بهشت ایران
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی, به وبلاگ من خوش آمدی. به استحضارتان می رسانم که انتشار اخبار صحیح و مقابله با شایعات آرمان من است.از نظرات سازنده شما هم استقبال می کنم.
 
 
گل واژه های سروش در شب عاشورا
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٧
ساعت : ۱:٠۱ ‎ق.ظ
نویسنده : رضا
نظرات

در روز چهارشنبه مورخ ٢۴ آذر مصادف با شب عاشورا در شهر راکویل ایالت مریلند دکتر عبدالکریم سروش، پیرامون "عقلانیت و شهادت" ، گل واژه‌هایی سروده است:

واقعه عاشورا بزرگ شده است چرا که شیعیان حاجت داشتند از این واقعه یک اسطوره بسازند و با پیوند زدن خود به این اسطوره هم هویت کسب نمایند ، هم ابراز مظلومیت کنند و هم از مخالفان خود هویت ستانی کنند"

"امتناع او از بیعت با یزید ریشه در سرشت خاص امام حسین داشت که با مشرب برادرش متفاوت بود. " وی همانگونه که موافق رویه صلح جویانه برادرش در مواجهه با معاویه نبود و گفته اند در این خصوص اختلافی هم بین دو برادر پیش آمد، نمی پسندید تا خلف وعده و نقض عهد معاویه در موروثی کردن خلافت و نصب فردی بی تجربه و نا لایق چون پسرش یزید بر این مقام را بپذیرد. از این رو دیگر پیمان بستن با خاندان معاویه را روا ندانست چون تجربه کرده بود که آنها در پیمان شکنی سابقه دارند."

من در عجبم که شیعه چقدر مظلوم است که این آقا، معرفش است. با خواندن مطالب بالا اطمینان پیدا کردم، که سروش قطعاً امام شناس و شیعه شناس نیست. خاک بر دهانش،که امام حسن(ع) را ترسو معرفی و امام حسین(ع) را مخالفش می‌داند.اصلاً  اختلافی بین امامان بزرگوار نبوده است.فتنه عصمت امامان را زیر سؤال می‌برد. اگر این را بپذیرم یعنی العیاذبالله امام حسن(ع) دچار اشتباه شده و  امام عصمت ندارد!؟

یک روایت بگویم:

قال رسول الله (ص): إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَة فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً، پیامبر گرامی اسلام فرمودند: همانا به سبب شهادت فرزندم حسین (ع)، در قلوب مؤمنین حرارتی است که هرگز تا ابد خاموش نخواهد شد / مستدرک الوسائل، ج١٠، ص٣١٨

عَظَّمَ اللّهُ أُجُورَنا بِمُصابِنا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ وَ جَعَلَنا وَ إِیّاکُمْ مِنَ الطّالِبِینَ بِثارِهِ، مَعَ وَلِیِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ آلِ مُحَمَّد عَلَیْهِمُ السَّلامُ.

بعد به این آقای سروش بگویم که امام حسن(ع)، در زمان حیاتش امام بوده و امام حسین(ع) در زمان ایشان مأموم بوده اند. معانی این کلمات مشخص است در ولایت پذیری شیعه چون و چرا وحود ندارد.

امام حسین (ع) هیچ اختلافی با امام زمانش نداشته است. برای چه؟ برای اینکه امام حسن(ع) ٢٨ صفر سال ۵٠ هجری قمری به شهادت رسید و تا سال ۶٠ هجری،امام حسین(ع) ١٠ سال با معاویه در صلح بود.اگر امام مخالف برادرش بود فردای امامتش می‌توانست مخالفت خود را اعلام کند.

پس از مرگ معاویه در ١٢ رجب سال ۶٠ و پیمان شکنی او در خصوص این بند صلح نامه یعنی انتقال حکومت از معاویه به امام حسن(ع)،  و در صورتی که ایشان در قید حیات نبود به امام حسین(ع) و ولیعهدی یزید، تا عاشورای ۶٠تنها ١٧٨روز از دوران امامت، امام حسین(ع) در قیام بوده‌اند.

ساده نباشیم و با سخنان به ظاهر صحیح گول نخوریم. کار فتنه ایجاد شبه است. امامان ١٢ کپی برابر اصل از روی اصل نبوتند. امام حسین(ع) اگر زمان امام مهدی(عج) بودند غایب می‌شدند و اگر امام کاظم(ع) زمان امام حسین(ع)، امام بودند قیام می‌کردند.اگر امام حسن(ع) می‌جنگید همه شهید می‌شدند و چون شرایط زمان امام حسن(ع) با امام حسین(ع) متفاوت بود شهادت امام حسن(ع) نمی‌توانست اثر خون شهادت امام حسین(ع) را داشته باشد.

فتنه اصل را می‌شناسد و برای همین به اصل ولایت فقیه می‌تازند. فتنه بال سرخ عاشورایی و بال سبز مهدویت شیعه را می‌شناسد. برای همین است که مبانی تفکر سرخ و سبز علوی را هدف قرار می‌دهد. در روایات است «عاشورا حسنیة اولاً و حسینیة ثانیا»، عاشورا در درجه اول حسنی است و بعد حسینی؛ اگر صلح امام حسن اتفاق نمی‌افتاد عاشورایی هم نبود. مسعودی مورخ بزرگ اهل سنت در تاریخ مروج الذهب می نویسد، در زمان امام علی(ع)، مردی از اهل کوفه سوار بر جمل(شتر نر) خویش به شام آمد. مردی از اهل شام که در آن شتر طمع کرده بود به دادگاه شکایت برد که این ناقه( شتر ماده) من بوده و این مرد کوفی در جنگ صفین از من گرفته است.

قاضی از او شاهد خواست و او هم پنجاه نفر از مردان شام را آورد و در پیشگاه قاضی شهادت دادند که این ناقه( شتر ماده) از آن مرد شامی بوده است! مرد کوفی شکایت نزد معاویه بود و گفت این شتر من اصلا ناقه( شتر ماده) نیست بلکه جمل(شتر نر) است . معاویه که با این حادثه شگفت روبه روشد گفت: لب فروبند! حال که حکمش صادر شده قیمتش را به تو می دهم. اما وقتی به کوفه نزد علی بن ابیطالب برگشتی به ایشان بگو من با ارتشی صد هزار نفری آماده جنگ با او هستم که بین شتر نر و ماده فرق نمی گذارند بلکه در مسیر جنگ صفین نماز جمعه را در روز چهارشنبه برای آنها خوانده ام و آنها سکوت کردند. (مروج الذهب ج2ص172 به نقل از الغدیر ج10ص196) در زمان امام حسن(ع) مردم فرق امام علی(ع) و معاویه را متوجه نمی‌شدند اما در زمان امام حسین(ع) فرق معاویه با یزید مشهود بود.

نمی‌دانم، در فتنه ایران هم این بی‌بصیرتی را در خواص! دیدم. یاد روایت زبیر افتادم که امیرالمؤمنین علیه السلام درباره او فرمودند: مَا زَالَ الزُّبَیْرُ رَجُلًا مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ حَتَّى نَشَأَ ابْنُهُ الْمَشْئُومُ عَبْدُ اللَّهِ. زبیر همواره مردى از ما اهل بیت بود تا آنکه پسر نافرخنده‏اش عبد الله به جوانى رسید.(شرح‏نهج‏البلاغة ابن ابى الحدید ج 20 ص 102 حکمت461) چه بسیار افرادی در طول تاریخ که به راه هدایت و نجات راه یافتند اما به علت عدم حفظ شرایط و عدم غیرت و تولی و تبرّی حقیقی به آن، مصداق «خَسِرَ الدِنیا وَ الآخِرَةِ» شدند. قرآن کریم دراین مورد می فرماید: ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فی‏ جَوْفِه‏(احزاب/4) یعنی حب دوچیز متضاد و متقابل همزمان در دل انسان قرار نمی گیرد و به هر میزان که که حب یکی وارد شود حب دیگری خارج می گردد.

 حب عمر و ابابکر و عثمان و عائشه و سران فتنه‌ی ایران و دشمنان اهلبیت حتی اگر اولاد انسان هم باشد، انسان را از سبیل سلام و راه هدایت جدا میکند. بنابر فرمایش مولی الموحّدین سبب اغوا و به هلاکت افتادن زبیر حبّ فرزندش عبد الله که معاند و مخالف مکتب اهل بیت علیهم السلام بود،بوده است. وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبیناً(نساء/119)

یا لثارات الحسین(ع)


:: برچسب‌ها: گل واژه های سروش در شب عاشورا, اختلاف امام حسین با امام حسن