بهشت ایران
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی, به وبلاگ من خوش آمدی. به استحضارتان می رسانم که انتشار اخبار صحیح و مقابله با شایعات آرمان من است.از نظرات سازنده شما هم استقبال می کنم.
 
 
ساعت : ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ
نویسنده : رضا
نظرات

اغتشاشات ایران چرا شکل گرفت؟ قسمت دوم

سبزها و غیر سبزها حتماً بخوانند!

لازمه تداوم استعمار چیست؟

عقب نگهداشتن و وابسته نگهداشتن جوامع بدون اطلاع آنان لازمه تداوم استعمار است. لذا به ایران می‌گویند در دروازه طلایی پیشرفت دنیا قرار داری و شاه هم می‌گوید به زودی تبدیل به ژاپن خواهیم شد. ولی آمار را که نگاه می‌کنید این را نمی‌گوید. در آن زمان تنها 168هزار نفر دانشجو داشتیم در حالی که امروز 4میلیون نفر دانشجو داریم.

در جهان سوم و کشورهای درحال توسعه، تشکیلات فرامانسوری (فراموش‌خانه) را راه انداختند که هیچ شناختی درباره آن وجود ندارد ولی هم اکنون هم مانند اژدهای چندسر در دنیا وجود دارد. وظیفه این تشکیلات این بود که جهان سومی‌هایی که برای تحصیل به غرب می‌رفتند را با شعار برادری و برابری به جلسات خود دعوت و آنها را ناآگاهانه جذب کنند. لذا در دوران پهلوی می‌بینیم که سفارت انگلیس و فرانسه و روسیه با مشاوره هم ترکیب کابینه و مجلس را تعیین می‌کردند. وابستگی‌ها را به صورت نامرئی ایجاد می‌کردند. لذا امام(ره) وقتی با قانون لوایح شش گانه‌ی نظام ارباب رعیتی و تقسیم زمین میان دهقان‌ها مخالفت می‌کند پیچش مو را می‌بیند. به ظاهر قانون خوب است ولی اربابان تراکتور، کمباین، سم و رسیدگی به موقع و تولید خوب و بالا دارند اما با تقسیم زمین بین رعایایی که توان مالی مناسب ندارند، ایران را به بازار مصرف گوشت و لبنیات و گندم و ... تبدیل کردند.

چرا جهان سوم مستعمره‌ی غرب شد؟ خواص و نخبگان در مقابل مستعمره‌ شدن چه کار کردند؟

کریم خان بعد از تسلیم شدن مردم کرمان دستور می‌دهد چشم‌ها را دربیاورند و برای او از آنها از بیرون تا داخل شهر فرش کنند.

ناصرالدین شاه در سفرش به اروپا تمام منابع را به باد داد و در برابر آن غرب متعهد شد که برای شاه از کاخش تا حضرت عبدالعظیم حسنی ماشین دودی راه‌اندازی کند. هم زمان با او امپراطور ژاپن هم از اروپا دیدن کرد و دید که چقدر عقب افتاده‌اند. پس از بازگشت از آنجا دستور داد فناوری‌های پیشرفته‌ی غرب را دریافت کنند نه اینکه تولیدات آنها را بخرند. لذا حتی از تعویض شیشه کاخ خود جلوگیری می‌کند تا شیشه ساخت خودشان را به دست آورند.

پس دلیل اول نظام حاکم است.

دلیل دوم هم جهالت مردم است. تست هوش ایرانی بالا است ولی همین هوش بالا وقتی در مسیر درست قرار نگیرد به جای بوعلی سینا به یک چوپان تبدیل می‌شود. لذا می‌بینیم عالمان تلاش می‌کنند اما نتیجه‌ای نمی‌گیرند. سال 1342 که امام(ره) قیام می‌کند کسی حمایتش نمی‌کند ولی در سال1357 و با گذشت زمان و آگاه شدن مردم، انقلاب پیروز می‌شود.

در زمان 23 سال نبوت پیامبر اکرم هم همینطور بوده، ایشان 23 سال مشروعیت داشتند ولی پس از 13سال و با آگاه شدن مردم و ایجلد مقبولیت، نظام حکومتی اسلام را در مدینه در دست گرفتند.

نخبگانی که در غرب درس خوانده‌اند چه چیزی دیده‌اند مشخص نیست ولی هیچ منطقی را نمی‌پذیرند و معتقد به تسلیم در برابر غرب هستند.

استعمار فرانو چگونه شکل گرفت؟

استعمار از جنگ جهانی اول به استعمار نو تبدیل شد، که معتقد به اشغال نظامی نیست. همانگونه که گفته شد در استعمار نو حاکمیت در اختیار استعمارگر است. سال1347 در پادگان جی شروع به آراستن کردند، طوری که فکر کردن شاه برای بازدید می‌آید. روز موعود رسید. دیدند یک سرگرد امریکایی با آجودانش وارد شد و دنبالش سرلشکر معتضد وارد می‌شود تمام افرادی که به استقبال رفته بودند مانند ژاپنی‌ها تا کمر برای کسی که درجه‌اش از آنها پائین تر بود خم شدند!؟ سال‌های 42و43 زمزمه روشنفکری و تغییر خط و الفبای فارسی مانند ترکیه فراگیر شد. عملی شدن این کار در ترکیه باعث شده است که امروزه میلیون‌ها جلد کتابی که متعلق به تمدن گذشته ترکیه است امروزه برای دانشگاهیان و مردمانش نا آشنا و بیگانه باشد. اگر خط و الفبای فارسی عوض شده بود آثار فاخری چون شاهنامه که بزرگترین کتاب حماسی است، چون مثنوی که بزرگترین کتاب عرفانی است و سایر کتاب‌ها برای مردم بی‌گانه بودند. بعد اط اسلام ایرانی ها خط و زبانشان را حفظ کردند ولی مصری‌ها نتوانستند و عرب شدند. اگر زبان ما عوض می‌شد نسل امروز با تمام ادبیات گذشته خداحافطی می‌کرد و گسست فرهنگی ایجاد می‌شد.یعنی استعمار  در تمام حاکمیت نفوذ می کند. از زبان روشنفکران و اصلاح‌طلبان خودمان می‌گفتند درک «و» در خواندن برای آموزش سخت است، بهتر است الفبایمان عوض شود؟!

به تعبیر مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) استعمار کهن از بین رفت و استعمار نو را آوردند، ولی دیدند که با آن هم امروزه بردی ندارند، راه دیگری را پیش گرفتند که نفوذ در ملت‌ها است و این همان استعمار فرانو است.

استعمار فرانو اشغال نظامی نیست، از طریق حاکمیت هم نیست، از طریق تسخیر مغرها است.

بت غرب سه ضلع داردف یک ظلع لیبرالیسم که سکولاریزم و پولورالیزم را نیز در اسه خود دارد، یک ضلع کاپیتالیزم و ضلع دیگر دموکراسی است.

اروپا را به سه دوره تقسیم می‌کنند. دوران قدیم که دوران جهالت بود. دوران وسطی که دوران حاکمیت کلیسا بود. کلیسایی که سخت با علم مخالفت می‌کرد.چرا که برای تداوم استعمار باید انسان‌ها را عقب نگهداشت. در دوران وسطی 5 میلیون دانشمند اعدام شدند.

در دوران جدید، رنسانس، حکومت کلیسا را پایان داد و لیبرالیزم با مفهوم آزادی انسان از هر قید بندی، از کلیسا، از چارچوب دین، از فرامین خدا، اخلاقیات و ... به صورت مطلق آزاد است. مگر در جایی که خواسته انسان با انسان های دیگر اصطکاک پیدا کند.

سکولاریزم می‌گوید خدا را قبول داریم. خدا عالم را آفریده و قوانینی را در نظر گرفته ولی در ادامه انسان‌ها خودشان هستند و قوا نین مورد نیازشان را خودشان وضع می‌کنند. خدا هم یکشنبه‌ها در کلیسا به واسطه نمایندگانش فقط منتظر بخشیدن گناهان شما است. یعنی دین از سیاست جدا است. پلورالیزم معتقد به تکثرگرایی است،می‌گوید همه‌ی ادیان صحیح هستند!؟ خیلی ظریف است با ایت حرف ریشه‌ی دین را زده است. مثلاً در مسیحیت تحریف شده، مشروب خوری آزاد است، مانند یزید برای توجیه شرب خمر می‌توان گفت، اگر به شریعت اسلام حرام است به شریعت مسیح که مشروب خوری حلال است، پس به آن عمل می‌کنیم. یعنی تکثرگرایی. خدا هست، ادیان هم هستند. در هر مسأله می‌توانید به هر دینی که می‌خواهید رجوع کنید. این که یک عده می‌گویند، چرا شورای نگهبان داریم، همین پلورالیزم است. سکولاریزم است. خرد جمعی گرایی است. خرد جمعی می‌خواهد به یک آدم عوضی رای دهد. شورای نگهبان چرا جلویش را می‌گیرد!

ادامه دارد...


:: برچسب‌ها: اغتشاشات, جنگ نرم, عملیات روانی