بهشت ایران
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی, به وبلاگ من خوش آمدی. به استحضارتان می رسانم که انتشار اخبار صحیح و مقابله با شایعات آرمان من است.از نظرات سازنده شما هم استقبال می کنم.
 
 
ساعت : ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ
نویسنده : رضا
نظرات


1- می گویند پادشاهی با تعجب آمیخته به تقدیر، وزیر خود را گفت؛ فلان صاحب منصب از اردوگاه دشمن، در میان اهل دیار خود قدر و منزلت بالایی داشت و جز به مقام بلند در کشور خویش تن نمی داد، چه ارزان او را خریدی و به آستان بوسی ما آوردی؟ آنهم در جمع چاکران و غلامان، نه بزرگان و امیران؟! و زیر زمین ادب بوسید و گفت: او را هنگامی خریدم که قدر و قیمت پیشین بر باد داده و به غایت ارزان شده بود! هنر من آن نیست که متاع گران را ارزان خریده باشم، بلکه کالای ارزان را به قیمت خریده ام!
2- شامگاه روز یکشنبه 18 مردادماه 88 سایت اینترنتی حزب اعتماد ملی نامه ای از مهدی کروبی خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی را منتشر کرد که بلافاصله با استقبال گسترده خبرگزاری های خارجی و سایت های خبری گروههای ضد انقلاب روبرو شد. در این نامه مهدی کروبی از رئیس مجلس خبرگان خواسته است «درباره شایعه تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها تحقیق کند»! این نامه تاریخ 7 مرداد، یعنی 14 روز پیش را دارد و پسر کروبی در توضیح آن می گوید پدرش این نامه را ده روز بعد از ارسال خصوصی برای آقای هاشمی رفسنجانی و در حالی که جوابی از او نگرفته است برای عموم منتشر می کند! در نامه کروبی آمده است «عده ای از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده اند(!) که منجر به ایجاد جراحات و... گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده اند، به طوری که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده اند»! کروبی در این نامه از منابع خبری خود نام نمی برد و تنها می نویسد: «افرادی این مطالب را به من گفته اند که دارای پست های حساس در این کشور بوده اند»!
3- «منبع سیاه» یکی از ترفندهای شناخته شده و معروف در عملیات روانی است که بیشترین کاربرد آن در «شایعه پراکنی» است. در این ترفند، «شایعه» مورد نظر دشمن به نقل از یک منبع ناشناخته و نامعلوم، ساخته و منتشر می شود که اصطلاحاً به «منبع سیاه-Black Source» معروف است.
انتخاب منبع سیاه با این منظور صورت می پذیرد که مخاطبان شایعه فقط شنونده باشند و مراجعه به منبع و کشف واقعیت برای آنان امکان پذیر نباشد، چرا که اگر منبع ارائه شده از نوع «سفید» -روشن و قابل دسترسی- و یا «خاکستری»- نیمه روشن و نهایتاً قابل کشف- باشد، علاوه بر رسوایی شایعه پردازان، کارآیی شایعه نیز از بین می رود. کارشناسان و صاحب نظران برجسته عملیات روانی، تاکید می کنند که شایعات برخاسته از منبع سیاه، دوام چندانی ندارد و در فاصله کوتاهی پس از انتشار، بی اثر می شود. از این روی معتقدند که از ترفند منبع سیاه فقط باید در فضای غبارآلود و با اهداف کوتاه مدت استفاده کرد.
«منبع سیاه» با واژه هایی نظیر «گفته می شود»! «شنیده شده است»! «افرادی که نمی خواهند نامشان فاش شود گفته اند»! و... ارائه می شود و در برخی از موارد نیز برای این که «شایعه» برخاسته از منبع سیاه، واقعی جلوه داده شود، سازندگان شایعه، ضمن ارائه «منبع سیاه» از مخاطبان می خواهند که خود درباره صحت و سقم آن دست به تحقیق و بررسی بزنند!
در نامه کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی، تمامی ویژگی های «شایعه سازی با استناد به منبع سیاه» دیده می شود. در این نامه به جای ارائه منابع قابل بررسی، از واژه هایی نظیر «عده ای از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند»!، «از افرادی که در کشور پست های حساس داشته اند، شنیده ام»! و... استفاده شده که شامل افراد فراوان و بی شماری می شود و هیچکدام از آنان نیز بدون اشاره به نام و نشان آنها قابل دسترسی نیستند. نکته درخور توجه این که در ادامه نامه مهدی کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی از دومین شگرد در «سازه شایعه با منبع سیاه» نیز استفاده شده و خطاب به آقای هاشمی از وی خواسته شده است «مسئولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این اخبار را برعهده بگیرد»!
همانگونه که دیده می شود در نامه مهدی کروبی از یکسو شایعه ای خطرناک و مشمئز کننده ساخته می شود و از سوی دیگر هیچ منبع قابل دسترسی برای تحقیق درباره آن ارائه نمی شود. یعنی دقیقاً شایعه ای برخاسته از منبع سیاه ساخته و منتشر شده است و با شناختی که از مهدی کروبی در دست است و مخصوصاً طی چند ماه اخیر آشکارتر شده است به جرأت می توان گفت وی در حد و اندازه ای نیست که خود این شایعه را با رعایت تمامی ترفندها و ریزه کاری های فنی تهیه کرده باشد. اما چه کسانی آن را ساخته اند؟ کافی است به اطرافیان مهدی کروبی و سوابق شناخته شده آنها نظری افکنده شود!
4- در آموزه های عملیات روانی، شایعه برخاسته از منبع سیاه در حد یک شبنامه ارزیابی می شود که فاقد اثرگذاری مورد نظر شایعه سازان است، کارشناسان عملیات روانی برای جبران این نقیصه توصیه می کنند که ارائه «منبع سیاه» را یک «شخص حقیقی» و شناخته شده برعهده بگیرد تا نگاه مخاطب قبل از «منبع» به شخص ارائه کننده «منبع سیاه» جلب شود که این وظیفه را مهدی کروبی برعهده گرفته است. اما، همین کارشناسان، از این حالت با عنوان «ترفند کثیف DIRTY TRICK» یاد می کنند و معتقدند شخصی که مأموریت ارائه منبع سیاه را برعهده می گیرد باید از شخصیت خود عبور کرده باشد و یا به اندازه ای کم شعور باشد که قدرت درک پایان ماجرا را نداشته باشد، چرا که شایعه برخاسته از منبع سیاه، بسیار کم دوام است و بی اساس بودن آن خیلی زود بر ملا شده و برای شخص مفروض رسوایی برانگیز خواهد بود. باید توجه داشت که میزان این رسوایی با نوع شایعه ارتباط مستقیم دارد و هر چه شایعه مشمئز کننده تر، رسوایی حاصل از آن بیشتر...
و اما دشمن در مهدی کروبی کدام ویژگی مورد لزوم برای «ترفند کثیف» را کشف کرده که او را برگزیده است؟! آنچه به جرأت می توان گفت این که؛ کروبی طی چندماه اخیر به یکی از سهل الوصول ترین شخصیت های مورد نیاز برای دشمنان ایران اسلامی و مردم شریف آن تبدیل شده و به قول وزیر آن پادشاه، ارزان شده است که ارزان خریده می شود!
5-چرا کروبی نامه مورد اشاره را خطاب به آقای هاشمی نوشته است؟ این نامه، مطابق معمول و به روش جاری و معقول باید خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه نوشته می شد. ولی تهیه کنندگان نامه کذایی می دانسته اند که نامه نگاری به قوه قضائیه و درخواست بررسی از این قوه الزاماً بایستی با ارائه سند، دلیل و یا شواهد و قرائنی همراه باشد و دست کروبی- بخوانید تهیه کنندگان اصلی نامه- از این اسناد و شواهد خالی است. و اساساً هدف از ارسال نامه یاد شده، شایعه پردازی و فضاسازی برای سوءاستفاده دشمنان بیرونی بوده است و چنانچه کروبی این نامه را برای آیت الله شاهرودی می فرستاد، ایشان بلافاصله از وی درخواست سند و شاهد کرده و بررسی برای صحت و سقم این شایعات را در دستور کار قرار می داد. در این حالت -مفروض- اولا؛ دست کروبی - بخوانید دست های پنهان در پشت ماجرا- خیلی زود برملا می شد. و ثانیاً کروبی نمی توانست ادعا کند که نامه را ابتدا به طور خصوصی برای آقای رفسنجانی فرستاده و بعد از آن که پاسخی نگرفته اقدام به انتشار عمومی آن کرده است! و حال آن که مقصود اصلی نامه، سیاه نمایی علیه اسلام و انقلاب و مقصد اصلی آن، رسانه ها و محافل بیگانه بوده است و اگر نامه خطاب به آیت الله شاهرودی نوشته می شد، این مقصود و مقصد به دست نمی آمد، چرا که ارزشی بیشتر از یک ترفند نداشت. دقیقاً مانند این که، شخصی با ارسال نامه به یکی از مسئولان غیرقضایی و غیرامنیتی ادعا کند «برخی از افراد و کسانی که قبلاً در کشور مسئولیت داشته اند، خبر داده اند که مهدی کروبی تعدادی از جوانان را به بهانه اشتغال به یک خانه تیمی متعلق به حزب اعتمادملی کشانده و سپس به طرز فجیعی آنها را به قتل رسانده است»! و از آن مسئول بخواهد که «صحت و سقم این اخبار را بررسی کند»! و سپس این نامه را برای رادیوهای بی بی سی، آمریکا، اسرائیل و سایت خبری بهایی ها و... بفرستد. این حالت با آنچه مهدی کروبی نوشته است چه تفاوتی دارد؟! هیچ! و از نظر قضایی و حقوقی چه ارزشی دارد؟ باز هم؛ هیچ!!... پس «ای هیچ برای هیچ بیهوده مپیچ»!
6- اگرچه مهدی کروبی برای بسیاری از اطرافیان خود نیز قدر و منزلتی ندارد تا آنجا که مسئول ستاد انتخاباتی وی، پای صندوق رای، برگه رای خود را به همه نشان می دهد تا بدانند او آنقدر کم هوش و کودن نیست که به کروبی رای بدهد! ولی مردم برای قدر و منزلت انقلاب و نظام اسلامی خود ارزش فراوانی قائلند و اجازه نمی دهند افرادی مثل مهدی کروبی برای خوشامد عوامل سیا و موساد، با حیثیت آنها بازی کند! بنابراین وظیفه قطعی و غیرقابل تردید دستگاه قضایی آن است که مهدی کروبی را احضار کرده و از او برای اتهامی که وارد کرده است دلیل و سند بخواهد و اگر دلیل و سندی ارائه داد که ماجرا با جدیت و بدون اغماض پی گیری شود. و اگر دلیل و سندی ارائه نکرد- که ندارد و نمی کند- او را بدون کمترین ملاحظه ای مجازات کنند. بدیهی است که در این زمینه باید به قول حضرت امام(ره) نگاه حکومتی داشت و جرم انجام شده را عادی تلقی نکرد.
حسین شریعتمداری


:: برچسب‌ها: