل الحاقي آن. اما گفتيم مي خواهيم مذاكره كنيم. كارهايي كه كردند، خيلي قلدرمآبانه است كه بايد به نحوي جبران كنند.
شما مي دانيد كه اين رابطه اصلاً حقوقي نيست كه بخواهيد استدلال كنيد، بلكه يك رفتار سياسي است و آنها كار خودشان را مي كنند. اگر به همين روال پيش رود، مهلت ۴۵ روزه و يك ماه بعد از آن سپري مي شود. اين گونه مطرح است كه پس از اين مدت قطعنامه تحريم ايران به شوراي امنيت مي رود. آيا ايران براي اين گزينه تدبيري انديشيده و خود را آماده كرده است؟ آيا راهي براي خنثي كردن آن وجود دارد؟
پاسخ: اين مسايل، بحثي نيست كه من به تنهايي بتوانم جواب دهم، در شوراي عالي امنيت ملي مسئولان و رؤساي سه قوه هستند، بحث مي كنند و معمولاً هم رهبري تصميمات را تصويب مي كنند. وقتي آنها به تصميمي رسيدند، به رهبري مي دهند تا ايشان تصويب كنند. ممكن است خودم نظري داشته باشم، ولي درست نيست قبل از اينكه آن مرجع رسمي نظرش را اعلام كند، بگويم.
ولي نظر شما به عنوان هاشمي رفسنجاني براي خوانندگان ما اهميت دارد.
پاسخ: كمي صبر كنيد، زيرا نظر رسمي مي تواند ارزش بيشتري براي شما داشته باشد.
با اين حساب، پرونده بحث اتمي را بسته تلقي كنيم. چون مهمترين مسئله تصميم ايران است كه شما مي فرماييد بايد منتظر اعلام تصميم رسمي كل نظام باشيم .اگر اجازه دهيد به سراغ بحث انتخابات برويم.
از اكنون معلوم است كه انتخابات مجلس هفتم محل مناقشه است. يك تجربه ناگوار در انتخابات شوراها داشتيم كه يا به علت اين مناقشه ها و يا به دلايل ديگر مردم در انتخابات خوب شركت نكردند. جمهوري اسلامي هم مدام اعلام كرده است كه با اتكاء به آراء مردم و حضور آنان در صحنه كارش را پيش مي برد. به نظر شما، اين اتفاق در انتخابات آينده هم تكرار مي شود يا نه؟ اگر تكرار شود مي توان نتيجه گرفت مردم از نظام رويگردان شده اند؟
پاسخ: البته بين انتخابات مجلس و انتخابات شوراها مقداري تفاوت وجود دارد. چون شوراها، بخصوص در تهران بسيار ناموفق بودند. مردم به جز صحبت ها و جدال اعضاي شورا پيشرفتي در كارها نديدند و برايشان تاسف آور بود.
شوراي شهر اصفهان موفق بود، اما در آن شهر هم اين اتفاق افتاد.
پاسخ: نمي دانم شوراي اصفهان موفق بود يا نه، اما درست است كه اين اتفاق در آنجا هم افتاد كه دلايل متعددي وجود دارد. شايد توقع مردم از شوراها چيزهاي زيادي بود. زيرا در اوايل كه قرار بود كار شوراها را شروع كنيم، به گونه اي بحث شد كه شوراها شهرها را بهشت مي كنند. خيلي درباره آنها تبليغ شد. اما مردم در بهترين جاها تفاوت زيادي نديدندو نسبت به گذشته كه شورا نبود ، وضع فرقي نكرد . هزينه زيادي بابت شوراها مي پردازند كه نتيجه هم معكوس است. اما مجلس مثل شورا نيست، مجلس مشاجرات دارد، اما بالاخره كار مي كند. لوايح بودجه، برنامه ها، انتخاب وزرا، لايحه ها و طرحهاي مختلف، بحث هاي سياسي، نطق پيش از دستور، موضع گيريها و نظارتها از كارهاي مجلس است. مي خواهم بگويم يكسان نيست. مثل هم نبينيد. ولي نوعي سرخوردگي در مجلس هم هست. لذا فكر مي كنم ضمن اينكه بعيد است انتخابات مجلس مثل شوراها بشود، بايد بيشتر كار كنيم و مقدمات را فراهم كنيم تا آراي، مردم از گذشته ها كمتر نشود.
در زمان دولت من وقتي براي انتخابات محاسبه ۲۵ يا ۲۶ ميليون راي رسيديم، انتظار داشتيم كه در دوره هاي بعدي با افزايش جمعيت، تعداد رأي هم زياد شود كه در رياست جمهوري به ۳۰ ميليون رسيد. انتظار ما به طور طبيعي اضافه شدن سالي يكي دو ميليون رأي بود. اما با وجود اينكه سالي يك ميليون به جمعيت رأي دهنده اضافه مي شود، اين اتفاق نيفتاد. من فكر مي كنم بايد همه، دست به دست هم بدهند و مردم را اميدوار كنند. يعني مردم بدانند كه رأي آنها موثر است و تشويق شوند كه به پاي صندوقها بيايند و افراد را انتخاب كنند. با توجه به روال فعلي، جاي نگراني هست، ولي اميد هم هست كه با تأكيدات رهبر و توجه به خواسته هاي عمومي عوامل مشوق مردم را زياد كنيم.
تا آنجا كه من متوجه شدم، شما تا حدودي نگران كاهش مشاركت مردم هستيد. انتخابات پديده اي است كه تمام دنيا با تعدادي كم يا زياد انجام مي شود، اما در ايران گفته مي شود كه مشاركت كم فاجعه است. در كنار انتخابات اكنون ما با مشكلات مهم تري هم مواجه هستيم، فشارها و تهديداتي هست. ما در زماني افتخار مي كرديم كه مردم با وحدت ملي و ايمان ديني، يكپارچه در صحنه حضور دارند. اما آيا همين سرخوردگي كه شما اشاره كرديد، عاملي نيست تا ما قدري بازنگري به روشهاي قديم بخصوص در مواضع سياست خارجي داشته باشيم و اميدوار نباشيم كه با تكيه بر روشهاي قديم، مي توانيم اهدافمان را پيش ببريم؟ آيا نظام و خود حضرت عالي درباره اين موضوع چاره اي انديشيده ايد؟
پاسخ: فكرهايي دارم. به هر حال كارهايي به عهده ماست كه بايد بهتر انجام دهيم تا مردم را اميدوارتر كنيم. خطرها را از كشورمان دور كنيم. موانع توسعه كشور را برداريم، مردم احساس كنند كشورشان هر لحظه در حال ساخته شدن است. آينده براي فرزندان آنها بهتر خواهد شد. قابل اطمينان تر مي شود، منابع نقد مي شود و مسايل ديگر. اين كارها را با شيوه هاي مختلف مي توانيم انجام دهيم. از نظر سياسي هم بايد مردم احساس كنند كه رأي و نظرشان در جامعه تأثير دارد. مقداري از اين دعواهاي موجود براي مردم معناي خوبي ندارد. مردم بعد از انقلاب، هميشه به مسئولان اعتماد داشته اند. آنها را دلسوز، با درايت و عاقل مي ديده اند. وقتي كه مي بينند اينها به جان يكديگر افتاده اند همديگر را بدنام مي كنند، تهمت مي زنند، و به تعبير آقاي خاتمي ، سياه نمايي مي كنند، عيب هاي كوچك را بزرگ مي كنند و حسن ها را در نظر نمي گيرند، نااميد مي شوند. اينها تأثيرات خوبي ندارد، راهها هم روشن است، فهم آن سخت نيست. آقاياني كه در دعوا ، نزاع و باند هستند، اگر كمي دندان روي جگر بگذارند و صبر كنند، مي توان بخشي از مشكلات را كم كرد. مردم خوشحال تر و اميدوارتر مي شوند، البته واقعاً بايد كار كرد. مسئله با حرف حل نمي شود. حرف براي موج آفريني مفيد است، اما در درازمدت به درد مردم نمي خورد. مردم مدام حرف مي شنوند. مسئولين ما همه اينها را بلدند، انشاءالله انجام مي دهند.
شما بيشتر از موضع نصيحت و مصلحت صحبت مي كنيد، اما به نظر مي رسد اين اختلافات واقعي و نوعي نزاع قدرت است، ممكن است شما اين تعبير را نپسنديد. مادام كه نتوان توزيع قدرت را به صورت عادلانه تدارك ديد، به نظر شما مي توان انتظار داشت كه با نصيحت و موعظه، طرفين دعوا را وادار كرد كه دست از دعوا بردارند؟
پاسخ:, معتقدم با نصيحت نمي شود، بلكه مسائل مورد نزاع در هر دوجناح بايد حل شود.
اين اراده را در هر دو جناح مي بينيد؟
پاسخ: مايوس نيستم. ولي زياد هم اميدوار نيستم كه قاطع به شما بگويم حل مي شود. اما مأيوس نيستم. چون خيلي از آقايان را مي شناسم و مي دانم حسن نيت دارند، دلشان براي انقلاب ، مردم و جامعه مي سوزد. معلوم است كه وضع موجود به جايي نمي رسد.
اجازه بدهيد چند پرسش هم درباره منطقه مطرح كنيم. در فلسطين، يكي از بحراني ترين موقعيت ها را ظرف ۱۰-۱۲ سال اخير شاهد هستيم. همه اميدها به اين بود كه با آ مدن ابومازن، تعادلي ايجاد شود. حتي گروههاي مختلف فلسطيني كوتاه آمدند و آتش بس را پذيرفتند. اما سرانجام ابومازن زير فشارهاي مختلف كه بخشي از آن از طرف اسرائيل و بخشي ديگر به خاطر منازعات داخلي بود، كنار رفت. آينده اين نقطه را چگونه مي بينيد؟ ايران براي حضور معنوي در جنبش فلسطين كه هميشه تاكيد مي كرد، چه برنامه اي دارد؟
پاسخ:من در «نقشه راه»آينده اي نمي بينم. اين نظر من تازه نيست و بعد از حوادث اخير به آن نرسيده ام. همان روزهاي اول، برخي از دوستان كشورهاي اسلامي و اروپايي به ايران آمدند و با من صحبت كردند، من گفتم: مسايل اصلي نزاع در اين طرح ناديده گرفته شده است. به مسئله قدس توجه نشده است و به اين صورت اين نزاع حل نمي شود. مسئله آوارگان مطرح است. آينده پنج ميليون آدم آواره، معلوم نيست. مسئله مهم همين آوارگان هستند، شهرك هاي صهيونيستي كه توسط اسراييل ساخته شده اند، تكليف روشن نيست. خيلي چيزهاي مهم را نديده اند و همه را به آينده موكول كرده اند. اينها فكر مي كردند نقطه مثبت نقشه راه اين است كه اجازه تأسيس يك دولت مستقل فلسطين داده مي شود. اين يك تحول است و همين قدر اعراب و فلسطينيها را اميدوار مي كرد. يعني يك گام به جلو. اما اگر يك گام به جلو برداشته شود و چند گام به عقب و آن مسايل حل نشود، آن وقت دو دولت مستقل با هم مي جنگند، اشكال دوم اين است كه با اين نواقصي كه در نقشه راه هست، مطمئن باشيد كاري از پيش نمي رود. من اسرائيل و صهيونيست ها را خوب مي شناسم و عميقاً معتقدم كه اسرائيل نمي خواهد يك دولت مستقل در خاك فلسطين، تشكيل شود. شك ندارم، حتي حزب كارگر اسرائيل هم نمي خواهد. تندروها كه مطلقاً مخالف هستند. كارگري ها زبانشان نرمتر است، اما در آخر آنها هم به همين جا مي رسند و متوقف مي شوند. معتقد بودم اسرائيل همكاري نمي كند. اما آنها نگران بودند ما كارشكني كنيم، گفتم شما مطمئن باشيد ايران در عمل اقدامي نمي كند. اما نظرمان را مي گوييم كه اين به جايي نمي رسد. عادلانه هم نيست، اگر مسئله حل شود و وضعيت پنج ميليون آواره روشن نشود، دوباره شروع مي شود.

:: برچسب‌ها: