|
بهشت ایران |
روزنامه کیهان در ستون گفت و شنود خود نوشت:
[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٠ ] [ ٦:۱٧ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
![]() هیئت مؤسس دانشگاه آزاد به ریاست هاشمی رفسنجانی در جلسه روز گذشته خود مقرر کرد که در هفته آینده هیئت امنای این دانشگاه بار دیگر تشکیل جلسه دهد تا روند قانونی انتخاب ریاست دانشگاه آزاد به سرانجام برسد. از این کارهای هاشمی یاد یک ماجرایی افتادم که به خاطر حفظ شاَن ایشان از بیانش عذر خواهی میکنم. ولی آقای هاشمی آخرش که چی؟ [ ۱۳٩٠/۱٢/٤ ] [ ٢:۱٠ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
![]() امروز اسامی نهایی تأئید صلاحیت شدگان نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی اعلام شد که بر این اساس شهابالدین صدر سرلیست جبهه بصیرت و بیداری اسلامی و حجتالاسلام علوی سرلیست جبهه ایستادگی ردصلاحیت شدند.
شهابالدین صدر پس از قرار نگرفتن در لیست جبهه متحد اصولگرایان، جبهه بصیرت و بیداری اسلامی را راهاندازی کرده بود. حجتالاسلام علوی هماینک رئیس شورای عالی جبهه ایستادگی است. به نظر شما این دو چرا رد طلاحیت شدند؟ من فکر کنم یکی از آنها به اختلاس 3000میلیاردتومانی و دیگری به جهت اعتقاد به ستون خیمه فتنه رد شده اند اگر کسی دقبق میداند به من هم بگوید. [ ۱۳٩٠/۱٢/۳ ] [ ٥:٢٩ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
انتشار فیلم حضور عطاء الله مهاجرانی در ضیافت«الجنادریه» دیکتاتور سعودی
![]() خبرگزاری فارس: در پی افشاگری روز گذشته خبرگزاری فارس مبنی بر حضور یکی از اعضای برجسته فتنه سبز در مراسم جشن دیکتاتور سعودی و دریافت کمک 18 میلیون دلاری از دستگاه امنیتی عربستان ، امروز رسانه ها فیلم حضور عطاءالله مهاجرانی در این مراسم را منتشر کردند. به گزارش خبرنگار سیاسی فارس، خبرگزاری فارس روز گذشته خبری مبنی بر حضور یک عضو ارشد شورای سبز در ضیافت شاه عربستان در «الجنادریه» منتشر کرد. در این خبر آمده بود که دستگاه امنیتی رژیم سعودی علاوه بر کمک 18 میلیون دلاری به این فرد، به وی وعده داده تا با گسترده کردن بخش فارسی شبکه العربیه، تعدادی از عناصر رسانه ای وابسته به این گروه را بکارگیری کند. امروز باشگاه خبرنگاران جوان فیلمی را منتشر کرد که نشان می دهد در مراسم ضیافت مذکور، عطاء الله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت خاتمی و عضو ارشد دولت هاشمی رفسنجانی و عضو اتاق فکر موسوی در خارج کشور به نمایندگی از فتنهگران در ضیافت شاه عربستان سعودی حضور دارد. گفتنی است در ضیافت دیکتاتور سعودی علاوه بر مهاجرانی ، برخی روحانی نمایان شیعه لبنانی که با حمایت مادی سعودی ها علیه حزب الله فعالیت می کنند ، حضور داشته اند. بر اساس گزارشی که باشگاه خبرنگاران منتشر کرده، عطاءالله مهاجرانی به همراه نوریزاده در این مراسم با شور و اشتیاق به سخنان شاه سعودی گوش داده و پس از پایان سخنان عبدالله به شدت برای او دست می زند.خاطر نشان می شود پادشاه عربستان روز گذشته در اظهاراتی بی سابقه و تمجید از آمریکا، انگلیس و فرانسه، وتوی قطعنامه ضد سوری در شورای امنیت سازمان ملل متحد را سبب متزلزل شدن اعتماد تمام جهانیان! به سازمان ملل متحد توصیف کرد. تماشای فیلم در ادامه مطلب ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ ] [ ٦:٢٥ ق.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
سردار رادان:
برنامهریزی دشمن با هوشیاری مردم و پلیس نقش برآب شد
خبرگزاری فارس: جانشین فرمانده نیروی انتظامی با اشاره به اینکه هوشیاری مردم و اقدامات پیشگیرانه نیروهای امنیتی و انتظامی بار دیگر برنامه ریزی های مذبوحانه دشمنان را نقش بر آب کرد،اظهار داشت:مردم ما هوشیارتر از آنند که بخواهند فریب دشمنان را بخورند.
سردار احمدرضا رادان دقایقی پیش در گفتوگو با فارس گفت:مردم در سرتاسر میهن اسلامی امروز نیز مانند هر روز مشغول انجام امور روزمره خود بودند و هیچگونه گزارش سوءای از هیچ نقطه کشور واصل نشده است. وی با اشاره به تلاش های گسترده مخالفین و معاندین خارجی و داخلی خصوصا در فضای مجازی برای کشاندن مردم به خیابان ها تصریح کرد:خوشبختانه مردم فهیم ایران روز 22 بهمن با حضور بی سابقه خود در سالگرد پیروزی انقلاب پاسخ کوبندهای به استکبار جهانی و ایادی آن دادند. وی اضافه کرد:مردم امروز نیز با بی تفاوتی به القائات و تهییج رسانه های وابسته به بیگانه و مزدور،بار دیگر با مشارکت و همکاری با نیروهای انتظامی و اقدامات پیشگیرانه امنیتی برنامه ریزی های دشمنان را نقش برآب کردند تا انقلاب اسلامی همچنان با قوت به سمت اهداف اصیل خود طی طریق نماید. [ ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ ] [ ٦:٢٠ ق.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
مدعیان آزادی دست به دامان دیکتاتور واپسگرا شدند
در «الجنادریه» چه گذشت؟/ کمک 18 میلیون دلاری سعودی ها به شورای سبز
خبرگزاری فارس:دستگاه امنیتی رژیم سعودی علاوه بر کمک 18 میلیون دلاری به یک عضو شورای هماهنگی راه سبز، به وی وعده داده تا با گسترده کردن بخش فارسی شبکه العربیه ، تعدادی از عناصر رسانه ای وابسته به این گروه را بکارگیری کند. ![]() به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس ، بیست و هفتمین جشنواره میراث فرهنگی عربستان سعودی موسوم به «الجنادریه» امسال بیش از آن که حال و هوای فرهنگی داشته باشد ، صبغه ای سیاسی داشت به گونه ای که تعداد زیادی از چهره های سیاسی وابسته به گفتمان غربگرا ی مرتجع در آن حضور داشتند و مقامات سعودی نیز بیش از آن که به مباحث فرهنگی توجه داشته باشند ، این جشنواره را به محلی برای توافقات سیاسی و امنیتی به منظور پیشبرد اهداف این رژیم دیکتاتور و مرتجع در منطقه تبدیل کرده بودند. عبدالله بن عبدالعزیز ، دیکتاتور سالخورده سعودی نیز در این جشنواره برای مهمانان ویزه سنگ تمام گذاشت و آن ها را در کاخ خود به حضور پذیرفت و برای آناتن سخنرانی کرد.
بنا بر این گزارش ، از جمله مهمانان ویژه این جشنواره ، برخی ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی بودند که مشهورترین آنها علیرضا نوری زاده بود که حضور وی در این نشست مورد توجه و البته انتقاد رسانه های ایرانی (داخل و خارج کشور) قرار گرفت. البته نوری زاده چهره ناآشنایی برای سعودی ها نیست. وی که به زبان عربی مسلط است علاوه بر ارتباط با سیستم جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) ارتباط دیرینه ای با رژیم سعودی و سازمان امنیتی آن دارد. نوری زاده این ارتباط را پنهان نمی کند و در سال های گذشته نیز به بهانه های مختلف یه کشور سعودی سفر کرده و مبالغ کلانی از این رژیم بابت نوشته هایش در «الشرق الاوسط »دریافت می کند. اما حضور آشکار نوری زاده در محفل «الجنادره» چندان مهم نبود. آنچه در این خصوص، امسال اهمیت داشت ،؛ حضور یک چهره ایرانی دیگر ، البته با اسم مستعار و به صورت کاملا" مخفی بود. این فرد که از اعضای به اصطلاح مخفی «شورای هماهنگی راه سبز امید» است و مسئولیت خود را گشایش کانال های سیاسی و مالی برای حمایت از موسوی و کروبی در خارج از کشور عنوان می کند ، در جشنواره سعودی ها مقابل هیچ دوربینی قرار نگرفت تا ردی از او باقی بماند. کار عمده عضو مخفی شورای سبز در حاشیه «الجنادره» ، ملاقات های متعدد با مقامات سرویس امنیتی سعودی و برخی دیگر از کشورهای حاشیه خلیج فارس بود. گزارش خبرنگار فارس حاکی است ماحصل دیدارهای این عضو گروه موسوم به شورای هاهنگی سبز با مقامات سعودی ، دریافت مبلغ 18 میلیون دلار بوده که البته در قبال این مبلغ ، وی وعده داده که طی روزهای آینده ، حرکتی جدی از سوی جریان متبوعش در داخل ایران انجام شود که قابل بهره برداری جدی سعودی ها در تحولات منطقه ای باشد. علاوه بر این کمک سنگین مالی ، وعده دیگری که این فرد مدعی نمایندگی میرحسین موسوی از سعودی ها گرفته ، گسترده شدن فعالیت بخش فارسی شبکه «العربیه» است تا گروهی از عناصر رسانه ای ابسته به جریان موسوم به سبز که از ایران خارج شده و یا در حال خارج شدن هستند ، بتوانند تحت پوشش این شبکه فعالیت نموده و به لحاظ مالی تامین باشند. [ ۱۳٩٠/۱۱/٢٥ ] [ ۱٢:٠٢ ق.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
چرا بر سر دانشگاه آزاد اینقدر جدال شد؟ این سؤوالی بود که از من پرسیدند. سؤالی که 16/4/89 به آن اینگونه پاسخ دادم: "برای جواب بایستی مثالی بزنم. اجزای تشکیل دهنده آتش سه چیز است: 1- ماده سوختنی 2- اکسیژن 3- حرارت حالا برای خاموش کردن آتش با قطع هر یک از اینها موفق خواهیم بود. آتش فتنه هم اجزای مؤثری دارد، رهبری فتنه، منابع مالی، جو مسموم و آلوده به شایعه و دروغ، با قطع ارتباط سران فتنه،قطع منابع مالی، و شفاف کردن جامعه و بیان حقایق برای مردم میتوان آتش فتنه را خاموش کرد. ارتباط سران دروغ پرداز فتنه با کنترل رسانه ها تا حدودی قطع شد. دربارهی شفاف سازی فضایی که آن را غبار آلودکردند، اقدامات خوبی انجام شد تا ماهی ها در آب گل آلود در تور فتنه اسیر نشوند. فنته برای ادامه حیات منابع مالی هم دارد، بایستی آنها را شناسایی و قطع کرد از جملهی این منابع حیات فتنه همین دانشگاه آزاد است. دانشگاهی که با تمام خدماتش به کشور به جهت گیر کردن در دستان اختاپوس، سناریوهای مختلفی را برای کشور میخواست رغم بزند. به همین جهت با تدبیر خوب شورای انقلاب فرهنگی شاهد انقلاب دیگری در راستای حفظ نظام عزیز جمهوری اسلامی ایران بودیم. تمام جدل ها هم برای این بود که سلول های سرطانی به دنبال آلوده نگاه داشتن بافت پیکر بزرگ ایران اسلامیمان بودند، که در عمل جراحی سختی تومور فنته کنده شد!" حالا امروز خوشبختانه فهمیدم ضلع دیگری از آتش را برای همیشه از فتنه بریدند و قرار است دکتر فرهاد دانشجو که در کارنامه خود ریاست دانشگاه تربیت مدرس را دارد، به عنوان رئیس پیشنهادی این هیئت به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی میشود. در آستانه انتخابات مجلس در اسفندماه و قبل از پایان عمر این دوره مجمع تشخیص مصلحت لازم بود این انفاق بیفتد. [ ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ ] [ ٧:٥٢ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
لازم دیدم پس از پاسخ نامهی محمل سروش به امامم, حرفهای عاشورای قبل سروش را باز یادآور شوم, کسی که مطالبی از او را در کتب دینی حفظ میکردیم و امتحان میدادیم, چهره ضد دینی خود را اینچنین آشکار میکند. در روز چهارشنبه مورخ ٢۴ آذر 1389 مصادف با شب عاشورا در شهر راکویل ایالت مریلند دکتر عبدالکریم سروش، پیرامون "عقلانیت و شهادت" ، گل واژههایی سروده است: " واقعه عاشورا بزرگ شده است چرا که شیعیان حاجت داشتند از این واقعه یک اسطوره بسازند و با پیوند زدن خود به این اسطوره هم هویت کسب نمایند ، هم ابراز مظلومیت کنند و هم از مخالفان خود هویت ستانی کنند" "امتناع او از بیعت با یزید ریشه در سرشت خاص امام حسین داشت که با مشرب برادرش متفاوت بود. " وی همانگونه که موافق رویه صلح جویانه برادرش در مواجهه با معاویه نبود و گفته اند در این خصوص اختلافی هم بین دو برادر پیش آمد، نمی پسندید تا خلف وعده و نقض عهد معاویه در موروثی کردن خلافت و نصب فردی بی تجربه و نا لایق چون پسرش یزید بر این مقام را بپذیرد. از این رو دیگر پیمان بستن با خاندان معاویه را روا ندانست چون تجربه کرده بود که آنها در پیمان شکنی سابقه دارند." من در عجبم که شیعه چقدر مظلوم است که این آقا، معرفش است. با خواندن مطالب بالا اطمینان پیدا کردم، که سروش قطعاً امام شناس و شیعه شناس نیست. خاک بر دهانش،که امام حسن(ع) را ترسو معرفی و امام حسین(ع) را مخالفش میداند.اصلاً اختلافی بین امامان بزرگوار نبوده است.فتنه عصمت امامان را زیر سؤال میبرد. اگر این را بپذیرم یعنی العیاذبالله امام حسن(ع) دچار اشتباه شده و امام عصمت ندارد!؟ یک روایت بگویم: قال رسول الله (ص): إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَة فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً، پیامبر گرامی اسلام فرمودند: همانا به سبب شهادت فرزندم حسین (ع)، در قلوب مؤمنین حرارتی است که هرگز تا ابد خاموش نخواهد شد / مستدرک الوسائل، ج١٠، ص٣١٨ عَظَّمَ اللّهُ أُجُورَنا بِمُصابِنا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ وَ جَعَلَنا وَ إِیّاکُمْ مِنَ الطّالِبِینَ بِثارِهِ، مَعَ وَلِیِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ آلِ مُحَمَّد عَلَیْهِمُ السَّلامُ. بعد به این آقای سروش بگویم که امام حسن(ع)، در زمان حیاتش امام بوده و امام حسین(ع) در زمان ایشان مأموم بوده اند. معانی این کلمات مشخص است در ولایت پذیری شیعه چون و چرا وحود ندارد. امام حسین (ع) هیچ اختلافی با امام زمانش نداشته است. برای چه؟ برای اینکه امام حسن(ع) ٢٨ صفر سال ۵٠ هجری قمری به شهادت رسید و تا سال ۶٠ هجری،امام حسین(ع) ١٠ سال با معاویه در صلح بود.اگر امام مخالف برادرش بود فردای امامتش میتوانست مخالفت خود را اعلام کند. پس از مرگ معاویه در ١٢ رجب سال ۶٠ و پیمان شکنی او در خصوص این بند صلح نامه یعنی انتقال حکومت از معاویه به امام حسن(ع)، و در صورتی که ایشان در قید حیات نبود به امام حسین(ع) و ولیعهدی یزید، تا عاشورای ۶٠تنها ١٧٨روز از دوران امامت، امام حسین(ع) در قیام بودهاند. ساده نباشیم و با سخنان به ظاهر صحیح گول نخوریم. کار فتنه ایجاد شبه است. امامان ١٢ کپی برابر اصل از روی اصل نبوتند. امام حسین(ع) اگر زمان امام مهدی(عج) بودند غایب میشدند و اگر امام کاظم(ع) زمان امام حسین(ع)، امام بودند قیام میکردند.اگر امام حسن(ع) میجنگید همه شهید میشدند و چون شرایط زمان امام حسن(ع) با امام حسین(ع) متفاوت بود شهادت امام حسن(ع) نمیتوانست اثر خون شهادت امام حسین(ع) را داشته باشد. فتنه اصل را میشناسد و برای همین به اصل ولایت فقیه میتازند. فتنه بال سرخ عاشورایی و بال سبز مهدویت شیعه را میشناسد. برای همین است که مبانی تفکر سرخ و سبز علوی را هدف قرار میدهد. در روایات است «عاشورا حسنیة اولاً و حسینیة ثانیا»، عاشورا در درجه اول حسنی است و بعد حسینی؛ اگر صلح امام حسن اتفاق نمیافتاد عاشورایی هم نبود. مسعودی مورخ بزرگ اهل سنت در تاریخ مروج الذهب می نویسد، در زمان امام علی(ع)، مردی از اهل کوفه سوار بر جمل(شتر نر) خویش به شام آمد. مردی از اهل شام که در آن شتر طمع کرده بود به دادگاه شکایت برد که این ناقه( شتر ماده) من بوده و این مرد کوفی در جنگ صفین از من گرفته است. قاضی از او شاهد خواست و او هم پنجاه نفر از مردان شام را آورد و در پیشگاه قاضی شهادت دادند که این ناقه( شتر ماده) از آن مرد شامی بوده است! مرد کوفی شکایت نزد معاویه بود و گفت این شتر من اصلا ناقه( شتر ماده) نیست بلکه جمل(شتر نر) است . معاویه که با این حادثه شگفت روبه روشد گفت: لب فروبند! حال که حکمش صادر شده قیمتش را به تو می دهم. اما وقتی به کوفه نزد علی بن ابیطالب برگشتی به ایشان بگو من با ارتشی صد هزار نفری آماده جنگ با او هستم که بین شتر نر و ماده فرق نمی گذارند بلکه در مسیر جنگ صفین نماز جمعه را در روز چهارشنبه برای آنها خوانده ام و آنها سکوت کردند. (مروج الذهب ج2ص172 به نقل از الغدیر ج10ص196) در زمان امام حسن(ع) مردم فرق امام علی(ع) و معاویه را متوجه نمیشدند اما در زمان امام حسین(ع) فرق معاویه با یزید مشهود بود. در فتنه ایران هم این بیبصیرتی را در خواص دیدیم! یا لثارات الحسین(ع) [ ۱۳٩٠/۱٠/٧ ] [ ۱٢:۳٩ ق.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
دکتر سروش! نامه سرگشاده ات خطاب به امامم را خواندم، از آنجائیکه قد و اندازه امامم حضرت سید علی خامنهای روحی فدا نیستی من کمترین سربازش پاسخت را میدهم. البته ایرادی بر تو نیست! چرا که مهلت اقامتت دارد تمام میشود و باید کاری میکردی. قبلاً به مراجع نامه نوشی و اراجیف بافتی و تمدید گرفتی امسال چه کاری بهتر از این؟ گوگوش و گنجی، خودشان را خلاص کردند اظهار مرتدی کردند و سنگ تمام گذاشتند تو و این چند نفری که با روسری برداشتن اقامت گرفتهاید هم آنقدر سگ خوبی باشید که مثل آنها ارتدادتان را اعلام کنید و خلاص، البته توی مرتد با سخنرانی عاشورای سال قبل ضمنی این ارتداد را پذیرفتی و دلایلش را هم همان زمان و در همین وبلاگ نوشتم. بگذریم. در نامهات نوشتی: "این همه که مردم را در خطابهها به تقوا دعوت میکنید، آیا میشود به انتقاد هم دعوت کنید؟ نقد، تقوای سیاست است و بی انتقاد و مطالبه، تقوا طبلی تو خالی است. مگر علی با مردم خود نگفت: "لا تکفٌو عن مشورة بعدل او مقولة بحق فانی فی نفسی لست بفوق آن نخطی": "از مشورت دادن و حق گفتن با من دریغ نکنید که من برتر از خطا نیست"... تقوای سیاست که نقد است وتقوای اندیشه که سکوت است وتقوای عمل که مداراومروت است ازگفتاروکرداروپندار شما غایب است.در سیاست فراتر از نقد مینشینید ودر خطابه فزون تر از دانشتان سخن میگویید ودر عمل از حریفان ذلت وتسلیم میطلبید."
این شاه بیت نامهات بود. ماندم از این همه هوش و استعداد سرشارت دکتر! منِ عامی هم گول سخنانت را نخوردم چه رسد به اساتید و دانشجویان تشنهی دانش. گفتم بد نیست خدمتتان عرض کنم سالیانی است که امامم دعوت به کرسیهای آزاد اندیشی و نقد و نقادی میکند. خاصه دانشگاهیان را دائم به نقد و حتی نقد رهبری دعوت میکند. تو اقامتت را بگیر اما ما را نادان چو حماری مانند خود فرض مکن! شاید خبر نداری، امامم هر از گاهی جلساتی را با فقیهان و فیلسوفان و عالمان و اساتید و مدیران و اقتصاددانان و هنرمندان و دانشجویان و روحانیان و شاعران و فیلمسازان و... برگزار میکنند و از مشورتشان بهرهمیگیرند والبته شورای رسمی و قویای مانند مجلس شورای مصلحت نظام و سایر شوراهای رسمی مشاوران رسمی ایشان هستند. بد ندیدم از میان سخنان حضرت سید علی روحی فدا پاسخت را بدهم. ایشان خطاب به اصحاب مطبوعات فرمودند: "نقد یعنی عیار سنجی، یعنی : یک چیز خوب را، آدم ببیند خوب است؛ یک چیز بد را نیز ببیند؛ و بعد جمعبندی کند. جمعبندی کار یک مجموعه هم آن وقتی است که ضعفها و قوتها را منصفانه پهلوی همدیگر قرار بدهد. انتقاد معنایش این است که هر انسانى بنشیند عیارسنجى کند: ببیند نقطهى ضعف کجاست؛ بعد ببیند این نقطهى ضعف اگر مىتواند علّتیابى کند به کجا برمىگردد، سراغ آنجا برود؛ یعنى آن ریشه را پیدا کند، اصل را پیدا کند. اگر این کار انجام شد، درست است. اگر انتقاد به معنای عیبجویی باشد: 1 نه چیز خوبی است؛ 2 نه خیلی هنر زیادی میخواهد؛ 3 نه خیلی اطلاعات میخواهد؛ بلکه انسان با بیاطلاعی بهتر هم میتواند انتقاد کند. (انگار، اینها رو به تو فرمودند!) 4 انتقاد به معنای عیبجویی اصلاً هیچ لطفی ندارد، هیچ فایدهای هم ندارد. تفاوت نقدکردن و نق زدن: الف) نقد کردن یعنی: یک نکتهی تاریک را گفتن، و با جنبهای مثبت به جنگ آن رفتن، و برآن فایق آمدن. ب) نق زدن یعنی: یک نکتهی منفی را گرفتن، و مدام آنرا تکرار کردن، و سیاه نمایی کردن، و یاس پراکندن (به تو فرمودند!) تفاوت تخریب و انتقاد: یک مسأله هم، مسألهى انتقاد و تخریب است؛ مرز انتقاد و تخریب چیست؟ تخریب بکنند و اسمش را بگذارند انتقاد؛ یا از ما انتقاد بشود و ما تلقىِ تخریب از آن داشته باشیم؟ خب، باید مشخص بشود تخریب کدام است و انتقاد کدام است: الف) معناى انتقاد آن ارزشیابىِ منصفانهاى است که یک آدم کارشناس میکند؛ نقادى هم، همین است. وقتى شما طلا را میبرید پیش یک زرگر که نقادى کند، او میگوید:« آقا! این عیارش بیست است»؛ یعنى عیار بیست را قبول میکند؛ حالا از بیست و چهار عیار که طلاى خالص است چهار عیار کم است. این شد نقادى. البته زرگر هم هست و وسیلهى نقادى را هم دارد. ب) اما اگر چنانچه طلا را بردید مثلاً پیش یک آهنگر و او یک نگاهى کرد و آن را انداخت و گفت: «آقا! اینکه چیزى نیست.» این اسمش نقادى نیست. اولاً اصل طلا بودن شیی، انکار شده. خب، بالاخره مرد حسابى! حالا عیار بیست و چهار ندارد، عیار بیست که دارد؛ این را قبول کن! ثانیاً: شما که اهل این کار و آشناى این کار نیستى! تعریف تخریب: تخریب یعنی: انکار امتیازات؛ قبول نکردن برجستگیها و کارهای خوب؛ درشت کردن و برجسته کردن ضعفها. انتقاد تخریبی یعنی آن انتقادی که: قصد آن اصلاح نیست، بلکه به قصد تخریب است؛ واقعیت، غیر واقعیت، خلاف واقع، ضد واقع و همه چیز در آن هست؛ گاهی یک چیز کوچک را بزرگ میکنند؛ گاهی یک چیزی که نبوده به عنوان یک حقیقت مسلم جلوه میدهند. (مثل تو) هیچ بنای اصلاح ندارند، این تخریب است. طیف وسیع خط تخریب داخلی: 1 بعضیها واقعاً خبری ندارند؛ یعنی مغرض نیستند، اطلاعاتشان کم است و بر اثر بیاطلاعی چیزی میگویند. 2 بعضیها غرضهای شخصی و غرضهای سطحی دارند. (مثل تو که دنبال اقامتت تو امریکا هستی!) 3 بعضیها غرضهایشان عمقی است. یعنی با نظام مسأله دارند، کینهی امام در دلشان است. حرفهای امام را یا از اول قبول نداشتهاند یا حالا قبول ندارند. (که تهاجمها، پنجه زدنها و لجن پراکنیها، نتیجهی بینش این طیف است). (این هم به تو میخورد، یادم هست فرزندان امام از دانشگاه بیرونت کردند تا اراجیف نشنوند یادش بخیر دکتر، سال75، دانشکده فنی، من هم آن روز بی نصیب نبودم یه حالی بهت دادم تا امروز زیاد هم از دم دست نبودنت ناراحت نباشم.) وظایف نقد کننده: 1 باید در انتقاد از یک شخص یا دستگاه دچار بیانصافی نشویم. باید با انصاف بود، با انصاف عمل کرد، با انصاف حرف زد. اگر با کسی دشمن هستید نباید موجب شود حتی نسبت به دشمن بیعدالتی و بیانصافی کنید. نگرانی من از انتقاد کردن نیست. یکی انتقاد میکند یکی هم جواب میدهد، نگرانی من از رایج شدن اخلاق بیانصافی در جامعه است. 2 زیادهروی نباید کرد. در فریب خوردن از هوای نفس به خودمان سوء ظن داشته باشیم. ببینیم کجا هوای نفس است، کجا احساس تکلیف؛ و دقت بکنیم که حتی پا از دایره تکلیف آنطرفتر نباید گذاشت. 3 نباید به کسی تهمت زد یا بخاطر یک امر از همه چیزهایی که صلاحیت محسوب میشود، او را نفی کرد. 4 در حرف زدن، در تصمیمگیری و قضاوت، عدالت را رعایت کنید. 5 انتقاد با نظر خیرخواهانه است. و آن جایى واقعاً انتقاد است که کسانی با نظر خیرخواهانه، نقاط مثبتِ کارى را توجه میکنند و نقاط اشکالش را هم ذکر میکنند. 6 نقد را با عیبجویی و با عصبانیت و با بهانهگیری نباید اشتباه کرد. اما نقادی باید کرد. در عین حال نقدپذیر هم باید بود. وظایف نقد شونده: 1 وظیفهی مسؤولین انتقادپذیری است؛ البته نقدپذیری، فقط مخصوص مسؤولین نیست. 2 برای شنیدن نقد، سینهایگشاده و روی باز و گوش شنوا داشته باشید. هیچ ضرر نمیکنید اگر از شما انتقاد بکنند. 3 نقد منصفانه و نقدپذیری متواضعانه هر دو لازم است. 4 حتى اگر منتقد اشتباه کرد، گوش کنید تا آنجاهایی که واقعاً درست است از شما فوت نشود. 5 نقدهای مصلحانه و خیرخواهانه (نقدهایی که باید شنید حتی اگر وارد هم نباشد): الف) از سوی دوستان ب) از سوی کسانی که دوست و طرفدار هم نیستند، دوست هم نیست، دشمن هم نیست، لیکن نقد است؛ انتقاد است؛ باید گوش کرد. ج) نقدهای غیرمغرضانه برخی نخبگان، انتقاد خوب هدیهای است که باید گوش کرد. د) نصیحت علمای دینی، بزرگان دینی، مراجع را باید متنعم شمرد. 6 البته نباید خود را در معرض اتهام قرارداد، نباید برای جنجالآفرینیها که کسانی دنبالش هستند مسأله درست کرد و بهانه داد. 7 هیچ دستگاهی نباید خود را از نقد و انتقاد مصون و از عیب خالی بداند. (این معنای حقیقی اصلاح نظام مورد نظر اسلام است)؛ همه مشمول این قاعدهی کلی هستند: الف) نقد، ب) اصلاح، ج) پاسخگویی.
(انگار، اینها را هم حضرت آقا به من و بقیهی امت فرمودند که نامهی دکتر را خواندهایم!): وظایف مخاطب: 1 شنوندهی تهمت یا غیبت باید (نسبت به کسی که دارد غیبت او میشود یا به او تهمتی میزنند) حسن ظن داشته باشد و آنرا قبول نکند. قرآن کریم میفرماید: «لّوً لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا»؛ وقتى میشنوید که یکى را متهم میکنند، چرا به همدیگر حسن ظن ندارید؟ 2 بحث درست بکنید، بحث منطقى بکنید. سخنى را بشنوید، سخنى را بگویید؛ بعد بنشینید فکر کنید. این همان دستور قرآن است. «فبشّر عباد. الّذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه». سخن را باید گوش داد، بهترین را انتخاب کرد. 3 من به بزرگان هم نصیحتى بکنم. آنها هم باید توجه کنند: مواضع درست گرفتن، حرف درست زدن، و تحت تأثیر خبرهاى دروغ قرار نگرفتن، این هم وظیفه است. هزاران نفر در نظام اسلامى دارند محض رضاى خدا زحمت میکشند و تلاش میکنند و شب و روز خودشان را میکُشند، براى اینکه طبق حرکت اسلامى یک کارى انجام بگیرد، نظام اداره شود، وظایفِ بسیار سنگین انجام بگیرد؛ اما انسان یک خبر دروغى را بشنود، بنا کند همه ى اینها را زیر سؤال بردن مسؤولین دولتى را، دیگران را این هم مصلحت نیست، این هم خلاف است." دکتر کار من آسان شد چرا که امامم آنقدر با تقوا و نقدپذیر است که گفتم و با مدارا با اصحاب فتنه سخن میگوید و از روی اندیشه در مجازات سران فتنه سکوت کرده است که نامهی تویی سنگ روی یخی بیش نباشد و خانهات بر روی آب و کلامت بر باد هوا ناجاودان! امید که پند گیری ای ابله نادان! 2/10/1390 رضا
[ ۱۳٩٠/۱٠/۳ ] [ ۱٢:۱٩ ق.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
سیدمحمود علیزادهطباطبایی، وکیل خانواده هاشمیرفسنجانی، هفته گذشته سخنانی مهمی را درباره اسناد موجود در دفتر مهدی هاشمی انجام داد که باوجود اهمیتش، رسانه ها چندان آن را مورد توجه قرار ندادند.
![]() به گزارش بی باک به نقل از جهان، وکیل خانواده هاشمیرفسنجانی با عنوان اینکه مهدی هاشمی دفتری را محور فعالیت در انتخابات ریاست جمهوری دهم قرار داده بود، افزود: او در بعد از ظهر روز جمعه که نتایج قطعی آرا هنوز از سوی وزارت کشور اعلام نشده بود، آن اسناد و اطلاعات را در دفتر کار خود منهدم کرد.
ستاد قیطریه به گفته وی مهدی گفته است اطلاعاتش را "به هیچ کس جز شخص آقای هاشمی" نداده است. علیزادهطباطبایی در ادامه به ستاد قیطریه هم اشاره و تلویحا از نقش مهدی هاشمی در آن سخن می گوید: شب شنبه که هنوز نتیجه انتخابات از سوی وزارت کشور اعلام نشده بود، درست در زمانی که مهدی هاشمی تمام اسناد و مدارک خود را در دفتر کارش منهدم کرده بود، چند نفر از ستاد پلیس امنیت به ستاد انتخاباتی قیطریه آمدند و درگیری هایی را با افراد ستاد ایجاد کردند که با حضور مقامات عالی انتظامی این درگیری ها فیصله پیدا کرد. بنابر اطلاعاتی که پس از آشوب ها افشا شد ستاد قیطریه ستاد اصلی برنامه ریزی، هدایت و پشتیبانی آشوب ها از نظر سیاسی، مالی و میدانی بود که ارتباطات آشکاری با لندن داشت. البته اطلاعاتی که وکیل خانواده هاشمیرفسنجانی درباره منهدم کردن اسناد عنوان کرده، تایید می کند که منظور او دفتر مهمی است که نقش اصلی آن را هم مهدی هاشمی بر عهده داشت و پر از اسناد محرمانه بوده که البته اکثر آن ها پیش از کشف منهدم شدند. کشف اسناد در همین راستا، دادسرای تهران ۷ خرداد ۸۹ با انتشار بیانیهای اعلام کرد در بازرسی از دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد، اسناد و مدارک زیادی درباره برخی قراردادهای نفت و گاز، اسناد مالی غیر مرتبط با دانشگاه آزاد، اسناد محرمانه دولتی و نیز گزارشهای مرتبط با یکی از متهمان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری را کشف و ضبط کرده است. دادسرای تهران، علت این اقدام را "دریافت گزارشهایی مبنی بر نگهداری این اسناد در ساختمان محل استقرار دفتر هیات امنا و نیز تلاش عده ای برای خارج کردن این اسناد و مدارک از مرکز یاد شده " عنوان کرد. جزئیات ماجرا آنچنان که کاوه اشتهاردی، مدیر مسئول سابق روزنامه ایران، در دادگاه شکایت مهدی هاشمی افشا کرد: ساختمان دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد مرکز فعالیت های اقتصادی ، سیاسی و امنیتی مهدی هاشمی بوده و کاملاً به مانند یک ستاد بحران، تجهیز و آماده سازی شده بود. براتعلی سرلک رئیس دفتر مهدی هاشمی در دانشگاه آزاد، در جریان این بازرسی بازداشت شده و اعترافات قابل توجهی داشته است. روز ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، یک روز پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری مهدی هاشمی به سرلک دستور می دهد که به همراه چند نفر دیگر ساختمان مذکور را پاکسازی کنند تا اثری از اقدامات خاص مهدی هاشمی باقی نماند. سرلک به همراه آقایان امانی و ابوالفتحی اسناد مکتوب و تعداد زیادی سی دی را در چند کیسه از محل ساختمان خارج می کنند و ابتدا به ویلایی در منطقه دارآباد تهران منتقل و شبانه و تحت حفاظت گارد شخصی که با پول مهدی اجیر شده بودند و در یک عملیات مخفیانه در جاده لواسان امحا کرده اما خوشبختانه بخش قابل توجهی از این اسناد بازیابی شده است. به گفته مدیر مسئول سابق روزنامه ایران "در این ساختمان اسناد ویژه و حتی اسنادی با طبقه بندی محرمانه - خیلی محرمانه- سری و بکلی سری از نهاد هایی چون وزارت اطلاعات، ستاد کل نیروهای مسلح، ریاست جمهوری، بانک مرکزی، قوه قضائیه، شورای عالی امنیت ملی، وزارت نفت و ... نگهداری می شده و جای شگفتی دارد که تعداد زیادی از بولتن ها، گزارش ها و نامه های رسمی، سری و بکلی سری برخی دستگاه های امنیتی درباره اقدامات مجرمانه و مفاسد سیاسی و اقتصادی مهدی هاشمی نیز در دفتر او موجود بوده و در فایل های جداگانه بایگانی شده بود. کاست های ضبط شده از جلسات هیات امنای دانشگاه آزاد و برخی جلسات محرمانه مجمع تشخیص مصلحت نیز به این ساختمان منتقل شده و اقداماتی به واسطه آن صورت گرفته بود." سال گذشته از بخشی از همین اسناد یک نمایشگاه محرمانه برپا شده بود که به گفته اشتهاردی "برخی نزدیکان آقای هاشمی رفسنجانی پس از بازدید از این نمایشگاه از عملکرد مهدی هاشمی ابراز تأسف کرده و خواستار بازدید شخص حجت الاسلام والمسلمین اکبر هاشمی رفسنجانی از این نمایشگاه شده اند." هاشمی در جریان اسناد بود البته آقای هاشمی هرگز از این نمایشگاه بازدید بازدید نکرد چرا که به گفته علیزاده طباطبایی "هاشمی رفسنجانی می دانست مهدی در دفتر کارش چه کاری انجام می دهد." وکیل خانواده هاشمی در ادامه مصاحبه اخیرش عنوان کرده است: "ما هم نمی دانیم مهدی در دفتر خود چه کاری انجام می داده و چه اطلاعاتی را جمع آوری می کرده است." به نظر می رسد اسناد مربوط به کمیته موسوم به "صیانت از آرا" که مهدی هاشمی به عنوان نماینده پدرش در آن حضور داشت نیز، در دفتر هیئت امنا وجود داشته است. البته رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تنها فعالیت مهدی هاشمی در انتخابات خرداد ۸۸ حضور در این کمیته توصیف و هرگونه نقش آفرینی او در آشوب ها را انکار کرده است. آقای هاشمی رفسنجانی آذرماه سال ۸۸ در این باره گفت: من مطمئنم مهدی در این انتخابات در هیچ بخشی دخالت نداشت، "جز در مسئله کمیته صیانت از آرا ". مهدی نه پولی دارد و نه به کسی پول داد. گفتند: او پول داده تا افرادی در اغتشاشات شرکت کنند، در حالی که از این کارها بیزار است! مهدی هاشمی پس از آغار دادگاه های متهمان فتنه ۸۸ و اعترافاتی که علیه او مطرح شد اوایل شهریور ماه سال ۸۸ به بهانه ماموریت از ایران خارج شد. دفتر هیئتامنای دانشگاه آزاد در واکنش به انتقادات مطرح شده، به دفاع از مهدی هاشمی (رئیس این دفتر) پرداخت و با صدور اطلاعیهای سفر وی را یک "مأموریت سازمانی" عنوان و تاکید کرد: وی قطعاً بعد از اتمام "مأموریت سازمانی " خویش جهت پاسخگویی به مطالب کذب مطرح شده در دادگاه به کشور بازخواهد گشت. با وجود اعتراضات دنباله دار و افزایش درخواست ها برای بازگشت پسر آقای هاشمی و بازداشت وی، تاکنون خبری از مهدی هاشمی نشده و حتی به گفته وکیل وی "دستگاه قضایی نیز تاکنون هیچ احضاریه ای به مهدی ابلاغ نکرده است." [ ۱۳٩٠/٩/۱٢ ] [ ۸:۱٧ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
گفت: یکی از خانم های مدعی اصلاحات به برخی دیگر از اصلاح طلبان اعتراض کرده که «چرا به ما می گوئید با نام دیگری در انتخابات شرکت کنیم»؟!
[ ۱۳٩٠/٦/۱۸ ] [ ۱:٠٩ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
مصاحبه بی بی سی با خانم ئه ویندار از فرماندهان پژاک در دامنه کوه های زاگرس، جایی که به گفته این خانم حکومت ها به آن دسترسی ندارند ولی جاسوس انگلیس در آنجا حضور داشته و در حال گزارش است. به این بخش از گزارش بی بی سی از پژاک توجه کنید: "ئه ویندار می گوید نطفه تشکیل پژاک در سوم اسفند سال ۱۳۷۷ در ایران ریخته شد. در سال ۱۳۷۷ استاندار کردستان عبدالله رمضان زاده از چهره های کلیدی دولت اصلاح طلب خاتمی بود. او فضای بحث و گفتگو (بخوانید فضای فتنه و التهاب) را در کردستان توسعه داده بود. در آن زمان گفته می شد که رهبر پ کا کا با همکاری سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل دستگیر شده و به ترکیه تحویل داده شد. استانداری مجوز راهپیمایی اعتراضی را صادر کرده بود، اما بعدا دستگاههای امنیتی استاندار را مجبور به لغو این مجوز کرده بودند. در آن هنگام فرمانده نیروی انتظامی کردستان احمد رضا رادان بود. استاندار از مردم خواست تا این راهپیمایی را لغو کنند. اما مردم منطقه با حضور بی سابقه در خیابانها به دستگیری اوجلان اعتراض کردند. این اعتراضات با سر کوب خونین نیروهای امنیتی ایران روبر شد و پژاک می گوید بیش از ۴۰ نفر کشته شدند (پروژه شهید سازی). این موضوع بسیاری از جوانان را تشویق کرد تا به به پ کا کا، تنها حزبی کردستانی که مبارزه مسلحانه داشت بپیوندند." [ ۱۳٩٠/٦/۱۸ ] [ ۱٢:٤٢ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
