|
بهشت ایران |
دیشب قرار بود تهران که نه ایران را بترکونند ولی خبری نشد. بچه ها و پدر مادراشون بیرو ن آمدند و شادی کردند. به یمن ترقه های صنعتی حادثه جدی ای هم اتفاق نیفتاد. دیشب از بالاترین نقطه مشرف به تهران در انتهای خیابانی آتش بازی های کل تهران را نگاه می کردم. جالب بود ولی حیف که دوربین همراه نداشتم که شما را هم در دیدن زیبایی مونورهایی که هر از گاهی از گوشه کنار شهر بالا می رفتند سهیم کنم. [ ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ٦:٤۱ ق.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
پارسال این مطلب را گذاشته بودم، ما که اهل رنگ عوض کردن نیستیم دوباره حرفمان همان هست:
ما ترقههایمان را گذاشتیم برای چهارشنبه مبادا!
مهدی جهانتیغی البته شنیده شده که شیخ به پسرش گفته از خونه بیرون نره و مثل 22 بهمن خانواده رو بیشتر از این بی آبرو نکنه!. ژنرال شکست خورده درباره بعد از چهارشنبه سوری صحبت کنه بهتره، اولا چون بعد میتونه بگوید چهارشنبه سوری یک سنت ناب ایرانی است و تکلیف مردمی که آرام ترقه منفجر میکردند زیر پای مردم و خانواده ها با ترقه فروش های آشوبگر متفاوته!. ژنرال بعدا میتونه بگه من که گفتم چهارشنبه سوری حرفهای انقلابی زدن و نسبت خرافات زدن به این سنت ناب موجب عملی شدن توطئه شوم استکبار برای ایجاد خشونت خواهد شد!! هیهات آقای برادر ! ؛چهارشنبه سوری کیلو چند، ما ترقه هایمان را در جبهه ترکوندیم و عقده های مان خالی شده ، ترقه هایمان بوی باروت حلال میداد و صدایش اگر کسی را موجی میکرد کسی از ما ناراحت نمیشد. آنروز ترقه هایمان را بر سر مردم عادی هم حتی نریختیم ،ترقه هایمان گاهی قلابی هم درمیامد و چشم گوش خودمان را از کار می انداخت ولی حلال بود! از جیب خودمان خریده بودیم با ریال نه دلار ، ترقه هایمان امروز صدای و تخریبش بیشتر شده ولی قطعا هسته ای نشده چون ترقه هایمان را برای اذیت مردم دنیا نخواستیم. ما ترقه هایمان را تبدیل به شهاب، سجعیل و کروز کردیم و گذاشتیم برای چهارشنبه مبادا!. ما ترقه هایمان را گذاشتیم برای جنگ آرماگدون ، ما ترقه ها یمان را برای جماران از نوع ناوشکنش نگه داشتیم نه از نوع سایت خبری برای کر کردن گوش وکور کردن چشم خواننده هایمان !. ما عقده ای پریدن از روی آتش نیستیم ما لذت های یمان را از سوختن آتش زیر پوستی شیمایی برده ایم ، تو تفاوت لاستیک آتش زدن را با چند ساعت در زیر آتش دشمن بودن را کی می فهمی، ما کسر شٱنمان هست که از روی آتش خیابانی بپریم ، آتش بس را هم اگر قبول کردیم به خاطر امام بود!. ما پنچ شنبه آخر سال را برای رفتن به سر مزارهای گذشتگان گرامی میداریم و چهارتاصلوات برای امواتمان میفرستیم نه مثل شما با شنیدن هر ترقه، مردم بگویند بر پدرش لعنت بی شرف!!!. ما الکی خوش نیستیم، رهبران ما الکی خوش نبودند که ما باشیم!،ما خوشیمان در آرامش مردم است،تو هر جور خواستی خوش باش ولی اگر آرامش مردم را بهم ریختی تهمت لباس شخصی هم اگر بزنید خوشیتان را بهم می زنیم. ما سنت ایرانی اگر آموختیم از رستم و آرش کمانگیر آموختیم نه پریدن با شلوارک از روی آتش را!.چهارشنبه سوری ما یعنی آخرین چهارشنبه سال هم آمد و وقت تنگ است و ندای الرحیل بیشتر شنیده می شود. مرام ما نیست در چهارشنبه سوری خودمان را با آزار دیگران شادکردن ،مابه زنهای حامله،به پیرمردهای سنگین گوش!و پیرزن های گوژپشت احترام می گذاریم. ما حتی به راضی به جیغ زدن یک دختر سوسول که مثل آدم دارد راهش را می رود نیستیم ، ما دوست نداریم برای آنکه بگوییم بیشماریم ترقه منفجر کنیم . ما خودمان دل سوخته هستیم ولی نه کسی سوختن و آتش گرفتن ما را دیده و نه کسی فریادمان را شنید. شما اگر بیشمارید حسین قدیانی به نمایندگی از ما گفت: غلط کردید بیشماریید! ما مراسم ایرانی هم اگر داریم به خودمان ربط دارد به اجنبی ربط ندارد.اگر چهارشنبه سوری سنت ما ایرانی ها است غلط میکند آمریکایی ها با شما که در مراسم ما دخالت کند. اگر چهارشنبه سوری کاملا ایرانی است غلط می کند العربیه و الجزیره با همه خبرنگارانشان اگه بخوان دخالت کنند. [ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ۸:۳۸ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
یادش بخیر پارسال یک مطلبی برای چهارشنبه سوری نوشتم. امروز میخواستم بنویسم ولی بد ندیدم همان متن پارسالی را به این شیرین عقلها بگویم:
گفتم خدمت مهندس بزرگوار و شیخ بیسواد، یادآوری کنم که فردا چهارشنبه سوزیه! ما هم که میخوایم چهارشنبه سور بدیم. گفتم یاد آقایان بیاندازم که تشریف بیاورند. آخه ٨ مارس نیومدند. هرچی هم که وسایل پذیرایی مهیا کرده بودیم بیخودی بود. نه برادری بود نه برابری جنسیتی زن و مرد سبز! اما یک شب زود تر خدمتتان اطلاع دادم تا فردا شب فراموش نشود. آخه بدون شما زندگی کسل کننده هست. راستی با یک نفر صحبت میکردم، میگفت تا حالا فکر میکردم رئیس جمهوری کار سختی ولی بعد از دیدن استدلال و سواد مهندس و آشیخ، من هم مصمم شدم که دفعهی بعد کاندید بشم، راستی پیاز الان چنده؟ یک وقت تو مناظره میپرسند. انرژی هستهای و نانو و لیزر و راهبرد مقاومت و سلولهای بنیادی و سفر به فضا و پرتاب ماهواره و بابا بی خیال اینها رو ول کن پیاز چنده؟ [ ۱۳۸٩/۱٢/٢۳ ] [ ٩:٠٥ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
گفتم خدمت مهندس بزرگوار و شیخ بیسواد، یادآوری کنم که فردا چهارشنبه سوزیه! ما هم که میخوایم چهارشنبه سور بدیم. گفتم یاد آقایان بیاندازم که تشریف بیاورند. آخه ٨ مارس نیومدند. هرچی هم که وسایل پذیرایی مهیا کرده بودیم بیخودی بود. نه برادری بود نه برابری جنسیتی زن و مرد سبز! اما یک شب زود تر خدمتتان اطلاع دادم تا فردا شب فراموش نشود. آخه بدون شما زندگی کسل کننده هست. راستی با یک نفر صحبت میکردم، میگفت تا حالا فکر میکردم رئیس جمهوری کار سختی ولی بعد از دیدن استدلال و سواد مهندس و آشیخ، من هم مصمم شدم که دفعهی بعد کاندید بشم، راستی پیاز الان چنده؟ یک وقت تو مناظره میپرسند. انرژی هستهای و نانو و لیزر و راهبرد مقاومت و سلولهای بنیادی و سفر به فضا و پرتاب ماهواره و بابا بی خیال اینها رو ول کن پیاز چنده؟ [ ۱۳۸۸/۱٢/٢٤ ] [ ۱٢:۱٥ ق.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
جالب هست بدانید هنوز رهبران فتنه تصمیم نگرفته از خارج از کشور به آنها خط داده شد که: از شکست٢٢ بهمن نترسید که امسال هشت مارس (١٧ اسفند) ، روز جهانی برابری جنسی زن را به روز همبستگی مردم جهان با مبارزات و قهرمانیهای زنان و مردم ایران بر علیه جمهوری اسلامی به یک کارزار عظیم بین المللی تبدیل کنیم. (زکی!) تازشم اگه نشد، چهارشنبه سوزی هم هست! برنامه های این روز جهانی برابری جنسی زن را هم اعلام کردند، قرار هست سران فتنه میرشون رو تنها نذارن و همگی با هم چادر سر کنن! البته اگه تا اون روز باشن!
[ ۱۳۸۸/۱۱/٢٤ ] [ ٩:٤٢ ب.ظ ] [ رضا ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |