بهشت ایران
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی, به وبلاگ من خوش آمدی. به استحضارتان می رسانم که انتشار اخبار صحیح و مقابله با شایعات آرمان من است.از نظرات سازنده شما هم استقبال می کنم.
 
 
لبیک یا حسین(ع) یعنی...
نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٢۱
ساعت : ٩:۱۱ ‎ب.ظ
نویسنده : رضا
نظرات

لبیک یا حسین(ع) یعنی...


1- بعد از واقعه عاشورا هنگامی که حرامیان سر مبارک امام حسین(ع) را برای یزید- لعنت الله علیه- آوردند؛ این بیت را سر داد که:
لعبت هاشم بالملک فلا خبر جاء ولا وحی نزل: آن مرد هاشمی (پیامبر (ص)) با حکومت بازی کرد و الا نه وحیی در کار بود نه خبری!
بی شک از فرد لاابالی و مست لایعقلی که شهوت خلافت و قدرت در وجود پست او ریشه دوانده بود و به لطف لطایف الحیل پدرش مسند خلافت را غصب کرده بود انتظار نمی رفت که بتواند جرعه ای از زلال حقیقت و حقانیت را نوشیده باشد.
بالطبع آنچه که او با مشاهده سرمبارک امام(ره) دریافت بر مبنای همان مخیله تنگ و تاریکش بود که هیچ روزنه ای از نور بدانجا راه نیافته بود و چنین می پنداشت که در نبرد و کارزار با نوه پیغمبر(ص) و فرزند علی(ع) فاتح گشته و حسین(ع) را از سر راه برداشته است...
2-«ابراهیم بن طلحه بن عبیدالله» از بنی امیه و هواداران حزب اموی است؛ بعد از واقعه عاشورا در مدینه در برخوردی با امام زین العابدین(ع) از روی سرزنش پرسید: من الغالب؟ یعنی پدرت حسین(ع) به کربلا رفت، جنگ کرد و کشته شد، اکنون چه کسی غالب و فاتح و پیروز است؟
حضرت سجاد(ع) حکیمانه در جمله ای جاودانه فرمودند: هنگامی که وقت نماز فرا رسید اذان و اقامه بگو، خواهی فهمید چه کسی غالب و پیروز است.
این پاسخ امام علی بن الحسین(ع) اشاره ای است کوتاه اما پرمغز به ترفندها و دسیسه هایی که حرامیان ترور اسلام نبوی را نشانه رفته بودند اما در فرجام کار طعم ناکامی را چشیدند. چرا که نقل است از «ابن عباس» که روزی در محفلی حضور داشتیم، ابوسفیان (رئیس بنی امیه) از آنجا می گذشت، در حالی که نابینا شده بود؛ در آن هنگام صدای اذان بلند شد، زمانی که موذن به جمله « اشهد ان محمد رسول الله» رسید، ابوسفیان در شرایطی که فکر می کرد غیر از بنی امیه کس دیگری نیست گفت: «ببینید این هاشمی (پیامبر(ص)) اسم خود را در کجا قرار داد و چگونه بالا برد.!»
3- گویی این عارضه مسری است و زراندوزان و جاه طلبان و معاندان و دشمنان خاندان رسالت و امامت بر مشی ظلمانی و نفهمی و جهالت تاریخی خود اصرار دارند. چرخه روزگار به دوران متوکل عباسی رسیده است و هر چند از عاشورای 61 هجری 176 سال سپری شده است اما در برابر نام و خط حسین(ع) آنچنان عرصه را تنگ می بیند که در سال 237 هجری دستور می دهد قبه ضریح امام حسین(ع) را در کربلا و همچنین خانه های بسیاری که در اطراف ساخته بودند خراب و با زمین یکسان نمایند و سپس فرمان می راند که آب به حرم امام حسین(ع) ببندند... این گستاخی به طمع براندازی نام حسین(ع) تا جایی ادامه می یابد که طبق دستور متوکل بر زمین قبر مطهر امام(ع) شخم زده و زراعت می کنند تا به کلی اسم و رسم مزار فراموش شود...(مقاتل الطالبین صفحه 395 به نقل از کتاب شیعه در اسلام علامه محمدحسین طباطبایی ص 226 و 227)
4- تأملی بر تاریخ اسلام نشان می دهد که در طول هزار و چند صد سال پس از عاشورا هر روز این جمله که گفته اند- والحق حکیمانه گفته اند- اسلام «محمدی(ص) الحدوث و حسینی(ع) البقاء» است بهتر درک می شود. همچنانکه این کلام نبوی که: «حسین منی و انا من حسین».
به گفته اهل فن حامل پیامی مهم و نویدی ماندنی است که «انا من حسین(ع): من از حسین هستم» یعنی بقای اسلام ناب نبوی(ص) در گرو عاشورای حسینی(ع) است که خط بطلانی بر تمام فرهنگ ها و گفتمان های جعلی و تحریفی کشاند برای همیشه تاریخ تا خط حق و شاخص حقیقت تابناک بماند.
از همین روی، جریان و جماعتی که می پنداشتند می توانند چهره اصیل اسلام ناب را مات نمایند- اگر ممات ممکن نیست- نفهمیدند که حضرت زینب- سلام الله علیها- برای تاریخ و آیندگان در مجلس یزید ترسیم کرد که: «فو الله لا تمحو ذکرنا و لاتمیت وحینا: ای یزید به خدا سوگند نمی توانی یاد آل محمد(ص) را از میان ببری و قرآن و وحی را براندازی».
5- با طلیعه انقلاب اسلامی که پرتویی از عاشورای حسینی(ع) است بار دیگر حرامیان و زیاده خواهان و قدرت طلبان تمامی توانمندی و پتانسیل خودشان را به صحنه آوردند تا «گفتمان انقلاب اسلامی» که ترجمانی از اسلام ناب است را به حاشیه رانده و پروژه براندازی یا تضعیف نظام جمهوری اسلامی را عملیاتی نمایند.
چاره کار را در مسخ این گفتمان دیدند و جماعتی را که سینه چاک اسلام آمریکایی بودند به گماردگی گرفتند و اینچنین شد که تئوریسین این جریان انحرافی فرهنگ شهادت را خشونت آفرین دانست!!، دیگری بی پروا نوشت که «تراژدی حسین بن علی(ع) مشابه تراژدی های آنتیگونه، تامس مور و جان پروکتور است!! و همین مدعیان اصلاحات در نشریات زنجیره ای خود القاء کردند که: «اشهد انک قد اقمت الصلوه و آتیت الزکوه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر» مربوط به گذشته است.!!
اینها تنها نمونه هایی از انبوه نوشته ها و گفته هایی بود که آن جریان و جماعت که سالوسانه از خط امام(ره) و ارزش ها دم می زد در راستای به حاشیه راندن و مسخ گفتمان برگرفته از عاشورا پیگیری می کرد.
6- سال پیش نیز در ادامه فتنه پس از انتخابات، فتنه گرانی که این بار آنها این نقش را به خیال خام خود برعهده گرفته بودند تا خط عاشورا و گفتمان انقلاب اسلامی را کمرنگ نمایند به هتک حرمت عاشورا پرداختند؛ سوت و کف زدند، پرچم ها و بنرهای یا حسین(ع) را به آتش کشاندند، به سوی نمازگزاران ظهر عاشورا سنگ پرتاب کردند و... اما توده های میلیونی مردم عاشورایی و ولایی ایران اسلامی در 9 دی به «هل من ناصر ینصرنی» ولی زمان خود پاسخ دادند و لکه ننگ هتک حرمت به عاشورا را پاک کرده و جریان نیمه جان فتنه 88 را در تاریخ نظام آرشیو کردند.
7- و بالاخره باید گفت علی رغم تمامی تکاپوها و تحرکات و کارشکنی های سلطه گران خارجی و فتنه گران داخلی، امروز نظام جمهوری اسلامی با عقبه «گفتمان انقلاب اسلامی» که ترجمانی از قرائت اسلام اصیل و نبوی(ص) است توانسته الگویی برای همه نهضت ها و جنبش های اسلامی و آزادیخواه باشد که اراده کرده اند یزیدیان زمان را به زیر بکشند. این که استراتژیست ها و سیاستمداران زبده و برجسته خارجی از سویی و رسانه های غربی از سوی دیگر صریحا اعتراف می کنند که در مواجهه با نظام جمهوری اسلامی سردرگم و مستأصل شده اند ناشی از آن است که آنها هرچند بر قدرت نرم ایران گواهی می دهند همچنان که به عنوان نمونه، هافینگتون پست چندی پیش در مقاله ای تاکید کرد که قدرت نرم ایران، سدی در برابر آمریکاست اما به عمق این قدرت نرم و همچنین توان استراتژیک ایران اسلامی پی نبرده اند و نمی فهمند که اقتدار جمهوری اسلامی برگرفته از عاشورا و در امتداد آن است. براستی آیا این جمله امام راحل که «محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است» را آمریکایی ها و گمارده هایی که قصد براندازی اسلامیت نظام را کرده بودند می فهمند؟ یا این که تنها می خواهند بر مبنای فرمول های کسب قدرت مادی و استفاده از اهرم های رسانه و حزب و... تمامی قضایا را تحلیل کنند! به قول سیدحسن نصرالله دبیرکل عاشورایی حزب الله لبنان: «آمریکایی ها نمی دانند لبیک یا حسین یعنی چه؟ لبیک یا حسین یعنی این که در معرکه جنگ حاضر باشی اگرچه تنها باشی و حتی اگر مردم تو را رها کرده باشند و تو را متهم کرده باشند و تو را تنها گذاشته باشند... لبیک یا حسین یعنی تو و مال و زن و فرزندانت در معرکه جنگ باشید... لبیک یا حسین یعنی مادر، فرزندش را به کارزار جنگ و نبرد بفرستد و هنگامی که فرزندش شهید شد و سرش بریده شد و به سوی مادرش انداخته شد؛ مادرش آن را به خانه برده، خاک و خون را از آن پاک کرده و به او بگوید: از تو راضی هستم، خداوند روسفیدت نماید همانطور که مرا در روز قیامت و نزد خانم فاطمه زهرا روسفید کردی؛ این است معنای لبیک یا حسین».
البته این فرمانده عاشورایی تاکید می کند که: «لن نکون حمله الاکفان فقط و انما سنکون حمله الاکفان و السلاح: و اینگونه نیست که فقط کفن پوش باشیم بلکه ما کفن پوش و سلاح به دست خواهیم بود.» امروز آحاد ملت همچنان که در مقاطع مختلف و در تمامی بزنگاه های حساس ثابت کرده اند با قوت و با قدرت «لبیک یا حسین» را با زبان جان سر می دهند و قدرت نرم عاشورا در جان آنها شعله کشیده است.
حسام الدین برومند


:: برچسب‌ها: لبیک یا حسین(ع) یعنی, لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است