چشممان روشن ما منتظر اعدام آقایان سران فتنه و کمرشکن شدن عمود خیمه هستیم ولی امان از این عطوفت اسلامی!!؟ دیروز دیدار و خرید شیخ با سوات امروز هم دیدار میر یزید و فردا هم لابد ... پس آن همه بی حرمتی به ساحن قدس امام زمان(عج)، امام حسین(ع)، به عمود انقلاب و سکان دار ولایت، نوامیس و پیر و جوان هیأتی را چه کنبم؟ خس و خاشاک را که جمع کردند آتش می زنند نه اینکه به باد بسپارند که همه جا را به گند بکشانند! شروع کرد، شرایط من برای انتخابات ...، تو اصلاً کی هستی که شرایط بگذاری؟! [ ۱۳٩٠/٦/۱۸ ] [ ۱٢:٠۱ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
این روزها مقامات و رسانه های غربی بدجوری از حرکت های ضد آمریکایی در مصر و تونس و الجزایر و اردن و... شوکه و عصبانی هستند. [ ۱۳۸٩/۱۱/٧ ] [ ۱٠:٥٩ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
میرحسین موسوی در یادداشتی که در سایت خبری اش (کلمه) آمده است، به طرح نظرات خود پیرامون قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت علیه کشورمان پرداخت: "سرانجام و متاسفانه قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت صادر شد. قطعنامه و قطعنامه هایی که می توانست با تدبیر وعقلانیت بر کشور ما تحمیل نشود." "آنچه در شرایط کنونی مهم است، اندیشیدن به راه حلهائی است که بتواند احتمالات خطر رابرای استقلال، تمامیت ارضی و حقوق مشروع کشور به حداقل برساند" تعجب نکنید این حرفها را موسوی گفته است، کسی که با خط گیری از نفاق و با اسم رمز تقلب، باعث شد انتخابات شماره یک برگزار شده در جهان به جای فرصت تبدیل به یک تهدید شود. کسی که باعث شد غرب جرأت پیدا کند و میدان گفتگو را با کف خیابانهای تهران عوض کند. کسی که خود با بازیگری خواسته یا ناخواسته ولی احمقانهی خود کشور را در شرایط خطر قرار داد. کسی که جان و مال و ناموس مردم را فدای خواستهی نفسانی خود کرد. کسی که با اعلام پیروزی هنگام رای دادن مردم و با بازی از پیش طراحی شده به دنبال ایجاد آشوب در کشور بود. این مطالب را باعث اصلی ایجاد خطر در کشور گفته است. حال، میآید , میگوید به دنبال کاهش خطر باشیم؟![دوست داشتم چند تا حرف در شأن ایشان هم بنویسم]
[ ۱۳۸٩/٤/۱۸ ] [ ۱٢:٢٥ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
علی رغم تلاش رسانه های اصلاح طلب نشست اخیر میرحسین موسوی با سید محمد خاتمی با حواشی و در فضایی تلخ انجام شد.
![]() ادامه مطلب را بخوانید ...
ادامه مطلب [ ۱۳۸٩/٤/۱۸ ] [ ۱۱:٥۸ ق.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
چرا بر سر دانشگاه آزاد اینقدر جدال شد؟ این سؤوالی بود که از من پرسیدند.
برای جواب بایستی مثالی بزنم. اجزای تشکیل دهنده آتش سه چیز است: 1- ماده سوختنی 2- اکسیژن 3- حرارت حالا برای خاموش کردن آتش با قطع هر یک از اینها موفق خواهیم بود. آتش فتنه هم اجزای مؤثری دارد، رهبری فتنه، منابع مالی، جو مسموم و آلوده به شایعه و دروغ، با قطع ارتباط سران فتنه،قطع منابع مالی، و شفاف کردن جامعه و بیان حقایق برای مردم میتوان آتش فتنه را خاموش کرد. ارتباط سران دروغ پرداز فتنه با کنترل رسانه ها تا حدودی قطع شد. دربارهی شفاف سازی فضایی که آن را غبار آلودکردند، اقدامات خوبی انجام شد تا ماهی ها در آب گل آلود در تور فتنه اسیر نشوند. فنته برای ادامه حیات منابع مالی هم دارد، بایستی آنها را شناسایی و قطع کرد از جملهی این منابع حیات فتنه همین دانشگاه آزاد است. دانشگاهی که با تمام خدماتش به کشور به جهت گیر کردن در دستان اختاپوس، سناریوهای مختلفی را برای کشور میخواست رغم بزند. به همین جهت با تدبیر خوب شورای انقلاب فرهنگی شاهد انقلاب دیگری در راستای حفظ نظام عزیز جمهوری اسلامی ایران بودیم. تمام جدل ها هم برای این بود که سلول های سرطانی به دنبال آلوده نگاه داشتن بافت پیکر بزرگ ایران اسلامیمان بودند، که در عمل جراحی سختی تومور فنته کنده شد! [ ۱۳۸٩/٤/۱٦ ] [ ٧:٤٢ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
سیل جمعیت مردم با مشاهده پلاکارد "موسوی، کروبی و خاتمی، مطرودین ملت "، شعار "مرگ بر منافق " و "حیدریام حیدریام، سرباز سیدعلیام " سر دادند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس، شبکه ایران از میدان آزادی، محل برگزاری مراسم 22 بهمن خبر داد؛ جمعیت گسترده مردم با استقبال از پلاکاردی علیه سران فتنه، شعار "مرگ بر منافق " و "حیدری ام حیدری ام، سرباز سیدعلی ام " سر دادند. سران فتنه کجا بودند؟ سایت های bbc و کلمه از استقبال پرشور مردم از سران فتنه در خیابان آزادی تهران و سایت های voa(صدای امریکا) و جرس نیز از ضرب و شتم آنان توسط مردم البته به زعم آنها لباس شخصی ها!!!!!!!!؟ خبر دادند. البته جرس با یک مقاله تحلیلی در خصوص آسیب شناسی 22 بهمن رای به شکست جنبش راه سبز داد و با اعلام ناکارامدی موسوی، کروبی و خاتمی خواهان تغییر تاکتیک و تغییر رهبران شد. احتمالاً اوباما را انتخاب خواهند کرد!
[ ۱۳۸۸/۱۱/٢٤ ] [ ۸:۱٠ ق.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |