بهشت ایران
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی, به وبلاگ من خوش آمدی. به استحضارتان می رسانم که انتشار اخبار صحیح و مقابله با شایعات آرمان من است.از نظرات سازنده شما هم استقبال می کنم.
 
 
اکنون پس از 20 سال...
نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱٧
ساعت : ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ
نویسنده : رضا
نظرات

گروه سیاسی رجانیوز/ مهدی احمدی: سخنرانی حجت الاسلام سیدحسن آقا در مراسم سالگرد رحلت امام عزیز با شعارهای پی در پی مردمی اندک!! نیمه تمام ماند و ایشان با جمله " هنوز 20 سال بیشتر از رحلت امام نگذشته است" سعی کردند عاطفه و احساس عاشقان امام را تحریک کنند و چهره‌ای مظلوم وحق مدار از خود نشان دهند.

جناب سید حسن مصطفوی، شعار دهندگان را اندک خواند و معلوم نیست که این جمع اندک در میان خیل میلیونیِ مردمِ امام دوست چگونه توانستند، سخنرانی را ناتمام بگذارند، بگذریم

سیمای جمهوری اسلامی که این مراسم را زنده پخش میکرد، ماهرانه شعارهای مردم را پوشش نمی‌داد و بینندگان به محتوای شعارها پی نبردند اما معلوم بود که مردم به همسویی نواده خمینی عزیز با جریان فتنه اعتراض دارند و بازگشت به خط امام راحل را خواستارند.

حرکت مردم امام دوست بار دیگر هوشیاری و بصیرت را به نمایش گذاشت و نشان داد که این مردم به مراتب از مسلمانان صدر اسلام در تشخیص حق و باطل آگاه‌ترند.

شعارهای مردم در سالر‌وز رحلت امام نشان داد که اعتراض آنان از متن قرآن و سنت برخاسته است و بحمدالله روز به روز مردمی آگاه‌تر زمینه‌ساز ظهور حجت حق(عج) را فراهم می‌آورند.

در این نوشتار مختصر به گونه‌ای مستند، رفتار مردم در برابر نوادۀ امام راحل تحلیل و بررسی می‌شود:

1. در فرهنگ قرآنی به کسانی اهل یا ذریه پیامبر گفته میشود که با او پیوند و بستگی داشته باشند و مهمترین پیوند با پیامبر هم عقیده بودن با اوست 1 . از این روی خداوند، فرزند نوح را، از خاندان او نمی‌داند: "انه لیس من اهلک: او از خاندان تو نیست"2

اکنون پس از "20سال" آیا میتوان از هم عقیده بودن با دشمنان ملت چشم پوشید و با کسانی که همراهی با منافقان و سلطنت طلبان را فریاد میزنند، هم‌نوا شد؟

2. قرآن دربارۀ فرزندان یعقوب، تمام کاستی‌های آنان را برشمرد و در این معجزه جاوید چهرۀ فریبکارانه فرزندان یعقوب را هویدا کرد تا به همه مردم در همۀ زمانها نشان دهد که فرزندزادگی پیامبر خدا مصونیت نمی‌آورد. فرزند بدون واسطه پیامبر نقشه قتل، سرقت طرح میکند و به راحتی به پیامبر خدا دروغ می‌گوید.3

و اکنون پس از "20 سال" آیا می‌توان فرزندزادگی را دلیل موجّهی برای همسویی با محکومان دادگاه اسلامی دانست و محکومان را در آغوش کشید؟

3. در حوادث پس از رحلت پیامبر(ص)، خلیفه اول و دوم در سقیفه گرد آمدند و با جمله «شجرة الرسول: درخت پیامبری» خلافت را تصاحب کردند. امیر مومنان(ع) وقتی این جمله را شنید فرمود: به درخت پیامبری احتجاج کردند اما ثمرۀ آن را تباه کردند.4

اکنون پس از "20سال" آیا میتوان به درخت پر ثمر خمینی احتجاج کرد و میوۀ «استقلال» را نادیده گرفت و با کسانی که از کشورهای بیگانه برای دخالت در انتخابات مدد میجستند، همنشین شد؟

و اکنون پس از "20سال" آیا میتوان ثمرۀ «ولایت فقیه» امام را نادیده گرفت و در روز تنفیذ، غیبت غیر موجّه داشت؟

4. زید فرزند امام کاظم(ع) با افراد ناباب همنشین شد و برخی گناهان را به بهانه امام زاده بودن بی‌پروا انجام داد، امام رضا(ع) به او فرمود: پدرت موسی‌بن‌جعفر که تو به آن افتخار می‌کنی در عبادت چنین و چنان بود و تو چگونه گناه می‌کنی در حالی‌که امام سجاد فرموده است نیکوکار ما دو برابر پاداش و بدکردار ما دو برابر عذاب میشود.5

و اکنون پس "20 سال" آیا می‌توان به فرزندزادگی مرحوم حاج احمد خمینی افتخار کرد و به این بهانه «رأی ملت» را نادیده گرفت و در مراسم هفته دولت از همراهی با منتخب ملت سرباز زد و از سایت‌های ضد انقلاب مدال شجاعت دریافت کرد؟ آن پدری که تو فرزند اویی پیروی از ولایت را به تو وصیت کرد، چگونه پس از تنفیذ همچنان ساز مخالفت زدی؟ فأین تذهبون؟

5. جعفر فرزند امام هادی(ع) در وهم و خیال امام زاده بودن به جایگاه قائم آل محمد تعرض کرد امّا امام او را کنار زد تا نشان دهد که تنها امام زاده بودن امتیاز نمی‌آورد6.

و اکنون پس از "20 سال" آیا میتوان به بهانه نوادۀ امام بودن با کسانی که جوانان این دیار را به کشتن دادند، خندۀ مستانه سر داد و در عروسی فرزند فتنه با سران فتنه همنشین شد؟ به راستی کشتگان حوادث سال گذشته آرزوی رفتن به خانۀ بخت نداشتند؟

و اکنون پس از "20 سال" برای شما شمّهای از رفتارهای آگاهانه این امّت استوار را بازگو میکنم تا شاید مؤثر افتد:

ملت ایران در مکتب خمینی کبیر درس خوانده است همو که تندترین قلم را در کتاب «کشف الاسرار» علیه حکمی زاده و کسروی به کار گرفت تا نشان دهد که فرزند زاهدی مانند «شیخ مهدی حکمی» بودن مصونیت نمی‌آورد.

مردم عزیز ایران رفتارهای خائنانه دبیر کل حزب توده «کیانوری»، را از رفتارهای نیای بزرگوارش «شیخ فضل الله نوری» متمایز می‌کنند و شهید بهشتی(ره) با صلابت تمام در برابر نوادۀ شیخ فضل الله نوری ایستاد و او را خائن خواند.

ملت هوشیار ما، خیانت‌های بنی صدر را از خدمات پدر ارزشمندش «آیة الله بنی صدر همدانی» متمایز کرد و پدر را محترم و فرزند را خائن دانست.

و اکنون این ملت پس از "20 سال" صحنۀ زیبایی آفرید، ملتی که فرزند غدیر است در روزی که نمایندگانی از سراسر ایران برای تجدید عهد با خمینی عزیز گردآمده بودند، رفتارهای ناشایست شما در یکسال گذشته را مرور کرد و همین مردمی که از سال 75 – اولین سالگرد رحلت امام پس از درگذشت حاج احمد آقا- تا کنون برای شما عاطفه و احساس نثار می‌کردند، در برابرتان به اعتراض برخاستند تا نشان دهند که پیوند و وابستگی با امام پیوند با تفکر اوست و اگر نوادۀ خمینی عزیز هم از تفکر او جدا شود از ملت امام دوست فاصله میگیرد. دیروز نمایندگان همه شهرستانها به دیارشان بازگشتند و قصۀ پاسداری از تفکر خمینی را با افتخار بازگو کردند.

باور کنید که در میان امّتِ امام دوست جایگاهتان را از دست داده‌اید.

این امت 14 سال – پس از رحلت حاج احمد آقا خمینی- برای شما شعار دادند و به شما عشق ورزیدند، به راستی چگونه این جمع وقتی به رفتار شما اعتراض میکنند، اندک! میشوند؟

جناب آقای سیدحسن، من نمی‌گویم جریان فتنه طرفدار ندارد، اما طرفداران فتنه در حرم امام یافت نمی‌شوند. کمی درنگ کنید بسیار بعید می‌دانم امثال «دکتر سروش» در این "20سال" حتی یکبار هم در مراسم رحلت امام حاضر شده باشند، خود دانید. کمی از اطرافیان فاصله گیرید، خدا رحمت کند پدر بزرگوارتان را وقتی جلسه پنجشنبه ها را محفل برخی افراد دید جلسه را تعطیل کرد ولی متأسفانه شما پس از رحلت ایشان به بهانه جمع دوستان پدر، جلسه را از سرگرفتید. نمی‌دانم هنوز جلسه پنجشنبه‌ها هست یا نه ولی در دلسوزی اعضای جلسه کمی تردید کنید.

و سخن آخر آنکه ملّت هوشیار رفتارها را رصد میکنند و اگر «سید حسن مصطفوی» به تفکر امام بازگردد، بار دیگر «سید حسن خمینی» خواهد شد و کاستیهای یکساله‌اش را به پای جوانی‌اش می‌گذارند.

نیکو شدن به نسبتِ نیکو ، نه نیکُوی است

بوجهل و بولهب همه خویش پیمبرند

پاورقی:

[1] تفسیر قرآن ناطق، محمدی ری‌شهری، ص 46.

[2] هود، آیه 46.

[3] یوسف ، آیات 7 – 20.

[4] نهج البلاغه ، خطبه 67.

[5] عیون اخبار الرضا ج 2 ص 232.

[6] بحار الانوار ج 52 ص 42.


:: برچسب‌ها: سید حسن خمینی, ناتمام ماندن سخنرانی سیدحسن خمینی در حرم امام (ره)