بهشت ایران
« برگزیده جشنواره‌های آثار مرتبط با جریان فتنه و حماسه 9 دی در سال 1390 »
قالب وبلاگ

در این روزها موضوع کشف حجاب مینا لاکانی بازیگر سیما در شبکه صدای امریکا خبری بود که توجه بسیاری از اهالی سینما را به خود معطوف کرد.

همین موضوع جرقه ای شد تا در گزارشی به بررسی احوال برخی از زنانی که در قالب بازیگر، خبرنگار و فعال سیاسی در کشور جمهوری اسلامی ایران نامی برای خود دست و پا کردند و امروزه در آن سوی مرزها با کنار گذاشتن حجاب، اظهار نظرات مغرضانه، همکاری با شبکه های ضد ایرانی و . . . قصد ضربه زدن به ایران اسلامی را دارند، بپردازیم.
مینا لاکانی:

مینا لاکانی متولد۱۳۵۱ تهران، بازیگر تئاتر و سینمای ایران بود که در سال ۱۳۷۳ برای بازی در فیلم دیدار، برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره فیلم فجر شد. وی کار خود را با تئاتر آغاز کرد اما  آغاز فعالیت سینمایی او حضور در فیلم «پرواز را به خاطر بسپار» صورت گرفت.

از دیگر کارهای سینمایی او می ‌توان به جان سخت، دیدار، روز فرشته، زن شرقی و فیلم های تلویزیونی بگو که رویا نیست اشاره کرد. همچنین وی در سریال های تاوان، آخرین گناه، روزهای اعتراض و ترانهٔ مادری نیز حضور داشته است.

لاکانی چند روز پیش با شرکت در برنامه شباهنگ صدای آمریکا بدون حجاب حاضر شد و در مصاحبه با این شبکه خود را مبرا از حزب بازی خواند ولی مدعی شد به خاطر همبستگی با مردم، از ایران خارج شده است. لاکانی در این مصاحبه عدم حضورش در صدا وسیما را نه ضعف بازیگری و نامناسب بودن برای نقش، بلکه سیاسی خوانده است.

فریبا داوودی مهاجر

 

فریبا داوودی مهاجر کارشناس و مشاور دفتر مشارکت زنان اصلاحات، خبرنگار روزنامه های اصلاح طلب، مشاور رئیس جمهور در مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری (دولت خاتمی), مشاور وزیر علوم و مشاور وزیر ارشاد اسلامی دوران اصلاحات) بوده است.

وی پس از فرار به خارج و پناه بردن به دامن آمریکایی ها طی مصاحبه ای با یکی از شبکه های لس آنجلسی وقتی مجری از او سوال پرسید که چرا شما فقط جلوی دوربین روسری سر می کنید؟ گفت: من بنا بر مصلحت و شرایط قبلا در ایران حجاب داشتم ولی اعتقادی به آن ندارم. خبرنگار از او خواست تا روسری اش را بردارد داودی هم مقابل دوربین تلویزیون حجابش را برداشت. وی این عمل را اعتراض به وضع موجود ایران می داند و از زنان ایرانی هم می خواهد که تجربه او را تکرار کنند.

فرناز قاضی زاده

فرناز قاضی‎زاده روزنامه نگار ایرانی و مجری شبکه تلویزیونی بی‎بی‎سی فارسی، متولد۱۲ آذر ۱۳۵۳ در تهران است. قاضی‎زاده سال‎ها در روزنامه‎های ایرانی فعالیت کرد. او از سال ۱۳۷۵ کارش را در هفته‎نامه «خانه» آغاز کرد. بعد از آن در سال ۱۳۷۷ به روزنامه ایرانیان سپس به روزنامه زن رفت.

قاضی‎زاده همچنین سابقه فعالیت در روزنامه نشاط، جامعه روز،  آفتاب امروز، هم میهن (به مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی) و «یاس‎نو» را دارد.

قاضی‎زاده در سال ۱۳۷۹ حتی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز به‎عنوان مجری در یک برنامه علمی به نام کاوش فعالیت می‎کرد. فرناز قاضی‎زاده در سال ۱۳۸۲، به‎همراه خانواده‎اش ایران را ترک کرده و به هلند و بعد از آن به انگلستان رفت. در سال ۲۰۰۵ میلادی، قاضی‎زاده به‎همراه مسعود بهنود، نوشابه امیری، هوشنگ اسدی و حسین باستانی روزنامه اینترنتی روزآنلاین را راه‎اندازی کردند. در فوریه ۲۰۰۵ به‎عنوان تهیه‎کننده رادیو، به استخدام بی‎بی‎سی‎فارسی درآمد. در بی‎بی‎سی، قاضی‎زاده علاوه‎بر تهیه گزارش، به‎عنوان مجری برنامه‎های رادیویی کار کرد تا این‎که در سال ۲۰۰۹ به‎عنوان مجری تلویزیون فارسی بی‎بی‎سی کار خود را آغاز کرد.

گلشیفته فراهانی

رهاورد (گلشیفته) فراهانی ۱۹ تیر ۱۳۶۲ در تهران و در خانواده ای هنرمند متولد شد. پدرش بهزاد فراهانی بازیگر سینما و تئاتر کشور و مادرش فهیمه رحیم نیا فارغ التحصیل رشته هنرهای تجسمی است.

وی بازی خود را بازی در فیلم درخت گلابی در سال ۱۳۷۶ آغاز کرد. از دیگر فیلم های معروف او می توان به بوتیک، اشک سرما، ماهی ها عاشق می شوند، به نام پدر، گیس بریده، میم مثل مادر، سنتوری، همیشه پای یک زن در میان است، دیوار و درباره الی اشاره کرد.

گلشیفته فراهانی با خروجش از کشور حجابش را کنار گذاشت و سپس طی مصاحبه ای اعلام کرد که از حجاب متنفر است. فراهانی با بازی در فیلم های غیر اخلاقی هالیوود علاوه بر این که تمام راه های برگشت به ایران را به روی خودش بست باعث شد تا بسیاری از سینمادوستان کشور از وی به خوبی یاد نکنند.

فاطمه حقیقت جو

http://www.asremrooz.ir/images/docs/000010/010349/images/e.gif

فاطمه‏ حقیقت‌جو  فعال سیاسی و نمایندهٔ اصلاح‌طلب دوره ششم مجلس شورای اسلامی در سال۱۳۴۷ در جنوب تهران به دنیا آمد. وی در جریان استعفای دسته‌جمعی نمایندگان مجلس پس از عدم موفقیت برای اجرای اصلاحات مورد نظر خود و دوستان اصلاح طلبش در مجلس، استعفایش توسط اعضای این مجلس در تاریخ ۴ اسفند ۱۳۸۲ پذیرفته شد.

وی به بهانه ادامه تحصیلات از کشور خارج شد و ماهیت وابسته خود را به غرب و تفکرات سکولار آن در اجرای برنامه های برنامه های ضد ایرانی آمریکا و انگلیس نشان داد.

فاطمه حقیقت‌جو که به همراه محسن کدیور و عطاءالله مهاجرانی مدیریت سایت ضدانقلاب جرس را برعهده دارند. او پس از فرار به خارج ابتدا چادر را کنار گذاشت و با توصیه دوستان آمریکایی هایش با کت و دامن در انظار عمومی ظاهر شد.

وی در مصاحبه ای با صدای آمریکا به تشریح نظرات سکولار خود درباره حجاب پرداخته و با بی ارتباط دانستن حجاب با عفت از همان مثال نخ نما شده که آدم باید دلش پاک باشد استفاده کرده و گفته است: این تصور غلطی است که برخی فکر می کنند اگر زنی حجاب نداشت از دایره پاکدامنی و عفت خارج شده است. من زنان بسیاری را می شناسم که حجاب ندارند اما عفیف هستند .

شادی صدر

شادی صدر متولد ۱۳۵۳ وکیل و روزنامه‌نگار فمینیست ایرانی و فعال حقوق زنان به شمار می آید. او در حدود پانزده سالگی با ماهنامه سروش نوجوان وارد حوزهٔ روزنامه‌نگاری شد، سپس با ماهنامه همشهری همکاری کرد. در دانشگاه رشته حقوق را انتخاب کرد و دبیر سرویس حقوقی روزنامه زن شد.

صدر به عنوان یکی از مخالفان جمهوری اسلامی مدتی است به آمریکا مهاجرت کرده و به دلیل سخنان ضدایرانی خود به بهانه دفاع از حقوق زنان جوایز متعددی را از نهادهای وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی دریافت کرده است، در جدید‌ترین اقدام خود دست به تاسیس یک سازمان جدید زده است.

«شادی صدر» که پای ثابت سخنرانی‌های ضداسلامی و ضدایرانی در کشورهای مختلف اروپایی و آمریکا است، پس از ناکامی در اجرای طرح «کمپین علیه حجاب» مدتی را سکوت کرده بود، با استفاده از یک بودجه هنگفت که منبع آن مشخص نیست، سازمانی را تحت عنوان عدالت برای ایران تاسیس کرده و به دنبال اجرای برنامه‌های ضدایرانی است.
مسیح علی نژاد

معصومه علی‎نژاد قمی، معروف به مسیح علی‎نژاد در سال ۱۳۵۵ در بابل متولد شد. او روزنامه‎نگاری را از سال ۱۳۷۸ با روزنامه همبستگی آغاز کرد و بعد از آن با ایلنا همکاری کرد. از او در روزنامه‎های شرق، بهار، وقایع اتفاقیه، هم‎میهن و اعتماد ملی نیز نوشته‎هایی منتشر شده است.

علی‎نژاد به‎همراه عناصر افراطی و نفوذی مدعی اصلاح‎طلبی پس از فرار به آمریکا، معرکه‎گیر تجمعات ۲۰-۳۰ نفره ضد انقلاب در شهرهای واشنگتن، نیویورک و بوستون شد. در این تجمعات عناصری نظیر محسن سازگارا، فاطمه حقیقت‎جو، علی افشاری، علی‎اکبر موسوی خوئینی، محمد تهوری، احمد باطبی، مسیح علی‎نژاد و… حضور پیدا می‎کنند و ضمن معرکه‎گیری تلاش می‎کنند تا خود را نزد طرف آمریکایی، فعال و به درد بخور! نشان دهند. این طیف همچنین پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و به‎ویژه در روزهای منتهی به ۱۸ تیر، از سوی رسانه‎های بدنام غربی (صدای آمریکا، رادیو فردا، بی‎بی‎سی، گویانیوز، روز نت، رادیو زمانه و…) به عرصه فعالیت فراخوانده شدند تا به تحریک بی‎هزینه برای آشوبگری بپردازند. خبرنگار فراری نشریات زنجیره‎ای اصلاح‎طلب، اکنون در لندن اقامت دارد و با سایت جرس همکاری می‎کند.

به گزارش عصر امروز،به نظر می رسد چنین افرادی که سال ها تحت قوانین اسلامی و شرایط مساوی حقوق بشر در ایران فعالیت می کردند هرگز به عنوان یک ایرانی مسلمان دغدغه اعتلای ایران و اسلام را در سر نمی پروراندند و بیشتر به فکر ارضای امیال های شخصی خود بوده اند و از موضع گیری آنان پس از خروج از کشور نیز چنین بر می آید که مخالفتشان با جمهوری اسلامی نه یک مخالفت اصولی و دارای مبانی منطقی بلکه بیشتر مخالفتی از جنس غریزه های جنسی است. مخالفتهایی که تماما در یک کلام خلاصه می شود: چرا جمهوری اسلامی نمی گذارد ما لخت باشیم و در خیابانهای تهران خود را نمایش بدهیم؟
منبع: عصر امروز
[ ۱۳٩٠/٧/۱٧ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ رضا ] [ نظرات () ]

در پی عدم موفقیت تیم کروبی در راه اندازی اغتشاش در راه پیمایی روز٢٢بهمن فاطمه کروبی دست به نامه نگاری و مظلوم نمایی کرد.

ایشان قصد دارد با این کار فضا را قدری برای موج سبز باز کند. این خانم یادش رفته که حرکتشان از روز عاشورا به بعد و همراهی صریح با موج نفاق، حکم محاربه گرفته است. خدا را شکر کند که مردم آنها را در آن روز اعدام انقلابی نکردند.

در ضمن مطلب دیگری هم که در نامه مشخص شده است و با ... هم مشخص کرده اند، بچه ننه بودن فرزند ایشان با آن سن و سالش است که به مادرش گفته: مامان به من گفتن می‌بریمت کهریزک و می‌... البته اعدام حداقل حکم برای پسر شما است که شما برای تهدید کننده خواسته اید! خدا را شکر کنید که به موضوع مورد علاقه پدرش تهدید شده که لاقل مدرکی در نزد مردم داشته باشد.

یواشکی بگویم از کتک خوردن پسر شیخ بی‌سواد خوشحال شدم. یک کم هم شما مزه موج سبز بودن را بچشید!

اینهم عکس گل پسر مامان که عکسش را به عنوان سند منتشر کرده و گفته فقط پسرم کتک خورده و کار دیگری باهاش نداشتن به داد بقیه برسید که مامانی مثل من ندارند!!!!

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/٢٥ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ] [ رضا ] [ نظرات () ]

سعید ده ونکی

29 دی یا 3 بهمن یا چه می‌دانم یک روز دیگر، ظاهرا سالروز تولد نداست و قرار است بعضی‌ها به‌همین مناسبت جشن تولد بگیرند که ما چند روز زودتر گزارش آن‌را تقدیم می‌کنیم.

به شما که عرض کنم، به نام خدا. البته در این شب عزیز که به‌خاطر جشن تولد نداخانم دور هم جمع شده‌ایم، باید بگیم، بخندیم و شادی کنیم، به قول معروف: «همگی دس، یکی‌مون رقص»، یا اینکه «همگی رقص، یکی‌مون دس» و خلاصه خوش باشیم اما به شما که عرض کنم، بد نیست چند کلمه هم درباره کشفی که تازگی کرده‌ام، براتون حرف بزنم. خیلی جالبه واقعا! راستش من هیچ‌وقت معنای اون آیه‌ای را که می‌گه: «خیال نکنین شهیدا مرده‌اند...»الخ نفهمیده بودم، اما از صدقه سر جنبش سبز تونستم اونو کشف کنم.
[اصرار حضار: دوتاشو بگو، توروخدا!]

خیلی خب! به شما که عرض کنم، یکیش همین دختره، اسمش چی بود؟ [حضار: نداخانم] نه بابا اون که ضایع شد.

نه این چیز رو می‌گم که میرحسین رفت تو ختمش، کلی هم گریه کرد. آخه می‌گن تازگی، یه گلاب مخصوصی به بازار اومده که جون می‌ده واسه مجالس ختم سبز. توش اسانس پیازه، لامصب همچین چشمارو می‌سوزونه که خود شِمرم باشه، اشکش درمی‌آد. خلاصه این دختره اسمش چی بود؟ آهان سپیده خانم، جل‌الخالق! اگه به چشم خودمون ندیده بودیم، باور نمی‌کردیم. فکرشو بکن، طرف کشته بشه، دفن بشه، براش ختم بگیرن، مهندس تو ختمش اون همه گریه بکنه [ منم اگه بودم، بیشتر از مهندس گریه می‌کردم با اون گلابای مخصوص اعلا، خب البته من عذر داشتم، فکر بد نکنین، ظهرش پیتزا سبزیجات خورده بودم، گلاب به روتون بیرون‌روی پیدا کردم، دم به ساعت باید می‌رفتم دس‌به‌آب، فلذا بنابراین نرفتم ختم]خلاصه داشتم می‌گفتم که این سپیده خانم، مصداق روشن اون آیه است که می‌گه: ولا تحسبن‌الذین قتلوا... امواتن، بلکه احیاناً عندبیتهم یرزقون که ترجمه آزادش این می‌شه: فکر کردین شهدای جنبش سبز ما مرده‌اند، فوتینا! اونا زنده‌ان، تو خونه‌شون دارن پیتزا پپرونی می‌خورن، نمونه‌اش همین سپیده‌خانم که بعد اون همه کشته شدن و دفن و ختم و گریه و زاری مهندس و چه و چه و چه، الان سُر و مُر و گنده پیش مامان‌جونش توی خونه داره چی می‌خوره؟[حضار: زرشک! ] نه بابا، گفتم که پیتزا پپرونی!

[یکی از حضار: قرائت سابق آیه‌ای که خواندید، «بل احیاء عندربهم یرزقون» است؛ آیا شما با توجه به بسط تجربه‌بندی که آقای دکتر سروش مطرح کرده‌اند، قرائت جدید را انشاء فرمودید؟]

به شما که عرض کنم البته من از این ترقی‌بازیای سروش و گوگوش و... خوشم نمیاد ولی این قرائتی که به شما که عرض کنم، عرض شد، مربوط به جلد دوم همون کتابه که اخیراً ضمیمه توضیح‌المسائل حجت‌الامسال هرمنوتیک با تقریظ حضرت شاذ‌الفقها! به چاپ رسیده (البته دور از چشم جامعه مدرسین).

به شما که عرض کنم، اینجا بود که من آیه استرجاع را خواستم بخوانم، اما هرچی زور زدم یادم نیومد که یکهو چشمم افتاد به بالای یه آگهی تسلیت خطاب به میرحسین راجع به خواهرزاده‌اش، اینجا بود که بی‌اختیار آیه استرجاع یادم اومد:

انا الله و انا ‌علیه الراجعون [همون نفر از حضار: جناب شیخ، این هم از همون جلد دوم بود دیگه؟!] خیلی حال کردم که شکر خدا هنوز حافظه‌ا‌‌م سر جاشه. یادم باشه این دفه موقع مناظره یا امتحان خبرگان اگه کسی از جامع‌ المقدمات، سوالای سخت‌سخت درآورد و ازم پرسید، جوابشو با همین آیه بِدَم. باز اگه ادامه داد، فورا جواب می‌دم: سمع‌الله لمن حمده ... فکر نکنن هالو گیر آوردن. همچین عربی واسه‌شون بلغور کنم که خیال کنن خود علی عبدالله صالح جلوشون نشسته! دیگه غلط بکنه کسی به من بگه: شیخ بی‌سواد، نمی‌دونم چی‌چی موساد و... .

خلاصه به شما که عرض کنم این 2 نمونه ثابت می‌کنه که شهدای ما زنده هستن.

حضار: شیخ بی‌سواد! تو که فقط یکی‌‌شو گفتی.

شیخ بی‌سواد: چرا یکی؟

حضار: پس چند تا؟

شیخ بی‌سواد: دو تا!

حضار: چرا دو تا؟

شیخ بی‌سواد: پس چند تا؟

حضار: یکی!

خنگای خدا، خب روشنه دو تا دیگه، یکی ندا خانم، یکی هم سپیده خانم. حالا فهمیدین کی بی‌سواده؟! ‌من یا شما که فرق یک و دو رو نمی‌دونین؟

[حضار: آخه ندا خانم که زنده نیس، اون که راس‌راسی مرده.]

خب نفله‌ها، اگه مرده، پس شما امشب واسه کی جشن تولد گرفتین؟ مگه اون نباید خودش باشه تا بیاد شمعارو فوت کنه، تا صد سال زنده باشه

و ... الخ.

حالا بهتره دس از مسخره‌بازی بردارین و همگی رو به قبله دراز بکشین و با هم دعای معروف «هپی برث‌دی تو یو» رو برای شادی ارواح بابای خودتون و نداخانم تلاوت کنین...


پانوشت
افاضات شیخ بی‌سواد تا پاسی از شب همچنان ادامه داشت و اسباب ادخال سرور در دل کفار و منافقین را فراهم کرده بود که خبرنگار ما برای رساندن خبر این مراسم به روزنامه امروز، لاجرم جلسه را ترک کرد، لذا الباقی خزعبلات ایشان در صورت انعکاس در خبرگزاری‌ها و سایت‌ها، عینا درج خواهد شد.

[ ۱۳۸۸/۱۱/٥ ] [ ٥:٤٤ ‎ب.ظ ] [ رضا ] [ نظرات () ]

چند روز است که ضد انقلاب حیله ای عجیب را عملی کرده است. این حیله از دو قسمت اصلی تشکیل می شود که قصد دارم هر دو قسمت را بازخوانی کنیم .

 

  ماجرا ، انتشار فیلمی در یوتیوب و منابع ضد انقلاب است که طی ان ادعای زیر گرفته شدن "یک نفر" از اغتشاشگران توسط خودروی پلیس مطرح شده است. حتما از این ادعای جدید ضد انقلاب با خبر هستید. من از زمانی که با این خبر مواجه شدم بشدت بدنبال فیلم مذکور گشتم و توانستم دو قطعه فیلم مربوط به این ادعا را در یوتیوب پیدا و بررسی کنم .

دو قطعه فیلمی که من پیدا کردم ، هر دو متعلق به ضد انقلاب است. اما دو فیلم با هم تفاوتهایی در تدوین دارند که به کشف ذات ماجرا برای من ، کمک زیادی کرد.

فیلم اول ، در ابعاد کوچکتر ، از صحنه ورود دو خودرو ، تا لحظه خروج یکی از آنها از ضلع شمالی "میدان ولیعصر" ادامه دارد. فیلم دوم ، در ابعاد بزرگتر ، با سخنان سردار سرتیپ پاسدار حاج احمد رادان آغاز و از صحنه دنده عقب گرفتن یکی از این دو خودروی موجود در این ماجرا ، شروع می شود و با پرشی محسوس ، به روی فردی که فیلم وی را مجروح این ماجرا معرفی کند می رود و به پایان می رسد...


وضعیت کلی :

در این پکیج رسانه ای و عملیات روانی ، نکات متعدد و مهمی وجود دارد که به آن باید توجه کرد :

     یادتان هست ، چه نکاتی، ماجرای ندا آقا سلطان را برای همه بی آبرو و رسوا کرد ؟ تصویر برداری با دوربینهای با کیفیت بالا . تصویر برداری از چند زاویه . تصویر برداری یکی دو ثانیه قبل از شروع باصطلاح صحنه مضروب شدن و ... . اینها نکاتی است که اپوزیسیون سعی نموده در موضوعات دیگر ، به آنها مرتکب نشود!

     رعایت برخی از این نکات ، دست اپوزیسیون را در اجرای نکاتی دیگر و رعایت برخی مسائل باز می گذارد. اگر دقت کرده باشید ، از روی شماره پلاک خودرویی که در فیلم ندا آقا سلطان وجود داشت ، پلیس به سرعت راننده را پیدا کرد و از وی تحقیق نمود. پایین آوردن کیفیت تصویر ، می تواند به جلوگیری از بروز جزئیات دردسرساز کمک کند.حالا ، اگر توجه کنیم ، بر اساس این فیلم و ادعا ، اپوزیسیون دو شاخه کلی عملیات رسانه ای و تبلیغی سیاه را آغاز کرد :

ب   ادعا کرد که پلیس با خودروی خودش اغتشاشگران را زیر گرفته

   ادعا کرد که پلیس دست به توجیه زده و ادعا کرده اولا خودرو  سرقتی بوده و ثانیا یک تصادف رانندگی بوده است!

حالا با وجود آنکه ما از نظر پلیس در این زمینه خبر نداریم و پلیس خودش می گوید در حال بررسی موضوع است ، می خواهیم دانه دانه باهم ، بند به بند کاموای این کلاهی را که برای رفتن به سر من و شما بافته شده ، بشکافیم :

بخش اول نتیجه گیری :

افشای عدم وجود رابطه بین خودروی مورد اشاره پلیس و خودروهای این فیلم :

 

   پلیس ، اصولا در حال توضیح دادن حادثه رخ داده در خیابان "خوش"  و "انقلاب"  است.  در حالیکه با مشاهده فیلم "محرز" است موضوع مورد اشاره ضد انقلاب مربوط به خود "میدان ولیعصر" است. برای همین اپوزیسیون چند اقدام در فیلم بزرگتر و تدوین شده ، مرتکب شد : اولین اقدام ، آغاز کردن فیلم از صحنه ای است که در ان ، آتش زده شدن کانکس پلیس در میدان ولیعر مشخص نباشد و سینما قدس واقع در ضلع جنوبی میدان دیده نشود. در حالیکه هر دوی این موارد در فیلم اول موجود است. بنا بر این ، توضیحاتی که در فیلم بزرگتر از زبان سردار رادان به این فیلم توسط ضد انقلاب چسبانده شده ، اصولا مرتبط با این ماجرا نیست. بنا براین ضد انقلاب اقدام دیگری هم انجام می دهدو آن ، سانسور اظهارات سردار رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی ج.ا.ا است. زیرا سردار رادان بصراحت مشخص می کند که ماجرا چه بوده .

 در توضیحات سردار رادان که به انگلیسی زیرنویس هم شده ، مشخص است که از کشته شدن "دو نفر" ( که جنازه هر دو در دسترس پلیس است ) سخن گفته می شود. اما در فیلم ، ما با صحنه ای که بیانگر زیر گرفته شدن یک نفر است ، مواجهیم . این روشن می کند که دیگر هیچ ارتباطی بین این دو موضوع نیست

 

     خودروی مورد اشاره جانشین فرمانده پلیس ، یک دستگاه خودرو پلاک و طرح شخصی است و آنچه که در این فیلم مشخص است ، آنکه در این فیلم ما با خودروهایی با ظواهر شبیه به پلیس مواجه هستیم . پس بنا بر این پلیس ، اصولا نظری در رابطه با این ماجراها بیان نکرده است.

پس ، اتصال دادن اظهارات جانشین فرماندهی ناجا به این فیلم ، فریب و دروغپردازی روشنی است که کاملا مشخص و قطعی است و هیچ خدشه ای به آن وارد نیست.  

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/٢ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ] [ رضا ] [ نظرات () ]

نیمه حبس

حسین کروبی فرزند ارشد مهدی کروبی گفت: «پدرم تقریبا نیمهحبس است. چندروز است که محافظانش او را اینور و آنور نمیبرند. طوری شده که پریشب که میخواست روضه برود، من او را با ماشین خودم بردم.»
ضمن تسلیت این فاجعه عظمی و ثلمه کبری به بیت معظم آقای کروبی و بیوت سایر دوستان و آشنایان، توضیحاتی از خودمان ارایه میکنیم:
حالت نیمه حبس به حالتی گفته میشود که در آن نیمی از انسان محبوس است و نیم دیگرش آزاد. حالت نیمه حبس در دو مدل طولی و عرضی ارایه میگردد. در حالت عرضی، نیمه سمت چپ فرد محبوس و نیمه سمت راستش آزاد میشود. در برخی از موارد نیز نیمه سمت راست در حبس قرار میگیرد و نیمه سمت چپ آزاد می ماند. در حالت طولی پایین تنه آزاد و بالاتنه محبوس است که بیشتر در مورد جرائم ناموسی به کار می رود، بالاتنه آزاد می ماند و پایین تنه حبس می شود. البته آقای حسین کروبی توضیح نداده اند، ابوی به چه حالتی نیمه حبس هستند که امید است، طی روزهای آتی ضمن ارایه توضیحات مکفی خانواده ها، خانواده های بسیاری را از نگرانی برهانند. گفتنی است در پی اعلام این اظهارات توسط حسین کروبی گروهی ناشناخته که خود را «اتولداران سبز ایران» نامیده اند، طی بیانیهای اعلام آمادگی کردند که حاضرند در هر زمان که آقای کروبی اراده کند، ایشان را اینور و آنور برده و بگردانند. ایشان حتی ابراز کردند حاضرند به خرج خودشان اوشان را به سینما و استخر و [...] برده و آخر شب هم در دربند یا فرحزاد، برایشان جگر و کباب برگ بخرند. گفتنی است آقای کروبی هنوز پاسخی به این اعلام آمادگی ندادهاند.

کم جرأتی

خانم فاطمه رجبی نوشت: «این بیانیه [بیانیه میرحسین موسوی] که حالت ارتدادی آن اظهر من الشمس است و اگر عمرسعد میخواست در عاشورای سال 61 اعلان موضع کند، قطعا بهتر از نویسنده مینوشت، از عصبانیتِ نافرجام ماندن قول و قرار خاتمی، موسوی و کروبی برای انهدام اسلام و نظام اسلامی و فروش وطن به آمریکا و انگلیس و اسراییل حکایت میکند.» وی ادامه داد: «نتیجه آنکه موسوی نوکری از خیمه معاویه است.
او مزدوری است که با قول و قرار به بیگانگان، تراوشات مغز خیمه معاویه را مجری است و در این راه المأمور ُمعذور است. موسوی بداند ملت به کمتر از اعدام او و کروبی راضی نیست تا این ننگها از دامن انقلاب و کشور پاک شود. آیا باز هم اطلاعیه خواهد داد؟» وی در پایان افزود: «محسن رضایی... و با سوء استفاده از نجابت و صبر ملت، پی در پی اطلاعیه صادر میکند، اطلاعیههای بیمخاطب دونکیشوت یا آبدارشاه. چرا او به سرنوشت هاشمی رفسنجانی این استاد اعظم دچار شده است؟»
حالا اگر کسی جرئت گمانهزنی و تحلیل و تفسیر دارد خودش بیاید انجام دهد. 


پرسش از شما، پاسخ از ما

ف. م. از تهران: جوانی هستم 25 ساله. به من بگویید چه کنم؟
پاسخگو: در شرایط فعلی از دست شما کاری ساخته نیست. عجالتاً بزرگترها هم در ماندهاند. شما که جای خود دارید.

عباس ش. از شیراز: اینجانب یکی از کارگران کارخانجات مخابراتی راه دور ایران هستم. آقای احمدینژاد در همین سفرشان که آمده بودند گفتند وزیر صنایع و وزیر ارتباطات را میفرستم تا در دو روز مشکلات شما را حل کنند و اگر حل نشد این دو وزیر را میدهم دست شما، هر کاری خواستید با آنان بکنید. الان دو هفته گذشته و مشکلات حل نشده. میخواستم بپرسم با توجه به اینکه قول آقای احمدینژاد ردخور ندارد، ما با این دو وزیر که ایشان میدهند دستمان، چه کار کنیم که مشکلاتمان حل شود؟ 

پاسخگو: شما کارهای زیادی میتوانید در این راستا انجام دهید. البته این کارها مشکلات شما را حل نمیکند و تنها ممکن است دلتان را چند درجه خنک کند. در موارد مشابه که در کشورهای دیگر رخ داده، با وزرا کارهای زیر را انجام داده اند که شما هم میتوانید از آن‎ها استفاده کنید: 

ـ حلوا حلوا کردن؛
ـ گذاشتن سینه دیوار و اعدام کردن؛
ـ گذاشتن سینه دیوار و اعدام نکردن و فقط ادای اعدام کردن در آوردن؛
ـ انفصال از خدمت و اتصال به خدمت در پست و مقامی دیگر (اعم از بالاتر و پایینتر)؛
ـ تشکیک در مدرک تحصیلی، احتمالا منجر به انفصال از خدمت، به شیوه فوق.

مسابقه پیامکی (2)

به‎نظر شما در صورت پیروزی نهایی جنبش سبز بر ملت ایران، کدامیک از رهبران سیاسی زیر که برای اداره آینده ایران اعلام آمادگی کرده اند، پادشاه ایران خواهند شد؟
1. محسن سازگارا؛ 2. ابوالحسن بنیصدر (مشهور به صددرصد سابق)؛ 3. هخا؛ 4. دونکورلئونه و پسران؛ 5. بانو مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی الی آخر؛ 6. علیرضا نوریزاده.
شما میتوانید با ارسال شماره صحیح از طریق پیامک از جوایز نقدی بهره مند شوید. 

جوایز این شماره:
ـ یک عدد کراوات گلدار به هفت نفر؛
ـ یک دستگاه پنجه بوکس به چهار نفر؛
ـ یک رأس گوساله تضمینی به یک نفر؛
ـ یک دستگاه بیامو آخرین سیستم به هیچ نفر.
از هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. بشتابید. شاید شما برنده خوشبخت جوایز استثنایی ما باشید.

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ رضا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

وبلاگ بهشت ایران، در دی ماه 1390 و در جشنواره آثار مربوط به جریان فتنه در بخش سایت و وبلاگ و از میان بیش از هزار سایت و وبلاگ شرکت کننده حائز رتبه سوم شد. همچنین این وبلاگ در جشنواره وبلاگ نویسی حماسه ۹ دی نیز برگزیده شده است.
موضوعات وب
امکانات وب