بهشت ایران
« برگزیده جشنواره‌های آثار مرتبط با جریان فتنه و حماسه 9 دی در سال 1390 »
قالب وبلاگ

ذبح حضرت اسماعیل(ع) در قرآن کریم درآیات ۱۰۱-۱۰۷ سوره صافات روایت شده و در آن اشاره دارد به «وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظیم» که به جاى اسماعیل(ع) خداوند متعال «ذبح عظیم» قرار داد تا او در راه خدا کشته شود و اسماعیل(ع) از قربانى شدن رهایى یابد. اغلب فکر می‌کنیم که منظور از ذبح عظیم گوسفندى است که به جاى اسماعیل(ع) ذبح شد، اما به نظر مى رسد این نکته اگر چه درست است، اما همه حقیقت نیست.
 پیامبر و امامان ما(ع) در صلب اسماعیل(ع) بوده اند و درصورت ذبح حضرتش این سلسله قطع می‌شد.
خداوند  از نوع انسان نیز قربانى اى را به جاى اسماعیل(ع) قرار داد و او را به عنوان ذبیح اعظم  برگزید که باید دین اسلام به عنوان برترین دین آسمانى از خون او که خون خدا و ثارالله است آبیارى مى شد تا بتواند تا قیامت چراغ هدایت امت باشد. این انسان برتر از انبیا و فرشتگان، سید و سالار شهیدان و مظلوم کربلا حسین بن على(ع) است که ذبیح اعظم خدا است.
در عیون اخبار الرضا(ع) از امام رضا(ع) نقل شده است: هنگامى که حق تعالى به جای ذبح اسماعیل قوچى را فرستاد تا ذبح شود، حضرت ابراهیم(ع) آرزو کرد؛ کاش مى شد فرزندش را به دست خود ذبح کند و مأمور به ذبح گوسفند نمى شد تا به سبب درد و مصیبتى که از این راه به دل و جان او وارد مى شود، مصیبت پدرى باشد که عزیزترین فرزندش را به دست خود در راه خدا ذبح کرده تا از این طریق بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبت ها را به دست آورد. در این اثنا خطاب وحى از پروردگار جلیل به ابراهیم خلیل رسید که محبوب ترین مخلوقات من نزد تو کیست.
ابراهیم(ع) عرضه داشت: هیچ مخلوقى پیش من محبوب تر از حبیب تو محمد(ص) نیست. پس وحى آمد که آیا او را بیشتر دوست دارى یا خودت را ابراهیم(ع) گفت: او پیش من از خودم محبوب تر است. خداوند متعال فرمود: فرزند او را بیشتر دوست دارى یا فرزند خود را ابراهیم(ع) عرض کرد: فرزند او را بیشتر دوست دارم.
پس حق تعالى فرمود: آیا ذبح فرزند او(امام حسین علیه السلام) به دست دشمنان از روى ستم، بیشتر دل تو را مى سوزاند یا ذبح فرزند خودت به دست خودت در اطاعت من ! عرض کرد: پروردگارا! ذبح او به دست دشمنان بیشتر دلم را مى سوزاند. در این هنگام خداوند خطاب کرد؛ اى ابراهیم! پس به یقین جمعى که خود را از امت محمد(ص) مى شمارند، فرزند او حسین(ع) را از روى ظلم و ستم و با عداوت و دشمنى، ذبح خواهند کرد همان گونه که گوسفند را ذبح مى کنند و به این سبب مستوجب خشم و عذاب من مى گردند.
ابراهیم(ع) از شنیدن این خبر جانکاه، ناله و فریاد بر آورد و قلب و جان او به درد آمد و بسیار گریه نمود و دست از گریه بر نمى داشت تا این که وحى از جانب پروردگار جلیل رسید: « اى ابراهیم! گریه تو بر فرزندت اسماعیل اگر او را به دست خود ذبح مى کردى، فدا کردم به گریه اى که تو بر حسین(ع) و شهادتش کردى و بدین سبب بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبت ها را به تو دادم. در پایان امام رضا(ع) فرمود: این است مفهوم قول خداوند عز وجل؛ «وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ».

با خواندن این روایت بود که مفهوم روایت رسول الله(ص)، حسین منی و انا من حسین برایم قابل درک شد، حسین از من است چون پسرم هست و من هم از حسین هستم چون با فداشدنش نسل اسماعیل باقی ماند و من و فرزندانم هادیان امت به سوی سعادت و سلامت شدیم.

یالثارات الحسین(ع) 

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱۳ ] [ ٦:۱٧ ‎ق.ظ ] [ رضا ] [ نظرات () ]

حسین جان, امت حزب الله ایران اگر در کربلا بودند, ماجرا شکل دیگری داشت. آقای ما, مولای ما, در عاشورای 88 برای فرزندت ماجرایی مشابه کربلایت پیش آمد. لکن امت حزب الله ایران کوفی نبودند, بر عهد و پیمانشان استوار بودند. آنچنان عاشقانه از مقتدایشان جانانه دفاع کردند که عرق شرم امت از بی بصیرتی خواص در ماجرای سقیفه را خشک کرد, درد کوته بینی حکمیت نهروان را تا حدودی التیام بخشید, سوز خیانت جمل و نهروان را مرحمی شد و از تکرار کربلا جلوگیری کرد. خواص ساکت بودند مانند کربلا, عمر سعد و شمر و بقیه به میدان آمده بودند مانند کربلا ولی امت همراه آنان نبود مانند کربلا. ای کاش این امت آن زمان بود ای آقای ما مولای ما حسین جان.

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٢ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ] [ رضا ] [ نظرات () ]

 

در فتنه ایران با دیدن حمایت یاران سابق انقلاب از فرزندانشان یاد روایت زبیر افتادم که امیرالمؤمنین علیه السلام درباره او فرمودند: مَا زَالَ الزُّبَیْرُ رَجُلًا مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ حَتَّى نَشَأَ ابْنُهُ الْمَشْئُومُ عَبْدُ اللَّهِ. زبیر همواره مردى از ما اهل بیت بود تا آنکه پسر نافرخنده‏اش عبد الله به جوانى رسید.(شرح‏نهج‏البلاغة ابن ابى الحدید ج 20 ص 102 حکمت461) پسری که رو به روی قیام امام حسین (ع) ایستاد و حتی خونخواهانش را هم به شهادت رسانید تا اثری از امام (ع) باقی نماند. چه بسیار افرادی در طول تاریخ که به راه هدایت و نجات راه یافتند اما به علت عدم حفظ شرایط و عدم غیرت و تولی و تبرّی حقیقی به آن، مصداق «خَسِرَ الدِنیا وَ الآخِرَةِ» شدند. قرآن کریم دراین مورد می فرماید: ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فی‏ جَوْفِه‏(احزاب/4) یعنی حب دوچیز متضاد و متقابل همزمان در دل انسان قرار نمی گیرد و به هر میزان که که حب یکی وارد شود حب دیگری خارج می گردد.

 حب عمر و ابابکر و عثمان و عائشه و سران فتنه‌ی ایران و دشمنان اهلبیت حتی اگر اولاد انسان هم باشد، انسان را از سبیل سلام و راه هدایت جدا میکند. بنابر فرمایش مولی الموحّدین سبب اغوا و به هلاکت افتادن زبیر حبّ فرزندش عبد الله که معاند و مخالف مکتب اهل بیت علیهم السلام بود،بوده است. وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبیناً(نساء/119)

 یا لثارات الحسین(ع)

[ ۱۳٩٠/۱٠/٧ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ] [ رضا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

وبلاگ بهشت ایران، در دی ماه 1390 و در جشنواره آثار مربوط به جریان فتنه در بخش سایت و وبلاگ و از میان بیش از هزار سایت و وبلاگ شرکت کننده حائز رتبه سوم شد. همچنین این وبلاگ در جشنواره وبلاگ نویسی حماسه ۹ دی نیز برگزیده شده است.
موضوعات وب
امکانات وب