بهشت ایران
« برگزیده جشنواره‌های آثار مرتبط با جریان فتنه و حماسه 9 دی در سال 1390 »
قالب وبلاگ

در این روزها موضوع کشف حجاب مینا لاکانی بازیگر سیما در شبکه صدای امریکا خبری بود که توجه بسیاری از اهالی سینما را به خود معطوف کرد.

همین موضوع جرقه ای شد تا در گزارشی به بررسی احوال برخی از زنانی که در قالب بازیگر، خبرنگار و فعال سیاسی در کشور جمهوری اسلامی ایران نامی برای خود دست و پا کردند و امروزه در آن سوی مرزها با کنار گذاشتن حجاب، اظهار نظرات مغرضانه، همکاری با شبکه های ضد ایرانی و . . . قصد ضربه زدن به ایران اسلامی را دارند، بپردازیم.
مینا لاکانی:

مینا لاکانی متولد۱۳۵۱ تهران، بازیگر تئاتر و سینمای ایران بود که در سال ۱۳۷۳ برای بازی در فیلم دیدار، برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره فیلم فجر شد. وی کار خود را با تئاتر آغاز کرد اما  آغاز فعالیت سینمایی او حضور در فیلم «پرواز را به خاطر بسپار» صورت گرفت.

از دیگر کارهای سینمایی او می ‌توان به جان سخت، دیدار، روز فرشته، زن شرقی و فیلم های تلویزیونی بگو که رویا نیست اشاره کرد. همچنین وی در سریال های تاوان، آخرین گناه، روزهای اعتراض و ترانهٔ مادری نیز حضور داشته است.

لاکانی چند روز پیش با شرکت در برنامه شباهنگ صدای آمریکا بدون حجاب حاضر شد و در مصاحبه با این شبکه خود را مبرا از حزب بازی خواند ولی مدعی شد به خاطر همبستگی با مردم، از ایران خارج شده است. لاکانی در این مصاحبه عدم حضورش در صدا وسیما را نه ضعف بازیگری و نامناسب بودن برای نقش، بلکه سیاسی خوانده است.

فریبا داوودی مهاجر

 

فریبا داوودی مهاجر کارشناس و مشاور دفتر مشارکت زنان اصلاحات، خبرنگار روزنامه های اصلاح طلب، مشاور رئیس جمهور در مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری (دولت خاتمی), مشاور وزیر علوم و مشاور وزیر ارشاد اسلامی دوران اصلاحات) بوده است.

وی پس از فرار به خارج و پناه بردن به دامن آمریکایی ها طی مصاحبه ای با یکی از شبکه های لس آنجلسی وقتی مجری از او سوال پرسید که چرا شما فقط جلوی دوربین روسری سر می کنید؟ گفت: من بنا بر مصلحت و شرایط قبلا در ایران حجاب داشتم ولی اعتقادی به آن ندارم. خبرنگار از او خواست تا روسری اش را بردارد داودی هم مقابل دوربین تلویزیون حجابش را برداشت. وی این عمل را اعتراض به وضع موجود ایران می داند و از زنان ایرانی هم می خواهد که تجربه او را تکرار کنند.

فرناز قاضی زاده

فرناز قاضی‎زاده روزنامه نگار ایرانی و مجری شبکه تلویزیونی بی‎بی‎سی فارسی، متولد۱۲ آذر ۱۳۵۳ در تهران است. قاضی‎زاده سال‎ها در روزنامه‎های ایرانی فعالیت کرد. او از سال ۱۳۷۵ کارش را در هفته‎نامه «خانه» آغاز کرد. بعد از آن در سال ۱۳۷۷ به روزنامه ایرانیان سپس به روزنامه زن رفت.

قاضی‎زاده همچنین سابقه فعالیت در روزنامه نشاط، جامعه روز،  آفتاب امروز، هم میهن (به مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی) و «یاس‎نو» را دارد.

قاضی‎زاده در سال ۱۳۷۹ حتی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز به‎عنوان مجری در یک برنامه علمی به نام کاوش فعالیت می‎کرد. فرناز قاضی‎زاده در سال ۱۳۸۲، به‎همراه خانواده‎اش ایران را ترک کرده و به هلند و بعد از آن به انگلستان رفت. در سال ۲۰۰۵ میلادی، قاضی‎زاده به‎همراه مسعود بهنود، نوشابه امیری، هوشنگ اسدی و حسین باستانی روزنامه اینترنتی روزآنلاین را راه‎اندازی کردند. در فوریه ۲۰۰۵ به‎عنوان تهیه‎کننده رادیو، به استخدام بی‎بی‎سی‎فارسی درآمد. در بی‎بی‎سی، قاضی‎زاده علاوه‎بر تهیه گزارش، به‎عنوان مجری برنامه‎های رادیویی کار کرد تا این‎که در سال ۲۰۰۹ به‎عنوان مجری تلویزیون فارسی بی‎بی‎سی کار خود را آغاز کرد.

گلشیفته فراهانی

رهاورد (گلشیفته) فراهانی ۱۹ تیر ۱۳۶۲ در تهران و در خانواده ای هنرمند متولد شد. پدرش بهزاد فراهانی بازیگر سینما و تئاتر کشور و مادرش فهیمه رحیم نیا فارغ التحصیل رشته هنرهای تجسمی است.

وی بازی خود را بازی در فیلم درخت گلابی در سال ۱۳۷۶ آغاز کرد. از دیگر فیلم های معروف او می توان به بوتیک، اشک سرما، ماهی ها عاشق می شوند، به نام پدر، گیس بریده، میم مثل مادر، سنتوری، همیشه پای یک زن در میان است، دیوار و درباره الی اشاره کرد.

گلشیفته فراهانی با خروجش از کشور حجابش را کنار گذاشت و سپس طی مصاحبه ای اعلام کرد که از حجاب متنفر است. فراهانی با بازی در فیلم های غیر اخلاقی هالیوود علاوه بر این که تمام راه های برگشت به ایران را به روی خودش بست باعث شد تا بسیاری از سینمادوستان کشور از وی به خوبی یاد نکنند.

فاطمه حقیقت جو

http://www.asremrooz.ir/images/docs/000010/010349/images/e.gif

فاطمه‏ حقیقت‌جو  فعال سیاسی و نمایندهٔ اصلاح‌طلب دوره ششم مجلس شورای اسلامی در سال۱۳۴۷ در جنوب تهران به دنیا آمد. وی در جریان استعفای دسته‌جمعی نمایندگان مجلس پس از عدم موفقیت برای اجرای اصلاحات مورد نظر خود و دوستان اصلاح طلبش در مجلس، استعفایش توسط اعضای این مجلس در تاریخ ۴ اسفند ۱۳۸۲ پذیرفته شد.

وی به بهانه ادامه تحصیلات از کشور خارج شد و ماهیت وابسته خود را به غرب و تفکرات سکولار آن در اجرای برنامه های برنامه های ضد ایرانی آمریکا و انگلیس نشان داد.

فاطمه حقیقت‌جو که به همراه محسن کدیور و عطاءالله مهاجرانی مدیریت سایت ضدانقلاب جرس را برعهده دارند. او پس از فرار به خارج ابتدا چادر را کنار گذاشت و با توصیه دوستان آمریکایی هایش با کت و دامن در انظار عمومی ظاهر شد.

وی در مصاحبه ای با صدای آمریکا به تشریح نظرات سکولار خود درباره حجاب پرداخته و با بی ارتباط دانستن حجاب با عفت از همان مثال نخ نما شده که آدم باید دلش پاک باشد استفاده کرده و گفته است: این تصور غلطی است که برخی فکر می کنند اگر زنی حجاب نداشت از دایره پاکدامنی و عفت خارج شده است. من زنان بسیاری را می شناسم که حجاب ندارند اما عفیف هستند .

شادی صدر

شادی صدر متولد ۱۳۵۳ وکیل و روزنامه‌نگار فمینیست ایرانی و فعال حقوق زنان به شمار می آید. او در حدود پانزده سالگی با ماهنامه سروش نوجوان وارد حوزهٔ روزنامه‌نگاری شد، سپس با ماهنامه همشهری همکاری کرد. در دانشگاه رشته حقوق را انتخاب کرد و دبیر سرویس حقوقی روزنامه زن شد.

صدر به عنوان یکی از مخالفان جمهوری اسلامی مدتی است به آمریکا مهاجرت کرده و به دلیل سخنان ضدایرانی خود به بهانه دفاع از حقوق زنان جوایز متعددی را از نهادهای وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی دریافت کرده است، در جدید‌ترین اقدام خود دست به تاسیس یک سازمان جدید زده است.

«شادی صدر» که پای ثابت سخنرانی‌های ضداسلامی و ضدایرانی در کشورهای مختلف اروپایی و آمریکا است، پس از ناکامی در اجرای طرح «کمپین علیه حجاب» مدتی را سکوت کرده بود، با استفاده از یک بودجه هنگفت که منبع آن مشخص نیست، سازمانی را تحت عنوان عدالت برای ایران تاسیس کرده و به دنبال اجرای برنامه‌های ضدایرانی است.
مسیح علی نژاد

معصومه علی‎نژاد قمی، معروف به مسیح علی‎نژاد در سال ۱۳۵۵ در بابل متولد شد. او روزنامه‎نگاری را از سال ۱۳۷۸ با روزنامه همبستگی آغاز کرد و بعد از آن با ایلنا همکاری کرد. از او در روزنامه‎های شرق، بهار، وقایع اتفاقیه، هم‎میهن و اعتماد ملی نیز نوشته‎هایی منتشر شده است.

علی‎نژاد به‎همراه عناصر افراطی و نفوذی مدعی اصلاح‎طلبی پس از فرار به آمریکا، معرکه‎گیر تجمعات ۲۰-۳۰ نفره ضد انقلاب در شهرهای واشنگتن، نیویورک و بوستون شد. در این تجمعات عناصری نظیر محسن سازگارا، فاطمه حقیقت‎جو، علی افشاری، علی‎اکبر موسوی خوئینی، محمد تهوری، احمد باطبی، مسیح علی‎نژاد و… حضور پیدا می‎کنند و ضمن معرکه‎گیری تلاش می‎کنند تا خود را نزد طرف آمریکایی، فعال و به درد بخور! نشان دهند. این طیف همچنین پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و به‎ویژه در روزهای منتهی به ۱۸ تیر، از سوی رسانه‎های بدنام غربی (صدای آمریکا، رادیو فردا، بی‎بی‎سی، گویانیوز، روز نت، رادیو زمانه و…) به عرصه فعالیت فراخوانده شدند تا به تحریک بی‎هزینه برای آشوبگری بپردازند. خبرنگار فراری نشریات زنجیره‎ای اصلاح‎طلب، اکنون در لندن اقامت دارد و با سایت جرس همکاری می‎کند.

به گزارش عصر امروز،به نظر می رسد چنین افرادی که سال ها تحت قوانین اسلامی و شرایط مساوی حقوق بشر در ایران فعالیت می کردند هرگز به عنوان یک ایرانی مسلمان دغدغه اعتلای ایران و اسلام را در سر نمی پروراندند و بیشتر به فکر ارضای امیال های شخصی خود بوده اند و از موضع گیری آنان پس از خروج از کشور نیز چنین بر می آید که مخالفتشان با جمهوری اسلامی نه یک مخالفت اصولی و دارای مبانی منطقی بلکه بیشتر مخالفتی از جنس غریزه های جنسی است. مخالفتهایی که تماما در یک کلام خلاصه می شود: چرا جمهوری اسلامی نمی گذارد ما لخت باشیم و در خیابانهای تهران خود را نمایش بدهیم؟
منبع: عصر امروز
[ ۱۳٩٠/٧/۱٧ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ رضا ] [ نظرات () ]

اغتشاشات ایران چرا شکل گرفت؟ قسمت دوم

سبزها و غیر سبزها حتماً بخوانند!

لازمه تداوم استعمار چیست؟

عقب نگهداشتن و وابسته نگهداشتن جوامع بدون اطلاع آنان لازمه تداوم استعمار است. لذا به ایران می‌گویند در دروازه طلایی پیشرفت دنیا قرار داری و شاه هم می‌گوید به زودی تبدیل به ژاپن خواهیم شد. ولی آمار را که نگاه می‌کنید این را نمی‌گوید. در آن زمان تنها 168هزار نفر دانشجو داشتیم در حالی که امروز 4میلیون نفر دانشجو داریم.

در جهان سوم و کشورهای درحال توسعه، تشکیلات فرامانسوری (فراموش‌خانه) را راه انداختند که هیچ شناختی درباره آن وجود ندارد ولی هم اکنون هم مانند اژدهای چندسر در دنیا وجود دارد. وظیفه این تشکیلات این بود که جهان سومی‌هایی که برای تحصیل به غرب می‌رفتند را با شعار برادری و برابری به جلسات خود دعوت و آنها را ناآگاهانه جذب کنند. لذا در دوران پهلوی می‌بینیم که سفارت انگلیس و فرانسه و روسیه با مشاوره هم ترکیب کابینه و مجلس را تعیین می‌کردند. وابستگی‌ها را به صورت نامرئی ایجاد می‌کردند. لذا امام(ره) وقتی با قانون لوایح شش گانه‌ی نظام ارباب رعیتی و تقسیم زمین میان دهقان‌ها مخالفت می‌کند پیچش مو را می‌بیند. به ظاهر قانون خوب است ولی اربابان تراکتور، کمباین، سم و رسیدگی به موقع و تولید خوب و بالا دارند اما با تقسیم زمین بین رعایایی که توان مالی مناسب ندارند، ایران را به بازار مصرف گوشت و لبنیات و گندم و ... تبدیل کردند.

چرا جهان سوم مستعمره‌ی غرب شد؟ خواص و نخبگان در مقابل مستعمره‌ شدن چه کار کردند؟

کریم خان بعد از تسلیم شدن مردم کرمان دستور می‌دهد چشم‌ها را دربیاورند و برای او از آنها از بیرون تا داخل شهر فرش کنند.

ناصرالدین شاه در سفرش به اروپا تمام منابع را به باد داد و در برابر آن غرب متعهد شد که برای شاه از کاخش تا حضرت عبدالعظیم حسنی ماشین دودی راه‌اندازی کند. هم زمان با او امپراطور ژاپن هم از اروپا دیدن کرد و دید که چقدر عقب افتاده‌اند. پس از بازگشت از آنجا دستور داد فناوری‌های پیشرفته‌ی غرب را دریافت کنند نه اینکه تولیدات آنها را بخرند. لذا حتی از تعویض شیشه کاخ خود جلوگیری می‌کند تا شیشه ساخت خودشان را به دست آورند.

پس دلیل اول نظام حاکم است.

دلیل دوم هم جهالت مردم است. تست هوش ایرانی بالا است ولی همین هوش بالا وقتی در مسیر درست قرار نگیرد به جای بوعلی سینا به یک چوپان تبدیل می‌شود. لذا می‌بینیم عالمان تلاش می‌کنند اما نتیجه‌ای نمی‌گیرند. سال 1342 که امام(ره) قیام می‌کند کسی حمایتش نمی‌کند ولی در سال1357 و با گذشت زمان و آگاه شدن مردم، انقلاب پیروز می‌شود.

در زمان 23 سال نبوت پیامبر اکرم هم همینطور بوده، ایشان 23 سال مشروعیت داشتند ولی پس از 13سال و با آگاه شدن مردم و ایجلد مقبولیت، نظام حکومتی اسلام را در مدینه در دست گرفتند.

نخبگانی که در غرب درس خوانده‌اند چه چیزی دیده‌اند مشخص نیست ولی هیچ منطقی را نمی‌پذیرند و معتقد به تسلیم در برابر غرب هستند.

استعمار فرانو چگونه شکل گرفت؟

استعمار از جنگ جهانی اول به استعمار نو تبدیل شد، که معتقد به اشغال نظامی نیست. همانگونه که گفته شد در استعمار نو حاکمیت در اختیار استعمارگر است. سال1347 در پادگان جی شروع به آراستن کردند، طوری که فکر کردن شاه برای بازدید می‌آید. روز موعود رسید. دیدند یک سرگرد امریکایی با آجودانش وارد شد و دنبالش سرلشکر معتضد وارد می‌شود تمام افرادی که به استقبال رفته بودند مانند ژاپنی‌ها تا کمر برای کسی که درجه‌اش از آنها پائین تر بود خم شدند!؟ سال‌های 42و43 زمزمه روشنفکری و تغییر خط و الفبای فارسی مانند ترکیه فراگیر شد. عملی شدن این کار در ترکیه باعث شده است که امروزه میلیون‌ها جلد کتابی که متعلق به تمدن گذشته ترکیه است امروزه برای دانشگاهیان و مردمانش نا آشنا و بیگانه باشد. اگر خط و الفبای فارسی عوض شده بود آثار فاخری چون شاهنامه که بزرگترین کتاب حماسی است، چون مثنوی که بزرگترین کتاب عرفانی است و سایر کتاب‌ها برای مردم بی‌گانه بودند. بعد اط اسلام ایرانی ها خط و زبانشان را حفظ کردند ولی مصری‌ها نتوانستند و عرب شدند. اگر زبان ما عوض می‌شد نسل امروز با تمام ادبیات گذشته خداحافطی می‌کرد و گسست فرهنگی ایجاد می‌شد.یعنی استعمار  در تمام حاکمیت نفوذ می کند. از زبان روشنفکران و اصلاح‌طلبان خودمان می‌گفتند درک «و» در خواندن برای آموزش سخت است، بهتر است الفبایمان عوض شود؟!

به تعبیر مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) استعمار کهن از بین رفت و استعمار نو را آوردند، ولی دیدند که با آن هم امروزه بردی ندارند، راه دیگری را پیش گرفتند که نفوذ در ملت‌ها است و این همان استعمار فرانو است.

استعمار فرانو اشغال نظامی نیست، از طریق حاکمیت هم نیست، از طریق تسخیر مغرها است.

بت غرب سه ضلع داردف یک ظلع لیبرالیسم که سکولاریزم و پولورالیزم را نیز در اسه خود دارد، یک ضلع کاپیتالیزم و ضلع دیگر دموکراسی است.

اروپا را به سه دوره تقسیم می‌کنند. دوران قدیم که دوران جهالت بود. دوران وسطی که دوران حاکمیت کلیسا بود. کلیسایی که سخت با علم مخالفت می‌کرد.چرا که برای تداوم استعمار باید انسان‌ها را عقب نگهداشت. در دوران وسطی 5 میلیون دانشمند اعدام شدند.

در دوران جدید، رنسانس، حکومت کلیسا را پایان داد و لیبرالیزم با مفهوم آزادی انسان از هر قید بندی، از کلیسا، از چارچوب دین، از فرامین خدا، اخلاقیات و ... به صورت مطلق آزاد است. مگر در جایی که خواسته انسان با انسان های دیگر اصطکاک پیدا کند.

سکولاریزم می‌گوید خدا را قبول داریم. خدا عالم را آفریده و قوانینی را در نظر گرفته ولی در ادامه انسان‌ها خودشان هستند و قوا نین مورد نیازشان را خودشان وضع می‌کنند. خدا هم یکشنبه‌ها در کلیسا به واسطه نمایندگانش فقط منتظر بخشیدن گناهان شما است. یعنی دین از سیاست جدا است. پلورالیزم معتقد به تکثرگرایی است،می‌گوید همه‌ی ادیان صحیح هستند!؟ خیلی ظریف است با ایت حرف ریشه‌ی دین را زده است. مثلاً در مسیحیت تحریف شده، مشروب خوری آزاد است، مانند یزید برای توجیه شرب خمر می‌توان گفت، اگر به شریعت اسلام حرام است به شریعت مسیح که مشروب خوری حلال است، پس به آن عمل می‌کنیم. یعنی تکثرگرایی. خدا هست، ادیان هم هستند. در هر مسأله می‌توانید به هر دینی که می‌خواهید رجوع کنید. این که یک عده می‌گویند، چرا شورای نگهبان داریم، همین پلورالیزم است. سکولاریزم است. خرد جمعی گرایی است. خرد جمعی می‌خواهد به یک آدم عوضی رای دهد. شورای نگهبان چرا جلویش را می‌گیرد!

ادامه دارد...

[ ۱۳۸۸/۱٢/۳ ] [ ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ ] [ رضا ] [ نظرات () ]

اغتشاشات پس از انتخابات ایران چرا شکل گرفت؟   (قسمت اول)

توصیه می‌کنم همه این مطلب را بخوانند چه سبز و چه غیر سبز!

 

جنگ نرم چیست؟

ژاپنی‌ها می‌گویند اگر می‌خواهی به کسی کمک کنی ماهی به او نده ماهی گیری یادش بده. فتنه اخیر یک ماهی است، باید ماهی گیری را یاد بگیریم.

در جنگ سخت، از سلاح‌های آتشین استفاده می‌شود و هدف آن هم ویران کردن و کشتن انسان‌ها است.

اما در جنگ نرم که در مقابل آن است سلاح چیست؟ هدف آن، انقلاب مخملین است، یعنی تغییر حکومت به صورت عملی و از میان افراد همان جامعه.

کنت دموراژ نویسنده کتاب جنگ جهانی چهارم، 30 سال پیش نوشته است که جنگ اول و دوم جهانی چیست، جنگ سوم همان جنگ سرد است که پیش بینی کرده با فروپاشی شوروی پایان می‌یابد که چنین شده است. کنت در کتابش می‌نویسد که جنگ چهارم جنگ ایدئولوژیک است و سلاح آن هم سه چیز است: مطبوعات، مذهب و مواد مخدر!

این جنگ ما بین کشورهای شمال و جنوب است. کشورهای شمال شامل تمام کشورهای صنعتی و تکامل یافته است. و کشورهای جنوب هم شامل تمام کشورهای جهان سوم و بسته هستند.

بعد از اشغال افغانستان می‌بینید که بر اساس همین فرمول کشت مواد مخدر در افغانستان 40 برابر شده و مواد مخدر صنعتی نیز به آن اضافه شده است که هدف عمده آن ایران است. (البته به فتنه اخیر ربطی ندارد.)

سورس هم در کتاب خود، استفاده از هفت هنر را به عنوان رسانه و سلاح کارای انقلاب مخملی معرفی می‌کند. رنگ مقدس جامعه را به عنوان نماد انتخاب و بعد به صورت کلاه، لباس و ... انتخاب شود تا چشم‌ها پر شود و جامعه در حالت انفعال قرار گرفته و مغزها شستشو پیدا کنند.

سؤوالی مطرح است، چرا جنگ نرم انجام می‌شود؟ چرا صلح و آرامش را برهم می‌زنند؟

از زمان حضرت آدم(ع) و با جدال قابیل و فتل هابیل به علت حس برتری جویانه، نظام سلطه و شیطان شکل گرفت و خط استکبار و استعمار شروع شد. در برابر آن نیز خط مستضعفین شکل گرفت.

سیر این دو خط به نمرود و حضرت ابراهیم(ع) و همین طور به فرعون و حضرت موسی(ع) می‌رسد. فرعون برای برتری در یک قلم 70هزار پسر بچه را می‌کشد تا برتر باشد. این مسیر ادامه دارد تا ابوسفیان و حضرت رسول اکرم(ص) و معاویه و امام علی(ع) و یزید و امام حسین(ع) و این دو خط در اشکال مختلف ادامه دارد.

در دوران ما استعمار قدیم یا کهن، استعمار جدید یا نو و استعمار فرا نو که سلاح آن همین جنگ نرم است وجود دارد.

آغاز استعمار کهن از قرن 16میلادی یعنی هم زمان با رویداد رنسانس در اروپا است، که نظام سلطه در قالب غرب به شکل جهانی مطرح می‌شود.

حال، چرا استعمار از منطقه‌ای به جهانی تبدیل شده است؟

سه دلیل را می‌توان مطرح کرد: 1- ماشین به مواد اولیه زیاد نیاز دارد و غرب در رنسانس ماشینی شد.
 2- با صنعتی شدن و افزایش تولیدات نیاز به بازار مصرف دارند. 3- نیروی کار ارزان نیاز دارند. نژاد سیاه پوستی که در غرب زندگی می‌کنند همان بردگان دوران رنسانس هستند. زمان رژیم شاه 50 هزار امریکایی در ایران بود که بخشی از آنها در ارتش و جایگاه های حساس بودن بسیاری از آنها در اقصی نقاط کشور به دنبال به روز کردن اطلاعات جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و... مرتبط با دلایل یاد شده بودند.

بر همین اساس در دوران استعمار کهن، بخشی از کشورها مانند هند را اشغال نظامی می‌کنند. در ایران موضوع فرق داشت چرا که چندین کشور به ایران چشم داشتند و نهایتاً در سال 1919 ایران را به سه منطقه تقسیم می‌کنند و شمال و جنوب آن را در اختیار روسیه تزاری و انگلستان قرار می‌دهند. آن رمان امریکا خود مستعمره انگلستان بوده است. با این کار هم منابع را می‌بردند و هم بازار مصرف ایجاد می‌کردند.

اسلام ستیزی چگونه شکل می‌گیرد؟

فرانسه با گرفتن الجزایر به یک تاکستان بزرگ دست پیدا می‌کند که با استفاده از آن مشروب درجه‌ی یک بیشتر از بازار مصرف خود تولید می‌کند که برای فروش آن بازار مصرف لازم دارد.

برای این کار با مشکلی روبرو می‌شود کشورهای مسلمان مستعمره شده مشروب را طبق آئین اسلام و آیه‌ای در قرآن حرام می‌دانند. لذا فرانسه ناگزیر می‌شود که با اسلام وارد جنگ شود تا مشروبش را بفروشد. جنگ امروز فرانسه با روسری هم نشان ترس از روسری نیست، نشان ترس از مغزی است که قرآن در آن حاکم است. فرانسه با حق وتو و بمب اتمش از ایدئولوژی اسلام می‌ترسد. بر همین اساس است که در کشوری که در روزهای آفتابی، با شورت بیرون می‌آیند و 40سال است که هم جنس بازی در آن آزاد است و خود را مهد آزادی‌های این چنینی می‌داند، استفاده از روسری را ممنوع می‌کند.

در ایران ظرف 10 سال یعنی سال1340تا 1350 به جای چند درصد که معمول افزایش ها است، مصرف لوازم آرایشی 500برابر می‌شود. زن محجبه که تنها برای شوهرش خود را آرایش می‌کند مگر چقدر لوازم آرایشی می‌خواهد. از همین رو انگلستان به جنگ اسلام و عقاید ایرانیان می‌آید و به رضاشاه فرمان کشف حجاب را ابلاغ می‌کند. دید اقتصادی بود ولی چون فرهنگ جوامع مانع کارشان بوده است به مقابله با آن پرداختند.

در میان ادیان چرا تنها به اسلام حمله می‌شود؟

چون تنها دینی است که در میان ادیان موجود بخار دارد. برخی از ادیان منشاء الهی ندارند و ساختگی‌اند مانند بودایی‌ها که برهمین اساس اصلاً به شرب خمر و حجاب کاری ندارند و یا منشاء الهی دارند ولی تحریف شده‌اند. لذا از قرن16میلادی ستیز غرب با اسلام آغاز می‌شود و هم اکنون نیز ادامه دارد.

در همین راستا از دوسال پیش در دانمارک کاریکاتورهایی را از پیامبراعظم(ص) کشیدند تا از نفوذ اسلام جلوگیری کنند. آنها پیامبر اکرم(ص) را رهبر تروریست‌ها و اسلام را آئین تروریست‌پروری معرفی می‌کنند.

در23 سال مبارزه پیامبر(ص) 1000نفر کشته شده‌اند اما در دوران چند ساله هیتلر 40میلیون نفر کشته شده‌اند،  حال رهبر تروریست‌ها کیست و تروریست پروری در کجا است؟

در سی سال اخیر و با روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی ایران، جنگ خیلی ناجوانمردانه‌تر شده است.

یک تئوری در رابطه‌ طالبان، القاعده، بن لادن، ملا عمر، 11 سپتامبر و... وجود دارد که کار سازمان سیا است و هدف هم این است که اسلام را تروریست پرور و قرآن را برنامه تروریست پروری معرفی کنند.

لبنان حیات خلوت اسرائیل بود و به راحتی در بیروت جولان می‌دادند ولی امروزه به خاطر 4- 5 هزار جوان حزب الله از ورود به لبنان می‌ترسند. اینها جنگ 33 روزه را هنر اسلام می‌دانند.

در استعمار جدید دیدند که هزینه اشغال نظامی زیاد است و ملت‌ها هم بیدار می‌شوند، آنها یکه تازی خارجیان در کشورشان برایشان پذیرفته نیست. لذا استعمارگر به این نتیجه می‌رسد که حاکمان کشورها باید در اختیارشان باشد پس در ترکیه آتاترک و در ایران رضاخان بی‌سواد را حاکم می‌کنند. با کودتای سیاه سیدضیاء، رضا شاه را روی کار می‌آورند. که عزاداری امام حسین (ع) را کلاً تعطیل، کشف حجاب را اجباری و حوزه‌های علمیه را تعطیل و روحانیون را خلع لباس کرد. اینکه الآن در روزعاشور به مقدسات توهین می‌کنند حرمت آن را می‌شکنند، همین فرمول‌ها را پیاده کرده‌اند. اینها همه حساب شده است.

سلطه‌ی نو، حاکمان را استعمارگر انتخاب کرده و اهداف را از طریق آنان دنبال می‌کند. لذا سفیر انگلستان در شهریور1320 فروغی را احضار می‌کند و دستور معرفی رضا شاه به فرمانده ناو انگلیسی در بندر عباس را ابلاغ می‌کند. رضا شاه با شنیدن پیام ابتدا عصبانی می‌شود ولی بعد که خود را در کف آنان می‌بیند از فروغی می‌خواهد که به آنها بگوید لااقل محمدرضا را پس از او به عنوان شاه بعدی قبول کنند. سفیر انگلستان هم وعده می‌دهد روی این مطلب فکر کند!

ادامه دارد...

 

[ ۱۳۸۸/۱٢/٢ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ] [ رضا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

وبلاگ بهشت ایران، در دی ماه 1390 و در جشنواره آثار مربوط به جریان فتنه در بخش سایت و وبلاگ و از میان بیش از هزار سایت و وبلاگ شرکت کننده حائز رتبه سوم شد. همچنین این وبلاگ در جشنواره وبلاگ نویسی حماسه ۹ دی نیز برگزیده شده است.
موضوعات وب
امکانات وب