بهشت ایران
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی, به وبلاگ من خوش آمدی. به استحضارتان می رسانم که انتشار اخبار صحیح و مقابله با شایعات آرمان من است.از نظرات سازنده شما هم استقبال می کنم.
 
 
ساعت : ٦:٥۳ ‎ب.ظ
نویسنده : رضا
نظرات

مقدمه

امام خميني(ره) با اتكاء به «خدا و مردم» انقلاب را رهبري و الگوي نوين حكومت ديني را بر پايه نظريه «مردم سالاري ديني» با عنوان «جمهوري اسلامي» به مردم پيشنهاد كرد و با آراء عمومي، نظام جديد مستقر گرديد. امروز هم خلف صالح ايشان با همين مبنا راه امام(ره) را ادامه مي‌دهند. بر اين اساس حضور چشمگير و حداكثري مردم در پاي صندوق‌هاي رأي، مورد تأكيد هميشگي رهبر فرزانه انقلاب اسلامي، حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌‌اي(مدظله العالی) بوده است. نظام جمهوري اسلامي بر مشاركت عمومي شهروندان در تعيين سرنوشت خويش اصرار دارد و رمز اقتدار ملي را در اصول مشاركت عمومي و همبستگي ملي مي‌داند.


مردم سالاری دینی

مفهوم مردم سالاري ديني از جمله مفاهيمي است كه برآمده از فرهنگ انقلاب اسلامي و به عنوان نظريه اي شاخص در نسبت دين با سياست است.  حضرت امام خميني به عنوان معمار اصلي جمهوري اسلامي، تعريف خود را از مردم سالاري ديني بر اساس اسلام به عنوان دين حداكثر و دموكراسي به عنوان حداقل بنا كرده است. اگر چه امام هيچ گاه از اصطلاح «مردم سالاري ديني»استفاده نكرده است اما در پاسخ به سؤالي در خصوص اينكه هدف مبارزه ملت ايران كسب آزادي است يا تحقق اسلام مي فرمايد: هدف اسلام بود والبته اسلام در برگيرنده همه معاني است كه به آن دموكراسي مي گويند.

در بعد نظری؛ مقبولیت نظام در نظر مردم در کنار حقانیت نظام دو رکن اساسی مردم ساری دینی می باشد. حضرت ایت اله خامنه ای مقام معظم رهبری این امر را به این شکل بیان می فرمایند:

در اسلام، مردم یک رکن مشروعیتند؛ نه همه پایه مشروعیت. نظام سیاسی در اسلام، علاوه بر رای و خواست مردم، بر پایه اساسی دیگری هم که تقوا و عدالت می باشد، استوار است. امیرالمؤمنین، امام دادگران عالم، مظهر تقوا و عدالت، وقتی بعد از قتل عثمان در خانه اش ریختند تا ایشان را به صحنه خلافت بیاورند، فرمودند: «لولا حضورالحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء الا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها» ; اگر وظیفه من با توجه، [به] قبول، بیعت و خواست مردم بر من مسجل و منجر نمی شد که در مقابل ظلم بایستم و با تبعیض مبارزه و از مظلوم دفاع کنم، باز هم قبول نمی کردم. بنابراین، تقوا و عدالت بدون رای و مقبولیت مردم کارایی ندارد. فرق بین دمکراسی غربی و مردم سالاری دینی، همین جاست. در مردم سالاری دینی و در شریعت الهی این موضوع مطرح است که مردم باید حاکم را بخواهند تا او مورد قبول باشد و حق داشته باشد که حکومت کند.(1)

مردم موتور اصلی حرکت جامعه و تضمین کنندة سعادت، رشد و تعالی جامعه اند و بی حضور و مشارکت آنان، اهداف متعالی اسلام و جامعه اسلامی هرگز تحقق نخواهد یافت. مرور گذرا بر قانون اساسی و مطالعه فصول و اصول مختلف آن، نشان می دهد که مردم نقشی اساسی و جدی، هم در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هم در تأسیس نظام جمهوری اسلامی و هم در استمرار و اداره نظام اسلامی داشته و دارند. از مهم ترین عرصه ها و نمودهای نقش و تأثیر مردم در نظام جمهوری، انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی است. که به فرموده امام راحل(ره) در راس امور است.  در واقع انتخابات، عامل پیوند مردم با نظام سیاسی می باشد. دليل واضح اين امر را هم مي‌توان در اهميت انتخابات در جامعه دانست، بگونه‌اي كه مي‌توان گفت زندگي سياسي شهروندان در دنياي نوين تقريباً در انتخابات خلاصه مي‌شود. در این میان، مجلس شورای اسلامی از جمله نهادهایی است که جنبه مردمی بودن نظام را نشان می دهد و زمینه های مشارکت مردم در اداره امور جامعه را فراهم می آورد. ازاین رو، شرکت در انتخابات مجلس، به معنای احترام به مردم و حمایت از مردم سالاری دینی است.

 

 

انتخابات و مشاركت سياسي مردم

شركت در انتخابات عام‌ترين، سهل‌ترين و كم هزينه‌ترين نوع مشاركت سياسي است و يكي از معيارهاي مناسب براي كشف ميزان مشاركت سياسي مردم و لو به شكل كمي آن مي‌باشد و تا حدودي انگيزه‌ها و عوامل تشديد كننده مشاركت، همچنين موانع مشاركت مردم را در عرصه فعاليتهاي سياسي نشان مي‌دهد. يكي از مشخصات انتخابات، خصلت « گزينشي» آن است. يعني هم نامزدي انتخابات (البته در چارچوب قوانين) آزاد است و هم راي دهنده مي‌تواند از ميان نامزدهاي مختلف اعلام شده، آزادانه آنهايي را كه تمايل دارد، برگزيند. در مورد ماهيت راي، دو نظريه را مي‌توان ذكر كرد. دسته‌اي راي دادن را حق افراد مي‌دانند و دسته ديگر آن را يك عمل اجتماعي و يك تكليف براي افراد اجتماع مي‌دانند (2)

نظريه اول مبتني‌بر نظريه «حاكميت تقسيم شده» مي‌باشد. توضيح آنكه اگر حاكميت مردم، ماحصل جمع سهام حاكميت هر شهروند باشد، پس صاحب سهم حاكميت يعني شهروند حق دارد كه سازماندهي حكومت و صورت‌بندي اقتدار عالي سياسي همكاري و مشاركت كند. بنابراین رای دادن و حضور در تصمیم گیری سیاسی، صرفا حق مردم است. نظريه دوم ناشي از انديشه «حاكميت ملي» است. ملت كليتي است تقسيم‌ناپذير و حاكميت متعلق به اين كليت يعني ملت است نه شهرونداني كه جزو عوامل سازنده آن هستند. اگر قدرت انتخاب كردن به يكايك شهروندان سپرده شده باشد نه از باب اين است كه خود اصالتاً صاحب اين حق هستند بلكه با انجام يك عمل در گزينش كارگزاران حكومتي شركت مي‌جويند. شهروندان با راي دادن در واقع وظيفه اجتماعي خود را انجام مي‌دهند. بنابراين اگر منافع جامعه ايجاب كند مي‌توان راي دادن را به عنوان تكليف صرف اجتماعي الزامي سازد و امتناع از آن را ممنوع نموده و حتي مجازات نمايد.(3)

به نظر مي‌رسد نظريه‌اي كه در برگيرنده هر دو نظريه باشد قابليت كاربرد بيشتري داشته باشد. در اين ميان نظريه‌اي كه با اصل آزادي انسانها در تعيين سرنوشت خود و نيز مسئوليت اجتماعي سازگاري بيشتري دارد، نظريه‌اي است كه راي دادن را هم حق و هم تكليف افراد جامعه مي‌داند. در این باب مقام معظم رهبری هم حق و تکلیف مردم را در کنار هم می نگرند:

انتخابات، هم حق ملت است، هم يك وظيفه ملي است. نظام جمهوري اسلامي، نظام‌هاي انتصابي قدرت‌ را نسخ كرد و انتخاب مردم را در مديريت كشور داراي نقش كرد. اين حق آحاد ملت است كه بتوانند انتخاب كنند و در تعيين مدير كشور داراي نقش باشند. از سوي ديگر وظيفه هم هست؛ به اين خاطر كه اين شركت مي‌تواند روح نشاط و احساس مسئوليت را هميشه در جامعه زنده نگه دارد و حضور مردم در صحنه را به رخ دشمنان اين ملت بكشد. انتخابات فقط يك وظيفه نيست، فقط يك حق هم نيست، هم حق شماست، هم وظيفه عمومي است.(4)

 

کارکردهای انتخابات مردم سالاری دینی

انتخابات به عنوان عالي‌ترين مظهر حضور مردم در عرصه سياسي و مهمترين مجراي تحقق حاكميت مردم است. نظام مردم سالار نظام حاكميت مردم بر سرنوشت خويش، نظام داشتن حكومتي برخاسته از مردم و پاسخگو در برابر مردم است. نقش وجود انتخابات و برگزاري متناوب و منظم و ادواري آن يكي از نشانه‌هاي بارز مشاركت سياسي و مردم‌سالاري است. در نظامهاي مردم‌سالار، انتخابات دوره‌اي فرصتي است براي مردم كه به نظر خودشان را نسبت به شيوه حكومت و مديريت يك دولت ابراز نمايند و اگر عدم رضايتي نسبت به آن داشته باشند،كسي يا گروهي ديگر را كه صلاح‌تر و با كفايت‌تر مي‌شناسند جايگزين سازند. بدين‌وسيله سيستم سياسي رو به اصلاح و بهبودي و تكامل تدريجي پيش مي‌رود. در بررسی جایگاه انتخابات در نظام مردم سالاری دینی در رشد کشور، پیشرفت نظام، سعادت مردم و در یک کلمه تحقق آرمان های انقلاب اسلامی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

 

الف: تحول در فرهنگ سیاسی

برگزاري انتخابات منظم عاملي در فرهنگ‌سازي سياسي تلقي مي‌گردد. فرهنگ سیاسی مقوله تحول‌پذيري است و شيوه عملكرد ساختار قدرت بر آن تاثير مي‌گذارد. انتظار اينكه فرهنگ سياسي در نتيجه تحولات آموزشي و اقتصادي و تحرك اجتماعي دگرگون گردد، انتظار درستي است، اما نمي‌توان تصور كرد كه بدون تغيير در ساختار قدرت اين تغيير، همه جانبه و موثر باشد. در كل، نظام سياسي رقابتي و مشاركت آميز خود دستگاهي براي آموزش و تربيت سياسي شهروندان به شمار مي‌رود. مي‌توان به اين واقعيت پي برد که اراده ملي و مشارکت ملي داراي شاخض ها و پيش فرض هايي است که بدون بسترسازي اين شاخص ها روند دموکراسي خواهي با چالش مواجه مي شود. اين مسئله ارتباط نزديکي با فرهنگ جوامع دارد. مردمسالاري ديني به عنوان يک الگوي نوين با توجه به اينکه مسئوليت دروني و وجدان دروني فرد و پاسخگويي فرد را در پيشگاه خداوند متعال به دنبال دارد، زمينه مناسبتري براي تسريع در روند بسترسازي دارد.

اما باید به این نکته توجه داشت که مردم یکی از اجزای اصلی هر انتخاباتی هستند و از آنجایی که تصورات و انگاره هایی است که افراد نسبت به دولت و نظام سیاسی پیدا می کنند، در فرهنگ سیاسی محور کار قرار می گیرد؛  پس باید به انتخابات و اصل حاکمیت مردم سالاری دینی به عنوان عنصری برای رشد و افزایش بصیرت سیاسی مردم نگریست. در ایران نیز مانند هرکشور دیگری که  نظام های سیاسی گوناگونی را در طول سالیان دراز تجربه کرده است، تصورات و انگاره های ویژه ای در رابطه بین مردم و دولت ها به وجود آمده و ماندگار شده است. در پژوهش های گوناگونی تلاش شده است تا این رابطه ترسیم و تبیین گردد. وجه مشترک بیشتر این پژوهش ها رسیدن به نوعی رابطه آمریت ـ فرمانبرداری، به عنوان شاخصه اصلی نگاه میان نظام سیاسی و مردم است. در بطن این رابطه مفاهیم و متغییرهایی چون تملق قدرت، قدرت گرایی، خود محوری، ترس از کار جمعی، عدم نگاه آینده نگر و برنامه ریز و... وجود دارد. یکی از اصلی مولفه های فرهنگ سیاسی ایرانیان که اکثر پژوهشگران داخلی و خارجی بر آن تأکید کرده اند عدم وجود روحیه همکاری میان آنان و تمایل آنان به کارهای انفرادی است. خصلتی که شاید از فرهنگ سیاسی پاتریمونیالیستی در طول تاریخ استبداد در ایران نشات گرفته باشد.

ولیکن واضح است این عدم تمایل ایرانیان، حتی نخبگان، به کار جمعی و اولویت دادن به کارهای انفرادی سبب گردید از این ناحیه ملت ایران در طول تاریخ متحمل ضررهای عمده ای گردد که شاید مهمترین آنها تأخیر در توسعه سیاسی و فراهم شدن فرصت برای دولت های بیگانه در مواقع حساس برای بهره برداری از موضوع باشد. بنابراین می توان با در نظرگرفتن رابطه ای تعاملی میان فرهنگ و ساختارهای سیاسی به رفع این مشکلات پرداخت. گسترش روحیه انتقاد و نظریه پردازی، نگاه راهبردی، کار دسته جمعی، تحمل مخالف، اعتماد به نفس و ... از جمله نیازهای فرهنگی ای هستند که شاید نتوان به یکباره آنان را در جامعه نهادینه ساخت، و لیکن می توان با ایجاد ساختارهای سیاسی نوین به آنان جامه تحقق پوشاند. شاید با کمی فرهنگ سازی رسانه ای و ایجاد ساختار سیاسی مشارکتی بتوان به بالاترین سطح فرهنگ سیاسی مدنی دست یافت. ساختار مردم سالاری با محوریت رای مردم به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، بهترین ساختار برای تامین مصادیق ذکر شده فرهنگ سیاسی باشد. امری که می تواند در عین؛ افزایش روحیه جامعه پذیری در میان ایرانیان به کاهش منازعات در میان نخبگان سیاسی و حاکم گردیدن روحیه همکاری در میان آنان انجامیده و بتوان با تکیه بر آن سریعتر از گذشته مسیر دهه پیشرفت و عدالت را پیمود. ترغيب فردباوري و عقلاني‌سازي رفتار جمعي نيز يكي ديگر از كاركردهاي انتخابات است. سازماندهي افراد در نهادي مدني و فراهم آوردن مكانيزمي براي اظهار وجود اخذ راي و نظر آنها سبب مي‌شود هر فرد ضمن كسب احساس تعلق و موثر بودن و هويت جمعي بر تنش‌هاي ناشي از خود بيگانگي و بي‌تفاوتي سياسي فاق آيد. انتخابات بواسطه كاركرد تخصص خود در روند عقلايي‌كردن سياست و مشاركت در نظام مردم سالار نقش بسزايي را ايفا مي‌كند

 

ب: توسعه سیاسی

برخی نظریه پردازان سیاست، به سه نوع رابطه میان فرد و نظام سیاسی اشاره کرده اند. در نوع اول مردم آگاهانه در تمامی امور سیاسی مشارکتی فعالانه دارند و نظام سیاسی را از خود می دانند. در نوع دوم، این نظام سیاسی است که از بالا حکم می راند و مردم نقشی در وضع قوانین و اداره جامعه ندارند. در نوع سوم به دلیل عدم شکل گیری و شناخت از نظام سیاسی و دولت ملی هیچ گونه مشارکتی قابل تصور نیست. جمهوری اسلامی ایران یادگار امام راحل(ره)، پدیده ای نوظهور در عالم انسانی بود. در مرکز گفتمان امام، اسلام یک دین متعالی بود. غنای مفهومی چنین دینی تمامی زوایای زندگی آدمی را در بر گرفته، سیاست را همنشین دیانت کرده، هر دو را در کنش اجتماعی مردم متجلی نمود. بنابراین حضور مردم و نحوه تعامل آنان با نظام در یک زمینه اجتماعی مثبت، از جمله اهداف اساسی پیش روی نظام است. نظام پارلمانی متجلی در مجلس شورای اسلامی پیوستگی میان مردم و نظام را تشدید کرده و مشارکت فعال مردم در نظام سیاسی را امکان پذیر تر و مسئولانه تر می سازد. پاسخگویی نهاد قدرت و حکمرانی خوب، با توجه به رابطه تعاملی این نهاد با سایر حوزه های  اجتماعی، فرایند جامعه پذیری سیاسی و  توسعه سیاسی را در کشور نهادینه نموده و آن را تسریع می بخشد. نتیجه این امر  حس اعتماد و اطمینان مردم  به مجریان و همراهی جامعه با سیاستهای حکومت می باشد. در اینجاست که انتخابات آزاد و قانونمند به عنوان بارزترين شكل نهادينگي مشاركت سياسي، عمده‌ترين ابزار ايجاد و حفظ جامعه مدني به شمار مي‌آيد. رويه‌هاي مشاركت سياسي از طريق انتخابات مي‌تواند مسبب تكوين و تداوم جامعه مدني باشد. انتخابات فضا را براي بسط دامنه قدرت اجتماعي يا به عبارتي قدرت نهادهاي واسط مي‌گشايد و از مسئوليت حكومت در برابر ملت سخن مي‌گويد(5) انتخابات به ايجاد و بازنمايي مشروعيت سياسي مي‌انجامد و بر وسعت و كيفيت مشاركت مردم مي‌انجامد. انتخابات و آراي عمومي براي انتخابات كارگزاران و حل مشاركت كشور مهمترين عامل مشروعيت حاكميت است.

 

ج: ساختارسازی سالم سیاسی

يكي از مهمترين كاركردهاي انتخابات، قاعده‌مند نمودن انتقال قدرت سياسي از گروهي به گروه ديگر است. فقدان قاعده‌اي براي انتقال و توزيع قدرت سياسي و مسئوليت اداره جامعه، مصائب سياسي گوناگوني به دنبال مي‌آورد. ايمان به وجود و كاركرد انتخابات به گروه‌هايي كه براي تصاحب قدرت سياسي به رقابت مي‌پردازند، تضمين مي‌دهد كه بهترين راه و شيوه كسب قدرت، حضور در انتخابات است. كسب قدرت از راه انتخابات ضمن دارا بودن مشروعيت لازم از سوي مردم، مسالمت‌آميزترين شيوه در رسيدن به اريكه قدرت است. انتخابات زمينه‌هاي لازم براي چرخش نخبگان و دگرگوني در بخش‌هايي از گروه حاكمه را بطور مستمر فراهم مي‌سازد. بدین شکل محکمه انتخابات و رای مردم در عین اینکه فضایی برای تصمیمات ایجابی مردم است از سوی دیگر تمامی اقدامات خشونت امیز برای کسب قدرت و جرزنی های سیاسی را نفی می کند.

در واقع سازماندهي انتخابات واقعي با افزايش مشاركت و گسترش رقابت سياسي بين گروه‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي بستري مناسب براي رقابت تشكل‌هاي موجود در جامعه بوجود مي‌آورد و حتي شرايط و زمينه‌هاي لازم براي ظهور گروه‌هاي جديد سياسي- اجتماعي بوجود مي‌آورد. براين اساس انتخابات به عنوان عرصه مبارزه در رقابت گروه‌ها، تشكل‌ها، انديشه‌ها، طرحها و ديدگاه‌ها از يك طرف با بسط علايق سياسي در بين آحاد مردم، آنها را به حقوق سياسي خودشان آشنا ساخته و باور شهروندان را به رعايت ارزشهاي مردم سالارانه تقويت مي‌كند و از طرف ديگر رقابت مسالمت آميز بين گروه‌هاي سياسي را براي تصاحب قدرت نهادينه ساخته و موجب تقويت آنها مي‌شود. این رقابت سالم و در نظر داشتن حریم ها و حرمت های نظام اسلامی و همچنین منافع ملی البته از جمله خواست های عمیق نظام مردم سالاری است. مقام معظم رهبری در این باره انتخابات دهم ریاست جمهوری را به عنوان مثال تلخ این مسئله مطرح می کنند:

بهترین خاطره ها، حضور عظیم و خیره کننده چهل میلیونی مردم در پای صندوقهای رأی بود و بدترین خاطره ها مربوط به «جرزنی های» سیاسی برخی افراد ناباب، نادان و بعضاً معاند، در انتخابات بود...در هر انتخاباتی ممکن است عده ای معترض باشند، در چنین شرایطی، قانون، راه را معین کرده است، اما در انتخابات سال 88 عده ای راه قانون شکنی، تحمیل هزینه به کشور و مردم، شاد کردن دشمن، و اجرای برنامه های مورد نظر دشمن را برگزیدند ولی راه به جایی نبردند زیرا مردم در صحنه بودند و تا زمانی که ملت در صحنه است. انتخابات مظهر حضور مردم و نتیجه آن، مظهر خواست و رأی مردم است و همه باید به آن احترام بگذارند. رقابت غیر از خصومت و تهمت زنی متقابل است، رقابت به معنای اثبات خود با نفی دیگران نیست. رقابت، دادن وعده های خلاف قانون، برای جلب نظر مردم نیست.(6)

در مقطع فعلی نظام اسلامی به دنبال ترکیبی زیبنده از ثبات و رشدسیاسی می باشد. امری که اخیرا مکرر در بیان مقام معظم رهبری تجلی می یابد. در سالهای پس از جنگ، دولت های برسرکار همواره یکی از دو مقوله ثبات و رشد سیاسی را فدای دیگری نمودند. دولت سازندگی به بهانه ثبات سیاسی و تمرکز بر توسعه اقتصادی بر حضور مردمی خط قرمز کشیده و دولت اصلاحات در راه نیل به توسعه سیاسی، ثبات و آرامش سیاسی را خدشه دار نمود. بنابراین طرح مسائلی چون حاکمیت دوگانه، اختلافات قوا، تاثیرات مخرب روحیات شخص رئیس جمهور، تعدد و تعارض مراکز تصمیم گیری و ... از ديگر عوامل موثر در مطرح شدن اين موضع بوده است. ساختار پارلمانی در عین انسجام و وحدت بخشی به قوای حکومتی، که نتیجه آن ثبات سیاسی است، ضامن تحقق مردم سالاری و تغییر مسئولین با خواست مردم است.

 

د: اقتدار و عزت ملی

یکی از مهمترين كاركرد ويژه انتخابات و مشاركت سياسي مردم، در حوزه خارجی و بین الملل اولا رشد پرستیژ کشور و از سوی دیگر خنثي‌سازي توطئه‌ها و تهديدات دشمنان مي‌باشد كه در عين حال موجب افزايش اقتدار نظام و امنيت ملي كشور مي‌شود و داراي پيامدهاي مثبت منطقه‌اي و بين‌المللي براي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران خواهد بود. مقام معظم رهبری نیز به درستی برگزاری پرشکوه انتخابات را نشان بزرگی ملت ایران می دانند:

حضور مردم در انتخابات، يكي از مهمترين مظاهر اقتدار ملي است ... البته سلايق مردم مختلف است نامزدها هم متعددند، هر كدام از آنها هم سليقه و نظري دارند و مردم هم به يك نفر رأي مي‌دهند، اين مسأله بعدي است. مسأله اول اين است كه همه در اين آزمون عمومي ملت ايران شركت كنند و نشان بدهند كه ملت ايران زنده است و به سرنوشت كشورش علاقه دارد. تحليلگران گوناگون در اطراف دنيا روي اين موضوع حساب مي‌كنند. خيلي از آنها مي‌دانند و بعضي هم ديده‌اند و بعضي نيز در پرونده‌ها خوانده‌اند كه در اين مملكت از اول مشروطيت تا قبل از انقلاب - كه حدود شصت سال فاصله بود - جز موارد بسيار معدودي مردم به صندوق‌هاي رأي مجلس اعتنا نكردند. زمامداري كشور هم كه در اختيار خانواده دست نشانده بود. آنها مي‌بينند كه امروز مردم ايران وارد ميدان مي‌شوند و خودشان مسئولان كشور را انتخاب مي‌كنند؛ اين شرف و عزت بزرگي براي ملت ايران است.(7)

حضور مردم در انتخابات را تضمین کننده اقتدار ملی ایران دانست. حضور پرشور مردم در پای صندوق‌های رای پیام های فراوانی به خارج از مرزهای سیاسی و جغرافیایی کشور دارد. حفظ استقلال کشور با تکیه بر مردم، نمایاندن رشد و بلوغ سیاسی، تبیین الگوی مردم سالاری دینی به عنوان الگوی ایرانی اسلامی متناسب با نیازهای روز جهانی و در نهایت اقتدار ملی مهمترین کارویژه های انتخابات در نظام مردم سالاری دینی می باشد.

حضور [شما] در پای صندوقها، نشان دادن مردم سالاری در این کشور، تقریباً از همه کشورهای غربی و کشورهای لائیک بیشتر بوده و این دفعه هم به فضل الهی همین طور خواهد شد.(8)

 

جمع بندی

انتخابات در كنار ديگر ساز و كارهاي مشاركت شهروندان به صورت انفرادي يا جمعي،گروهي و صنفي، همچنان به عنوان بارزترين و قابل اندازه‌گيري ترين نوع مشاركت مردم در عرصه سياسي است. همچنين انتخابات از يك سو پايه‌هاي اجتماعي قدرت سياسي را نشان مي‌دهد و از سوي ديگر ملاك خوبي براي ارزيابي توزيع قدرت در جامعه است. چنانچه دیدیم در نظام مردم سالاری، مردم نقشی محوری دارند؛ در عین اینکه رای مردم یکی از پایه های این نظام در کنار حقانیت دینی است، وظیفه خدمت به مردم از جمله اساسی ترین اهداف اسلامی در حوزه سیاست محسوب می گردد. تاکید بر انتخابات نیز در عین اینکه، تاکید به نقش مردم است، کارویژه های فراوانی در پیشرفت و رشد دولت- ملت ایران اسلامی دارد که می توان اینچنین از آنها نام برد: توسعه فرهنگ سیاسی مشارکتی، ارتقای فرایند جامعه پذیری و همکاری های دسته جمعی، تغییر و اصلاح تکاملی و مداوم ساختارهای سیاسی، افزایش امید و اعتماد در مردم و احساس عزت ملی، محافظت از کشور در برابر تهدیدات خارجی و ...


:: برچسب‌ها: فتنه سبز, انتخابات مجلس نهم, جبهه پایداری انقلاب اسلامی